شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳ فوریه ۲۰۱۹

گفتمان 

بسیاری از طرفداران استقرار انقلابی و بلافصل سوسیالیسم، همراه با آنارشیست ها، مخالف دولت و کنترل دولتی اند و به جای آن از «خودگردانی»، «کنترل کارگری»، «دموکراسی مستقیم»، «موازی گرایی»، «سازمان دهی غیر سلسله مراتبی» و امثالهم حرف می زنند، بی آن که تعریف دقیق و مشخصی از این مفاهیم ارایه دهند و یا کاربرد عملی و واقعی آن ها را در نظر گیرند.

تردیدی نیست که حزب باید در عرصۀ سیاست جاری حضور فعال و قابل لمس و فهم داشته باشد و بنابراین باید سیاست ورز باشد. حزب سیاسی "دیوان محاسبات" یا "سازمان برنامه و بودجه" نیست، نکته اما نسبت میان سیاست ورزی و برنامه محوری است. هنر حزب این باید باشد که محورهای برنامه ای اش را در پیوند با زندگی جاری، از سوئی دستمایۀ سیاست ورزی کند و از سوی دیگر برای ارتقاء آنها تا حد یک گفتمان بکوشد.

اگر سرمایه قبلا در سطح ملی دستگاه های دولتی خود در عرصه های اقتصادی، سرکوب و ایدئولوژی را برای حفظ و گسترش قدرت خود به کار می گرفت، امروزه علاوه بر آن ها، بی آن که دولتی جهانی در کار باشد، سرمایه ی جهانی شده این دستگاه های کنترل را در سطح جهانی نیز تاسیس و تحمیل کرده است.

ارزش ها و آرمان هائی که حزب نوین چپ ایران نمایندگی میکند، در وحله اول کارگران و زحمتکشان و در وحله دوم منافع تمام مردم ایران و بشریت را مد نظر قرار می دهد. به همین دلیل یک حزب فراگیری خواهد بود که در بر گیرنده آرمان ها و ارزش هایی باشد که توسط آنها اقشار، طیف ها و طبقات و گروه های مختلف اجتماعی بتوانند در کنار همدیگر همزیستی مملو از سعادت، ترقی و رشد ارزش های بالنده انسانی داشته باشند

رفع فقر به معنای وسیع کلمه ( فقز مطلق و فقر نسبی ) در جامعه و کشور ما،صرفا راه حلهای اقتصادی و یا صرفا راه های سیاسی ندارد. رشد اقتصادی تک بعدی، بدون وجود دمکراسی و مشارکت مردم در امور اقتصادی و سیاسی و بدون تامین خدمات و عدالت اجتماعی، راه کاهش فقر و غلبه برآن در کشور ما نیست.

حزب چپ موفق نیازمند یک برنامه جامع است. منظور از برنامه جامع اما این نیست که برای همه مشکلات و نابسامانی ها، جواب های از پیش آماده داشته باشد. اما باید راستاهای نظری و سیاسی خود را برای رسیدن به راه حل های لازمه معرفی کند. مثلآ وقتی از حرص بی حد و مرز سرمایه در کسب سودهای هرچه بیشتر که تا سرحد گرفتن جان انسان ها نیز پیش می رود، ابراز انزجار می کند و آنرا دلیل جدی برای رشد ناموزون جامعه و سدی در مقابل برابرحقوقی شهروندان می داند، در مقابل باید بگوید که چگونه می خواهد رشد اقتصادی را با حضور سرمایه، اما بدور از بی عدالتی تامین کند

بیشترین دغدغۀ احزاب سیاسی تقویت پایگاه اجتماعی و رسیدن به قدرت یا مشارکت در قدرت است. آنها فقط هنگامی روی مواضع برنامه ای سرمایه می گذارند که به این هدف رسیده باشند. دشوار بتوان حزبی را که با رقبای ضعیفی روبروست، متقاعد کرد که به تقویت سمتگیری برنامه ای اش دست بزند و سیاستهائی را به میان بکشد که تمایز برنامه ای آن با رقیبان اش را بیان می کنند. بنابراین...

تشکیلات مدرن سیاسی باید بتواند مانند یک سازمان یادگیرنده عمل کند. یادگیری از یکسو یک فعالیت انفرادی است که هدفش ارتقا آگاهی، توانائی و عملگرائی فردی است. اما از سوی دیگر در یک سازمان یادگیرنده، یادگیری جمعی ابزاری برای گسترش دانش عمومی سازمان می باشد.

همه فروپاشی ها لزوما به گذار به دموکراسی نمی انجامند بلکه برخی فروپاشی ها با ویژگی های خاصی ممکن است، رژیم های دموکراتیک به دنبال خود بیاورند. آن چه بر طبق این استدلال در گذار به دموکراسی پس از فروپاشی رژیم های غیر دموکراتیک موثراست نه چهار ویژگی نظام سیاسی یا بحران های چهارگانه رژیم های غیردموکراتیک (بحران مشروعیت، بحران کارایی، بحران سلطه و بحران در همبستگی طبقه حاکمه) بلکه چهار ویژگی جنبش اجتماعی (نوع نارضایتی ها، نوع سازماندهی، نوع ایدئولوژی و نوع رهبری) است

هرگاه بخش اعظم حمايت های مادی و کمکهای مالی تنها از جانب اعطاکنندگان خصوصی انجام گيرد، در اين صورت احزاب مزبور به احزاب معطوف به منافع تبديل خواهد شد. بالطبع اين قبيل احزاب یرنامهها، سياست ها و اهداف خود را نيز در راستای منافع طبقات و اقشار حامی و کمک دهنده خود تدوين و تنظيم خواهند کرد و در نتيجه بايد در جهت خواستههای آنها حرکت کنند.