سه شنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۱ ژانویه ۲۰۲۰

نامه‌ها

هر چه بود وجوه افتراق بود. گویا که هیچ وجه مشترکی وجود نداشت تعداد محدودی هم به عنوان سنتر وسط کار را گرفته ومی گفتند در بحث ونوشته های هر کدام گوشه ای از حقیقت وجود دارد بیائید سر آن دسته از وجوه هاتی که اشتراک نظر داریم توافق کنیم وکار سازمانی را پیش ببریم ودرجهت روشن شدن وجوه وموارد مورد اختلاف کار کنیم تا تدقیق شوند.اما هیچ کس گوش نمی کرد. خنده بر کم سوادی تئوریک این دسته از افراد زده می شد.

به تصویر دخترکی خیره می شوم که معصومیت چهره اش نشانی از معصومیت سرزمینی است که پیوسته آماج مستبدان حاکم بود. تصویرچشمانی که راه بر من می بندند وآتش اندوهی سخت بر جانم می افکنند. براستی مادران وپدران فرزند از کف داده چه می کشند؟

طبیعی است که شعارهای "مرگ بر" و یا "نابود باید گردد" آنها، منجر میشود تا خیلی از افراد دموکرات، سکولار و مخالف جمهوری اسلامی ایران که لزوما در صفوف نیروهای چپ قرار ندارند، و از چنین ادبیاتی استفاده نمیکنند، چنین تجمعاتی را آنارشیستی، افراطی و ترسناک تلقی کرده و به آنها با دید منفی نگریسته و از آنها دوری بجویند.

قاسمی در وصیتنامه خویش در باره بنیان های ارزشهای فكر - نظری خود چنین مینویسد: یک ملت مستقل نمی‌تواند با فقر و ظلم باقی بماند. ظلم را دمکراسی از بین میبرد، و نه دموکراسی عوام و هو وجنجال یا دموکراسی مبتنی بر پایه های ارتجاع گرایی، واپس گرایی و منارشی، و فرد گرایی و الیگارشی. درمان فقر در یک جامعه سوسیالیسم است. سوسیالیسم از نظر ما جنبه ی اقتصادی دارد.

تئوری" سوسیالیسم ضد دولتی و ضد اتوریته" آنارشیستها همیشه در مقابل" کمونیسم دولتی" مارکسیستها قرار داشت. کمونیسم اتوریته مارکسیستها همیشه در برابر کمونیسم انقلابی و سوسیالیستی آنارشیستها بود. انقلاب اتوریته مارکسیستها همیشه مخالف سوسیالیسم انقلابی و لیبرال آنارشیستها قرار داشت. آنارشیستها مدعی هستند که کمونیستها همیشه هوادار اصل و عمل اتوریته هستند ولی آنها اعتماد را روی آزادی فرد بنا خواهند کرد

محمود از تبار فعالان سیاسی چپی بود که دموکراسی و آزادی را صرفا در حوزه نظر پی نمی گیرند، بلکه در روابط اجتماعی خویش جاری می سازند. اوبه شعر و ادبیات و موسیقی علاقه ای خاص داشت، زبانی طنزگونه داشت؛ بی جهت نبود که حضور او در محافل دوستان و آشنایان گرما و نشاطی خاص به جمع یاران می بخشید. اینک ما هستیم و فقدان محمود! سوگوار در غم از دست دادن او.

در تمامی زندگیش هیچگاه از تلاش و مبارزه با آنچه که برای خودش معنی داشت، دست نکشید. فاصله از فعالیت تشکیلاتی را هیچگاه به معنای فاصله از اعتقاد به آرمانهایش و مبارزه علیه بی عدالتی و ستم معنا نکرد، همواره به مبارزه علیه ستم، بی عدالتی، نابرابری اجتماعی و سیاسی و برای زندگی بهتر انسانها و برای صلح و سوسیالیسم وفادار ماند.

عباس عبدالرحیمی زندانی دهۀ شصت، رفیق و همرزم فدایی خلق جلیل شهبازی، انسانی راستین، رفیقی صادق، کمونیستی پرشور، مبارزی شجاع و سازمانگر، مدافع خستگی ناپذیر کارگران و زحمتکشان، با سینه­ ای مالامال از عشق به مبارزه و رهایی، دیگر در میان ما نیست.

شلایرماخر در خیلی از زمینه ها مانند علم تفسیر و هرمنوتیک، علم اخلاق، علم دیالکتیک، و سایر دروس علمی، خالق نظرات بزرگ و مهم بود ولی بدلیل رشد ارتجاع در دولت پرویس، در سال 1815 پست و مقام عضویت وزارت علوم و نظام آموزشی راازدست داد.

من با هر جوانی که به خاک می افتد به خاک می افتم. می میرم و زنده می شوم! این جا دستم، قلمم قادر به هماهنگی با روحم نیست!روحم آن جا درجبهه ها با نوجوان ها و جوان های آن سرزمین است. آرش های زمانه ما.