چهارشنبه ۰۶ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۶ ژانویه ۲۰۲۲

نامه‌ها

فهمیدن، یعنی ایجاد رابطه بین ناشناخته شده‌‌ها و شناخته شده‌ها، با این فرض که رابطه به‌نحو درست برقرار شده باشد. دقیقا همین مطلب، یعنی نحوه‌ی ایجاد رابطه‌ی درست بین دنیای کوانتوم و دنیای کلاسیک، یکی از مشکلات اساسی و نقطه ضعف‌ ماست، چرا که ما درک ناقصی از ایجاد رابطه‌ی درست بین دنیای کوانتوم و دنیای کلاسیک داریم و همین مسئله باعث شده است که نتوانیم مطالب شناخته شده‌ی کوانتومی را، صرف‌نظر از مشکلات "ذهنی" و زبانی، به‌نحو درست و قابل فهمی در دنیای کلاسیک تشریح و بیان کنیم.

او که از سالهای جوانی به صف مبارزه پیوسته بود، در سالهای سیاه دهه شصت همچون هزاران انقلابی خلق و دوستدار زحمتکشان و کارگران، مورد تعقیب گزمگان رژیم اسلامی قرار گرفت و مجبور به خروج از زادگاه خود شد. سالها دربدری و زندگی مخفی نتوانست در عزم رفیق برای ادامه مبارزه کوچکترین خللی وارد سازد. او در نقاط مختلف کشور زندگی و کار کرد و نهایت در یکی از شهرکهای کرج ساکن شد.

انسانی مقاوم و استوار که اندوه درون خود را هیچ‌گاه بروز نمی‌داد، اما همدم و همدرد همه‌ی‌ دردمندان بود. می کوشید درد و رنجش را پوشیده و در درون پنهان نگاه دارد و با کلام و رفتار شاد و پرمهرخود مرهمی برزخم‌ها و دردهای دیگران بگذارد.همواره لبخند بر لب داشت و در سخت ترین شرائط هم امید به زندگی را از دست نمی داد. پر تلاش و زنده دل بود و لب به آه و ناله نمی‌گشود. او نمونه‌ای والا از زنان و مادرانِ مقاوم و رنجدیده کشورمان بود. نمادی از جامعهٔ ‌بلادیده‌ اما زنده و رو به آیندهٔ ما.

مادری زحمتکش که فاصله شهرستان تا تهران را به تکرار می‌پیمود بلکه خبر از فرزند گیرد و با پاره تن‌اش دیدار بدارد. در هر ملاقات کوتاهی که با فرزندان در زندان داشت، کارش فقط امید دادن و عاطفه ‌آفریدن بود؛ به سان مادرانی بسیار که چه با نام و چه بی نام، پایوران جنبش آزادیخواهی ایران بوده‌اند و هستند. آنانی که، فراموش نمی‌شوند.

روایت چگونگی اعدام رضا زرشگه و برخوردی که با خانواده او شد، یکی از روایت های تلخ و دردناکی است که شنیدنش خشم و نفرتی بیکران در دل ها می نشاند. شنیدن این حکایت بی رحمانه خون را چون نهری در رگها به حرکت در می آورد و مغز را به آستانه انفجار می رساند. به واقع این همه وحشی گری و خشونت در تصور نمی گنجد.

چه شبها و روزهایی در غربت را که دور از یار و دیار با نواهای این خنیاگر زمان به سر نکردیم. چه غمهای سنگینی که با کلام سعدی، حافظ، نیما، معیری، اخوان، کسرایی،.....آهنگ مشکاتیان، علیزاده، تار لطفی، علیزاده، نی موسوی، سنتور مشکاتیان، ... با نوای جادویی شجریان بر خود هموار نکردیم.

به یاد فدایی خلق داریوش اسدپور گلوگاهی رفیقی که سال های طولانی از زندگی خود را برای آرمان‌های  عدالت‌خواهانه و انسانی مبارزه کرد و در اين راه به اسارت هر دو رژيم استبدادی درآمدولی از پای ننشست و بعد از زندان هم به آرمان خود وفادار ماند و به تلاش هایش برای تامين آزادی، عدالت اجتماعی و دمکراسی ادامه داد. تصاویر این رفیق عزیز و زنده یاد با آهنگی قدیمی ساخته محمدرضا درویشی با صدای نورالله علیزاده.

هر صفحه ای از زندگی ش را که باز می‌کنم در حیرتم از آن‌چه بر او گذشته. از اعدامِ پدر و عموهایش در کودکی، تا زندان و تبعید و بعد بازگشت به وطن و ازدواج با پرویز خان. مادرِ فریدون که شد دیگر ماند تا مهر مادری‌ش را در خاک باغچه هم تزریق کند. ماند و برای هر آن کس که حتی سلام و علیکی از دور هم داشت بزرگی و مهربانی کرد.

نظریه نسبیت عام بر پایه تنها یک اصل، اصل هم ارزی شتاب و گرانش، بنا شده و تاکنون در تست‌های مختلف تایید شده است. در هیج آزمایشی اختلاف قابل سنجشی میان تاثیر حاصل از شتاب و تاثیر حاصل از نیروی گرانشی مشاهده نشده است. این نظریه تعمیم دو نظریه، نظریه نسبیت خاص و نظریه کلاسیک نیوتنی، نیز تعبیر می‌شود، چرا که هر دوی این نظریه‌ها براحتی از معادلات نظریه نسبیت عام قابل استنتاج هستند.

اولین بار حسن را در بهمن ۶٥ در کمیته مشترک دیدم. چند روز پس از دستگیری، من را به سلول او بردند. به محض اینکه نگهبان درب سلول را باز کرد و من را بداخل سلول هدایت کرد، بلافاصله یک نفر چشم بندم را باز کرد و مرا در آغوش گرفت. حسن بود با لبخندی زیبا و صمیمی؛ بچه ی سبزوار بود و دو فرزند داشت.