چهارشنبه ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۴ آوریل ۲۰۱۹

نامه‌ها

تلخی، سختی، خشونت، اجحاف، نابرابری و سرکوب مداوم آن‌ها را گرگی کرده در مصاف زندگی که به چیزی جز یک‌لقمه‌نان باور ندارند. اکثریتی که همیشه زیر نظر حاکمیت‌اند. مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و با کمترین تخطی سخت‌ترین سرکوب در حقشان اعمال می‌شود!

فریاد عاموس عوز در غوغای سخنوری و فریادهای مزورانه و هیستریک رایج سردمداران جهان سیاست در مورد حل درگیری خونین و جانکاه خاورمیانه، فریادی است از روی عقل سلیم ودرایت. او با تحلیلی دقیق و درست به علل و ریشه های بحران خاورمیانه پرداخته و نشان می دهد که" چگونه می توان فناتیسم را درمان کرد".

 

سوسیالیسم از نوع اسکاندیناوی که در زمان حیات شوروی در برخی کشورهای اروپایی ایجاد شد یک عوام‌فریبی بزرگ بود، بیم از گسترش شوروی، درواقع مهار آن بود، نه بیش! در شرایط کنونی، بسیاری از آن آب‌بندها که درواقع سدی برای گسترش اندیشه‌های سوسیالیستی بود، یکی پس از دیگری برچیده می‌شوند، در فقدان علت، معلول نیز از بین می‌رود.

چرا؟ چرا؟ از این‌همه اشتباه و آدرس اشتباه دادن درس نگرفتیم؛ هرگز تن به گفتگو و تلاش برای یافتن راه‌هایی برای هم‌گرایی برنیامدیم؟ همیشه پاسخ‌های از قبل آماده را در زرورقی از مسائل سیاسی پیچیدیم و بر آن مبنا صغرا و کبرا کردیم. پاسخ‌هایی که تنها می‌توانست و می‌تواند راضی‌کننده همان گروهان باقی‌مانده از لشگر سال‌های انقلاب باشد.

ما، حزب چپ ايران (فدائيان خلق) را متعلق به ياران فدائی و دیگر نیروهای چپ ایران می‌دانیم و اين انتظار را داريم که شما پشتيبان حزب باشيد، در تقويت آن بکوشيد و در اشاعه ديدگاه و سیاست‌های آن نقش ايفا کنيد. حزب چپ در پرتو حمايت و فعاليت شما قادر خواهد شد که در ميان کارگران، معلمان، زحمتکشان شهر روستا، زنان، دانشجویان و طبقه متوسط جديد حضور گسترده پيدا کند و در سپهر سياسی کشور جايگاه درخور بيابد.

«باید نزدیک شویم!»

«ولع سراب»

 

بی‌تردید اعتراضات گسترده‌تری نیز درراه است. چراکه اکنون زحمتکشان به‌خوبی دریافته‌اند که بی‌عدالتی، غارت و چپاول دست رنج آنان تنها به نیشکر هفت‌تپه، فولاد اهواز و هپکو اراک محدود نمی‌شود و تمامی مزدبگیران جامعه را در بر می‌گیرد . پس اعتراض به ستم و استبداد باید به کارزاری سراسری تبدیل شود. همان‌گونه که دانشجویان شجاع دانشگاه تهران نیز فریاد " از هفت‌تپه تا تهران - فردا تمام ایران" سر دادند.

حزب چپ چک سفیدی به این مجموعه نداده که تنها با آن‌ها همکاری نماید، بلکه می‌باید به‌طور موازی تلاش کند در جبهه‌های دیگر هم یا به تشکل‌های موجود و یا تشکل‌هایی که به وجود خواهند آمد بپیوندد.

در این میان نقش اصلاح‌طلبان گواهی بارز بر روحیه‌ی محافظه‌کارانه و چشم بربستن‌شان بر این نبرد طبقاتی بود. ایشان مهر سنگین سکوت بر لب زدند و این حقیقت خودناخواسته همگرایی‌شان را در چالش عدالت‌طلبانه‌ی کارگران با حاکمیت ارتجاعی و ضدکارگری آشکار کردند.