سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۳ اوت ۲۰۲۱

نامه‌ها

حمزه نه فقط مسئول تشکیلاتی شهر ما بود، بلکه به مانند برادر بزرگی برای همه ما بود، که هم به همه مهر می ورزید، هم اینکه همه به او احترام گذاشته از او حرف شنوی داشتند. با بزله گویی و کنایه حرف های جدی با خنده های ظریف و صدای نازک خویش حرف های جدی خود را به همه تفهیم میکرد. همه ما در کنار او نه فقط احساس آرامش میکردیم، بلکه احساس میکردیم که چتر برادر بزرگمان بالای سرمان هست.

حمزه سخت گریزان بود از اینکه نامش بر زبان‌ها افتد. ولی گردش زمانه در پرتو انتخاب اجتماعی و سیاسی که خود در پیش گرفته بود، او را در کوران حوادثی قرار داد که نامش در سپهر گسترده‌ای بر سر زبان‌‌ها افتد. حتی به تصادف در معرض آزمونی سخت قرار گرفت و جفای بسیار بر او رفت. اما بخاطر آنچه خود مصالح جنبش می‌شناخت، به از خودگذشتگی بزرگی تن داد. او به یگانگی و پاکباختگی خود باور بی پایان داشت. از زمان وام گرفت و از خویشتن خویش مایه گذاشت و سرانجام سرفراز چهره نمود.

حمزه و مهرداد پس از انقلاب به سازمان فدائی پیوستند و حمزه که دامپزشک بود، باتوجه به تخصص خود به کردستان رفت تا به مردم محروم کردستان یاری رساند. که شرح آن را درکتاب از «آن سال‌ها و سالهای دیگر» توضیح داده است که چگونه دانش‌آموزان کُرد که میروسکوپ ندیده بودند، از از دیدن آن و آزمایش‌های ساده با میروسکوپ، شگفت‌زده شده بوند.

زندگی و سرنوشت دکتر حمزه فراهتی از آغاز تا پایان تکرار زندگی و سرنوشت هزاران نفر عاشق میهن و مردم زحمتکش آنست که بی دریغ و بی هیچ چشم داشت با تمام وجود برای خدمت به مردم و میهن به پا خاستند و در دو حکومت خودکامه بی هیچ جرم و جنایتی آماج کین حاکمان مستبد شدند و یا جان باختند. و یا چون دکتر حمزه فراهتی جان به در بردند و سوختند و ساختند.

هنوز مدت زیادی از آمدنش به زندان نمی‌گذشت که یک شب گفت" من‌‌ همان افسری هستم که در موقع مرگ صمد همراهش بودم." اشک در چشم‌هایش حلقه زده بود. احساس می‌کردم که چیزی عمیق بر قلبش سنگینی می‌کند که قادر نیست آنرا در خود نگه دارد. داستان واقعی غرق‌شدن صمد را من اولین بار آنجا شنیدم. کوچک‌ترین تردیدی در صحبت‌اش نبود. وقتی حادثه را شرح می‌داد، غم و اندوه را می‌شد بخوبی حس کرد. از قندشکنی را که به سرش کوبیده بود، ازآل احمد وشرح ماجرا و گفته آل احمد " که ما واقعیت این غرق شدن را می دانیم واتفاقی بودن آن! اما صلاح این است که بیان نشود ما با تو کاری نداریم ما با لباس تو کار دارم ."

بدون شک حکم دادگاه بلژیک علیه دیپلمات ایرانی امریست تاریخی زیرا تاکنون رژیم جمهوری اسلامی اگرچه در بیش از ۱۵۰ اقدام تروریستی در خارج از مرزهای ایران توانسته بود ده ها نفر از مخالفان سیاسی خود را به قتل برساند ولی هیچگاه پلیس موفق نشده بود که نشان دهد نیروهایی که در سفارتخانه های جمهوری اسلامی به عنوان پرسنل دیپلماتیک کار می کنند در این جنایت ها دست دارند.

در آن روزگار، من با اینکه هنوز با شعر، آن هم شعرنو، چندان آشنائی نداشتم، اما وقتی شروع کردم به خواندن آن، انگار کلمات جادویم کردند. از خود بی خود شدم. یاد قصه های مادر بزرگمان افتادم که هرشب با قصه هایش ما را به رویاهای دست نیافتنی می برد و هیچ وقت هم از شنیدن آن قصه ها خسته نمی شدیم.

آرش کمانگیر سیاوش کسرائی شده بود قهرمان جان و جهان من، با او کار می کردم، با او میخوردم و می خوابیدم. با او زندگی می کردم. نانِ سفرهِ دلم شده بود.

یک روز که با مادر در حال گفتگو بود؛ از اطاق آن طرف حیاط صدای دلنشین زن جوانی را شنید که آواز می خواند. صدایی خوش با حجمی وسیع و رسا . این واقعه در روزهای بعد هم تکرار شد. مادر در توضیح آن گفته بود:

«... تمرین آواز می کند برای پُرکردن کاست. صدایش فوق العاده است و شویش دکترجوانی است در طب همانند او ... عاشق و واله ی یکدیگرند! ...»

مفهوم اندازه‌گیری کوانتومی و مفهوم ناهمدوسی از مفهوم‌های بنیادیِ علم فیزیک محسوب می‌شوند. این دو مفهوم در دهه‌های اخیر مورد توجه خاص قرارگرفته‌ و پژوهش در باره‌ی آن‌ها رو به افزایش است. به‌همین خاطر لازم می‌دانم در زیر توضیحاتی را در رابطه با مفهومِ اندازه‌گیری در حیطه نظریه کوانتوم ارائه کنم