يكشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹

نامه‌ها

امروزه ادعا می‌شود که سبک نویسندگی جویس، ‌‌این مهاجر‌‌ایرلندی، روی نویسندگانی مانند: ویرجینیا ولف، ساموئل بکت، نابکوف، و سلمان رشدی، اثر گذاشته است. آثار جویس نمایش شک سکولار، تولرانس لیبرال، و هومانیسم شوخ طبع است.

از طرفی نئولیبرالیسم را در ایران کنونی نقد می‌کند، بدون این‌که توجه به این موضوع کند که در مورد ایران، کشوری که بیش از ۶۰ درصد اقتصاد آن در دست بنیاد های نظامی و حکومتی است، سخن از نولیبرالیسم بیشتر یک شوخی است تا چیز دیگر.



 

 این سروده به شما اسماعیل عزیز که در قلبم جای دارید تقدیم می کنم تک تک؟ واژه های این سروده را از قلبم گرفتم و با تمام وجودم به شما تقدیم می کنم.

می گوید: دیناری در بساطم نیست تا چه رسد به مبلغ نجومی سه میلیون تومان . منتظرم ساعتی بگذرد تا بتوانم با تاریکی بیشتر هوا لباسم را پوشیده بروم پی کارم . بگذ ار هر چه می خواد پیش آید. فوقش دستم کجکی جوش می خورد.

کسانی که در طی سال‌ها به مردم بلوچ توهین کرده اند یا آنها را بیگناه کشته اند‌، ترفیع درجه گرفته و تشویق شده اند. و این نگاه مرگبار‌، خطرناک و تنفرآمیز برتری طلبانه و نهادینه شده در بلوچستان عادی شده است و به یک ضابطه و هنجار پذیرفته شده توسط مامورین نظام مبدل گشته است.

بگذار تا بسوزد آتش

'بگذار تا بسوزاند

بگذار سیل را که روان گردد؛

ویران کند ستبر بنایی را

کو با نهیب ستونهاش، استوار،

بس ریشه ی درختِ پربار زندگی را خشکانده ست

چرا باید من از مرگ بترسم

نه مرد قدرت بودم و قاتل کسی!

اگر نتوانستم فاشیستها را شکست بدهم

[چون ضعیف تر بودم

مرگ برای من جزی از زندگی ست

و من زندگی را

آنطور که هست پذیرفتم

در اواخر دی‌ماه سال 47 حسن ضیاظریفی در بی‌دادگاه نظامی محکم و استوار از آرمان و مواضع سیاسی‌اش دفاع می‌کند؛ او در بخشی از دفاعیاتش می‌گوید: "یک امر به‌عنوان نیت من و به‌عنوان نیت مقدسم و به‌عنوان راهنمای من در کارهای سیاسی و اجتماعی مطرح بوده و خواهد بود و آن آزادی و سعادت وطنم و سرفرازی و خوشبختی مردم زحمتکش و رنج‌دیده ایست که به نام ملت ایران خوانده می‌شود"

برای رهای از درد

باید همچون بارش باران

همچون سیل بی امان

طغیان شد و پرچم عشق را

را به هر خونه برد