سه شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۷ - ۲۳ اکتبر ۲۰۱۸

سياسی

تازه داشتیم کم‌کم حادثه در قفس‌های آهنین کردن‌های کودکان جداشده از دامن مادران پناهنده آمریکای لاتین در آمریکا توسط دولت ترامپ را به فراموشی می‌سپردیم، که کلمات قصار دیروزی آقای ترامپ بر دهان ایشان جاری شد. موضوع از چه قرار است؟

آقای روحانی حقیقتا مردم و خصوصا دانشگاهیان را دست کم گرفته و با فریبکاری حکمی را اصل مسلم فرض کرده و بر اساس آن استدلال می کند. او با فرض من درآوردی و فریبکارانه "خوشبینی مردم نسبت به دولت" احکام دیگری را نتیجه می گیرد.

مقامات قضایی و انتظامی جنایتکار رژیم کە در واقع برحسب وظیفە و نقش قانونی شان می بایستی دفاع از حقوق شهروندی و قضایی شهروندان و حق و عدالت و پرهیز از دروغ و اتهام زنی ناروا باشد، این بار نیز بر خلاف وظیفە قانونی شان مانند موارد دیگر بجای انجام وظایفشان بە اتهام وتهدید و سرکوب روی آوردە و کوشش می کنند با این گونە وسایل نا مشروع و نا کارآمد بە زعم خودشان با پاک کردن صورت مسئلە هزینە عملکرد و سیاستهایشان را کە موجب این اعتصاب گردیدە است بر دوش رانندگان قرار دهند.

چه کسی میتواند تضمین کند که شکل گذار از جمهوری اسلامی ایران بصورت شکل کلاسیکی صورت خواهد گرفت که در آن برای تمام احزاب اپوزیسیون، از جمله احزاب چپ ایران به میزان برابری ازادی و امکان ایفای نقش فراهم خواهد شده تا اینکه بتوانند در پروسه روند تحولات سیاسی، تشکیل مجلس موسسان و تنظیم قانون اساسی نوین ایران نقش کارا، موثر و برابر حقوقی خویش را ایفا نمایند.

در شرایط کنونی ایران، اصلاحات از محدوده معینی نمی‌تواند تجاوز کند. محدوده‌ای که با تائید رهبری و بدون به خطر انداختن حاکمیت مطلق او معین می‌شود. اما در صورت بکار افتادن دو نیروی دیگر، یعنی فشار خارجی و جنبش توده‌ای، ممکن است بخش‌های وسیع‌تری از حکومت به مخالفان بپیوندند. و این امکان به وجود ‌آید که قبل از اینکه کار با فروپاشی رژیم به پایان برسد خود مخالفان داخل حکومت، رهبر و حامیان سرسخت او را کنار بگذارند.

همه آنچه در سال‌های پایانی دهه 60 و نیز در تداوم آن در دهه های 70 و 80 به وقوع پیوستند، از آن‌جمله: رفراندوم تغییر قانون اساسی، نظارت استصوابی، شورای تشخیص مصلحت نظام و ... نیز با هدف تحکیم و بی بازگشت نمودن انحرافی بود که در بیانیه مشترک ابوالفضل قدیانی و علیرضا رجایی از آن یاد می‌شود.

جا دارد هر کدام از ما به سهم خود به این مساله بیاندیشیم که مسئولیت فردی، سیاسی و اجتماعی خود را در مقابله با این جنگ، در تلاش برای تبدیل کردن اعدام های سال شصت و هفت به یک معیار در سیاست ایران چقدر انجام داده ایم، چقدر در این جهت این که جنایتکاران نتوانند به چهره های محبوب سیاسی تبدیل شوند تلاش کرده ایم، چقدر تلاش کرده ایم صدای جنبش دادخواهی در برابر این گونه عوام فریبی ها و در برابر سرکوب چه از نوع سخت و چه از نوع نرم آن باشیم؟

امروزه همه پان ترک ها، پان کرد ها، پان فارس ها، پان عرب ها و دیگر پان ها بدون استثنا تامین و تضمین منافع گروهی خویش را در همپیالگی با بلوک ترامپ- نتانیاهو – پمپئو می یابند. بعضی از آنها تا آنجا پیش می روند که اعلام می کنند همزمان با اعلامیه "نه قرارداد" بلفور در زمان جنگ جهانی اول که توسط آن استعمار انگلیس بخش فلسطینی سرزمین اعراب را به صهیونیست ها بخشیده بود، همین استعمار کبیر همان زمان به این دوستان "پان" ما هم چنین وعده هائی داده بود و امروز بعضی از آنها وفای  به وعده اعلامیه بلفور را از اربابان بزرگ تقاضا می نمایند.

در ست فهميده ايد، كمونيستها با كعبه آمال شما، «نظام پهلوى » به مخالفت برخاستند اما دليل داشت، آنها عليه ديكتاتورى و فاشيسم بودند، هم اين ها بودند كه در تمام سال هاى سكوتِ رهبران و همفكران كنونى شما، باز هم بار اصلى مبارزه با فاشيسم اسلامى را بر دوش كشيدند. 

بحران مالی سال دوهزار و هشت که کم مانده بود نظام سرمایه داری کلان  را به زانو در بیاورد، بر اساس فروش اسناد اوراق بهاداری صورت گرفته بود که بر پایه های پشتوانه ای وام های بی در و پیکری که به مردمی که امکان باز پرداخت آنها را نداشتند جهت خرید خانه داده شده بود، تهیه و صادر شده بودند.