سياسی | به پيش
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۱ اوت ۲۰۱۸

سياسی

حاکمیت با یک بحران ساختاری علاج ناپذیر و سرطانی درگیر هست. بحرانی که جامعه را ناراضی و تا سرحد یک انقلاب اجتماعی پیش برده است. علیرغم اینکه این اختلافات و بحران ساختاری نفوذ حاکمیت را بسیار کاهش داده است ولی انسجام و همگرایی جناحهای حاکم در سرکوبهای سیستماتیک از یک سو و تحریمها و رفتارهای دشمنانه آمریکا از سوی دیگر و نیز پراکندگی اعتراضات عمومی پتانسیل مهار نافرمانیهای سرکش جامعه از سوی حکومت را هر چند شکننده ولی حفظ کرده است

متاسفانه برداشت نادرستی از سازمان‌های صنفی و طبقاتی کارگران وجوددارد که گویااین سازمان‌ها میانجی‌کارگران درروابط کار هستند وبنا دارند به‌مثابه یک واسطه و یا دلال شرایط سازگاری بین کارفرماو دولتِ‌کارفرمایی را با کارگران ایجادکنند. به‌همین جهت نقش سازمان‌های کارگری را درحد یک دلال و واسطه پایین می‌آورند

برخلاف همه ادعاهای اصلاح طلبان حکومتی وغیرحکومتی، این جمهوری اسلامی است که باشتابی باورنکردنی کشور رابسوی فروپاشی سوق داده ومی دهد. واتفاقاراه جلوگیری ازفروپاشی ایران، برکناری نظام قرون وسطائی حاکم وجایگزینی آن با نظامی دموکراتیک، عادلانه و به‌ دورازتبعیض است. ضرورت تشکیل جبهه وسیع جمهوری خواهان ازجمله ازچنین ضرورت هائی ناشی می شود.

استبداد مبتنی برولایت فقیه مسئول مرکزی مشکلات کنونی کشور است.  حل بنیانی بحرانهای کنونی و امکان مشارکت مجموعه نیروهای سیاسی و اجتماعی برای حل مشکلات کشور تنها با نفی این سیستم و امکان شکل گیری اراده همگانی در تعیین مسئولین کشور بر اساس انتخاباتی آزاد ممکن است.

اگر آقای خاتمی و یارانش جداً خواهان حل مسائل و مشکلات جامعه و کشور هستند، راه، روش و سیاست شفاف، صادقانه، خردمندانه، دمکراتیک و مردم‌دوستانه، پیوستن به مردم و تکیه به آن و نیروهای آزادیخواه، عدالت‌جو و طرفدار دمکراسی و صلح دوست است

 نتیجە این کشمکش در نهایت بە سود وزیر بهداشت رقم خورد. اما بازندە واقعی این کشمکش جناحی بر خلاف آنچە وانمود می شد کە گویا بر سر حفظ منافع کارگر و بقای تامین اجتماعی است. بر سر تسلط جناحی بر اموال تامین اجتماعی بود و نهایتا در این  میان کارگران و بازنشستگان بودند کە بار دیگر قربانی شدند

همان مردمی که دی ماه را در تاریخ معاصر ایران ثبت کردند و همچنان هم در کار تولید و بازتولید تداوم آن هستند تا سرانجام بتوان محاصره مدنی این حکومت ولایی را به فرجام رساند. اینان نه از ترامپ خط و الهام می گیرند و نه که به ترامپها امید بستهاند. این اعتراضات مردمی، برای رسیدن مردم ایران به آزادی و دمکراسی اند و برای برچیده شدن انواع تبعیضات ناشی از حاکمیت جمهوری اسلامی تبعیض بنیاد.

براستی آیا آقای خاتمی به این نکته نیز توجه کرده است که نیروی پیش برنده این «15 راهکار» چه کسانی‌ خواهند بود؟ اگر قرار باشد که پیش برنده این راهکارها همان‌هایی باشند که به عوض شنیدن صدای مردم، آن‌گونه که در راهکار شماره 12 به آن اشاره شده است،  سخن از سرکوب و بگیر و ببند و اعدام می‌زنند، در این‌صورت، کل نظام جمهوری اسلامی است که فردا روزی، با تداوم وقایع دی‌ماه، از مردم درخواست عفو خواهد کرد.

اگر اپوزیسیون رادیکال، سکولار و دموکراتیک ایران قادر نباشد تا قطب متحد جبهه ای آلترناتیو منسجمی را بصورتی عاجل تشکیل دهد، این خلا توسط قدرت های بین المللی و توسط گماشته های آنها پر خواهد شد. در عرصه چنین رقابتی چپ ایران و نیروهای رادیکال آزادیخواه باید بتوانند با امکانات تبلیغاتی دیجیتالی رقیبان بین المللی خویش رقابت نمایند.

اگر بپذیریم که در پس این وضعیت کنونی اقتصاد بحران آلود که به قیمت از دست رفتن ارزش پول ملی و گذار به سوی آینده‌ای بس خطرناک‌تر از شرایط کنونی است، می‌تواند نوعی روبنای متضاد با خود را بیافریند. چرا ما نتوانیم آن روبنا را به سود کارگران و زحمتکشان بنا کنیم