يكشنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۴ فوریه ۲۰۱۹

نامه‌ها

یاد فروغ تاجبخش نماد پرآوازۀ خاوران و سمبل امید و ایستادگی در مقابل استبداد را در برلین گرامی می داریم.

در شرایط کنونی که بحرانی همه جانبه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی و ایدئولوژیک حاکمیت را فرا گرفته و رژیم درمانده‌تر از همیشه است، برای دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی، توسعه، پس راندن نیروهای واپس‌گرا و ارتجاعی و قطع دست و طمع امپریالیسم، کشورمان به اتحاد نیرومندی از نیروهای مترقی و آزادیخواه نیازمند است. اتحاد چپ می‌تواند هسته این اتحاد گسترده دموکراتیک کشورمان باشد.

اینک که او دیگر در میان ما نیست، مهر خود را از خود در قلب و جان ما به یادگار، به ودیعه، گذاشت و رفت. رفت، همانند بسیار پدران و مادران داغ‌دار دیگر، بی‌آنکه شاهد دادخواهی از بیدادی باشد که در حق او، در حق پسرش و در حق دیگر آزادی‌خواهان سربلند این سرزمین اعمال شد، که همهٔ آنان را چون فرزند دلبند خود دوست داشت.

رمز این حیات ققنوس وار چیزی نیست جز این‌که تا استبداد، تبعيض، ستم و بهره‌کشی هست، مبارزه هم هست. در برابر خاطره تابناک فدائیان جان‌باخته سر فرود می‌آوریم و بر اتحاد چپ و ائتلاف نيروهای جمهوری‌خواه برای گذار از استبداد مذهبی تأکید دارد.

انقلابی که به عنوان قیامی علیه سلطنت و سلطه ایالات متحده آمریکا آغاز شد و به یک رژیم استبدادی انجامید و دین را پایه و اساس حکومت قرارداد.

تلخی، سختی، خشونت، اجحاف، نابرابری و سرکوب مداوم آن‌ها را گرگی کرده در مصاف زندگی که به چیزی جز یک‌لقمه‌نان باور ندارند. اکثریتی که همیشه زیر نظر حاکمیت‌اند. مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و با کمترین تخطی سخت‌ترین سرکوب در حقشان اعمال می‌شود!

فریاد عاموس عوز در غوغای سخنوری و فریادهای مزورانه و هیستریک رایج سردمداران جهان سیاست در مورد حل درگیری خونین و جانکاه خاورمیانه، فریادی است از روی عقل سلیم ودرایت. او با تحلیلی دقیق و درست به علل و ریشه های بحران خاورمیانه پرداخته و نشان می دهد که" چگونه می توان فناتیسم را درمان کرد".

 

سوسیالیسم از نوع اسکاندیناوی که در زمان حیات شوروی در برخی کشورهای اروپایی ایجاد شد یک عوام‌فریبی بزرگ بود، بیم از گسترش شوروی، درواقع مهار آن بود، نه بیش! در شرایط کنونی، بسیاری از آن آب‌بندها که درواقع سدی برای گسترش اندیشه‌های سوسیالیستی بود، یکی پس از دیگری برچیده می‌شوند، در فقدان علت، معلول نیز از بین می‌رود.

چرا؟ چرا؟ از این‌همه اشتباه و آدرس اشتباه دادن درس نگرفتیم؛ هرگز تن به گفتگو و تلاش برای یافتن راه‌هایی برای هم‌گرایی برنیامدیم؟ همیشه پاسخ‌های از قبل آماده را در زرورقی از مسائل سیاسی پیچیدیم و بر آن مبنا صغرا و کبرا کردیم. پاسخ‌هایی که تنها می‌توانست و می‌تواند راضی‌کننده همان گروهان باقی‌مانده از لشگر سال‌های انقلاب باشد.