دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

گفتمان 

واقعیت این است که پیکار در راه رفع ستم ملی یکی از نزدیک به ده محور مبارزات دموکراتیک پیکار نیروهای چپ را تشکیل میدهد. میزان اهمیت، توان و قدرتی که ما در راه این پیکار دموکراتیک میگذاریم، با دیگر نیروهای اجتماعی که این مساله برایشان محور اساسی و اصل اولیه مبارزاتی است، میتواند برابری بکند؟ میتوان در جواب با جرات گفت که نه. میخواهیم این مساله را روی میز آورده و راجع به آن صحبت بکنیم، یا اینکه میخواهیم زیر فرش قایمش کرده و بصورت حاشیه ای در گوشه ای نگهداریم.

حرکت معکوس به سمت سرمایه داری در کشورهای سوسیالیستی پس از 70 سال نشان داد که سوسیالیسم بطور کامل به هدف خود نتوانست برسد. اما همین امر در سرتاسر جهان ضرورت یک الترناتیو و جانسختی مارکسیسم – لنینیسم را با همه تحریف ها و دگردیسی های موجود بنمایش گذاشت.

بی‌تردید رابطه‌ی مستقیمی بین قدرت سیاسی و نظام حقوقی وجود دارد. لیکن این رابطه، به‌صورت تک‌خطی در علوم ریاضی بیان نمی‌شود. بلکه نظام حقوقی همواره سعی می‌کند یک پوشش عام و غیرشخصی بر خصلت خاص قدرت سیاسی بدهد. این پوشش عام حقوقی، در تعادل و تنش معینی از نیروهای سیاسی در یک جامعه، قدرت هژمونیک اجتماعی و ایدئواوژيک ویژه در آن شرایط مشخص تدوین می‌گردد و در واقع بیان همان شرایط است.

علیرغم نقش تعیین‌کننده امریکا در جهت رهبری تحرکات طالبان از طریق رهبران خریده شده آن‌ها در شرایط کنونی، نباید از یاد برد که بازی باکارت طالب، مانند هر پدیده دیگری، در حال تحول بنیادی است. با در نظر داشت تغییرات ماهوی در روابط بین‌المللی و اوضاع داخلی افغانستان، پدیده طالب هم نمی‌تواند در خارج از دایره تغییر و تحول باقی بماند.

در پی تمامی نیت‌های کشورهای رقیب منطقه و هم‌پیمانان جهانی آنها نسبت به خوزستان یک حقیقت نهفته است. این حقیقت این است که بیش از ۱٫۶ میلیون نفر از مردم ایران بیش از هر کسی از جمله عربستان و عراق و سوریه نسبت به تعیین هویت و شرایط زندگی خود اولی‌تر هستند. این بومی‌های خوزستان هستند که تصمیم می‌گیرند «احوازی» باشند یا ایرانی و نه عربستان سعودی.

پورمحمدی، رئیسی، ری شهری که نقش مهمی در اجرای تصمیم خمینی داشتند، یعنی متهمان اصلی بیدادگری، در جایگاه داد و دادخواهی قرار دارند. امروز پرداختن به این موضوع، مساله نخست و مقدم ما نیست. ابتدا باید حقیقت روشن شود پس از آن، اجرای عدالت در مورد مجرمین معنا دار خواهد بود. در چارچوب اجرای عدالت است که، شعار "می بخشیم" یا "نمی بخشیم" ملموس و قابل فهم می شود. 

 

نزدیک به 40 سال از سرنگونی سلطنت پهلوی و از روزهایی که مجسمه‌های رضاشاه بنیان‌گذار این نظام در تهران و دیگر شهرهای ایران جای کن شد و همه‌ی خیابان‌ها و میدان‌هایی که به نام او بود تغییر نام یافت، می‌گذرد. در این 4 دهه گسترده‌ترین تبلیغات از سوی حکومت اسلامی علیه او و دوران سلطنت  استبدادی‌‌اش از سوی نهادهای جمهوری اسلامی صورت پذیرفت و آن بخش از کارهای او که گمان می‌رفت وجه مثبتی داشته است  با سکوت آگاهانه حکومت جدید و یا با  وارونه‌سازی  همراه شد.

 

به نام گرامشی هیچگاه نمی‏توان به حق دارا بودن مناطق آزاد از انتقاد استناد ورزید. وقتی گرامشی می‏گوید، «بی‏مبالاتی» و «عدم لیاقت» چه در قرائت متون ادبی و چه در قرائت «تجلیات زندگی» در خور «یک کیفر اخلاقی و روشنفکرانه‏اند»، فقط می‏تواند به کنش انتقاد و جدل نظر داشته باشد.

مادران  ستمدیده  ای که درکشورهای دیکتاتور زده  فرزندان خود را  در راه آزادی وعدالت از دست داده اند،  در سخت ترین شرایط  همواره برای  دادخواهی فرزندانشان بپا خاسته اند. درزمان رژیم گذشته نیز مادران و همسران  با تمام سختیها وتهدیدها برای  دادخواهی فرزندان و همسرانشان تلاش میکردند. مادران زنده یادان جزنی و حکمت جو از جمله این مادران بودند

گرچه انتظار می رود که وقتی پوپولیست به قدرت میرسد دیگر جایی برای انتقاد نمی ماند، اما در نمونه جمهوری اسلامی در ایران، شاوز در ونزوئلا، اردوغان در ترکیه و یا ترامپ در آمریکا شاهد هستیم که پوپولیست همچنان مایل است خود را حتی در اوج اقتدارعملی به عنوان قربانی عرضه نماید و کاستی ها را ناشی از سابوتاژ خارجی، دولت پنهان و یا نیروهای خارج از قدرت و درمورد ترامپ وسایل ارتباط جمعی و مدیا نشان دهد.