مجید عبدالرحیم پور | به پيش
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰ اوت ۲۰۱۸

مجید عبدالرحیم پور

اگر آقای خاتمی و یارانش جداً خواهان حل مسائل و مشکلات جامعه و کشور هستند، راه، روش و سیاست شفاف، صادقانه، خردمندانه، دمکراتیک و مردم‌دوستانه، پیوستن به مردم و تکیه به آن و نیروهای آزادیخواه، عدالت‌جو و طرفدار دمکراسی و صلح دوست است

محدود و منوط کردن آزادی و دمکراسی به چارچوب حمهوری اسلامی، غیراخلاقی، غیرخردمندانه، مغایر با خرد نقاد، متنافر با فرهنگ و اندیشه سیاسی دمکراتیک معاصر و متضاد با منافع و نیاز مردم، جامعه و کشور ما و مشارکت آزاد و برابرحقوق همگانی در اداره امور جامعه و کشور در جهان جهانی شده معاصر است.

نظام سیاسی ایران (سلطنت)، علیرغم تحمل اصلاحات مهم مدرن در پروسه نوسازی، بالاخره موهبت الهی باقی ماند و نتوانست از ریشه ها و زمینه های باستانی، اسلامی و شیعی خود بگسلد. بدینترتیب خرد و اندیشه نقاد، آزادی و دمکراسی پارلمانی، ابتدا در اندیشه شهریاری ایرانی – شیعی (شهریاری خداسالار- شیعی گوهر) تحلیل وتقلیل یافت و سپس بر پای آن قربانی شد.

باتوجه به وجود ریشه دار فکر و فرهنگ سیاسی شهریاری دین گوهر در ذهن ایران و ایرانی بنظر می‌رسد برای عقلانی کردن و دمکراتیزه کردن روابط ایرانیان با یکدیگر و سیستم سیاسی و ساختار سیاسی کشور و عمل کرد آنها و استقرار نظام دمکراتیک مبتنی برحق رای همگانی درکشورمان، علاوه بر ضرورت مبارزه سیاسی و نقد ولایت فقیه و گسست از آن، نقد پادشاهی و گسست از آن نیز الزامی است.

ماندن در احزاب و سازمانها و گروهای منقبض شده در خود به بهانه های مختلف و خود راضی کن، کار ساز نیست ، تلاش برای پایه گذاری وساختن حزب دمکراتیک برنامه محور و فراگیر در جهت تغییر و تحولات دمکراتیک و ارتقا ایران به نظام اجتماعی و سیاسی دمکراتیک وظیفه روزمره و مستمرما در قبال جامعه و مردم کشورمان است

همکاری برای تشکیل شبکه دمکراتیکِ فراگیر و مستقل از حکومت و مستقل از دولتهای خارجی و تشکیل آن، نیاز مبرم جامعه، گامهای ضرور، سنجیده و از الزامات گذار مسالمت آمیز به دمکراسی است.

رفع فقر به معنای وسیع کلمه ( فقز مطلق و فقر نسبی ) در جامعه و کشور ما،صرفا راه حلهای اقتصادی و یا صرفا راه های سیاسی ندارد. رشد اقتصادی تک بعدی، بدون وجود دمکراسی و مشارکت مردم در امور اقتصادی و سیاسی و بدون تامین خدمات و عدالت اجتماعی، راه کاهش فقر و غلبه برآن در کشور ما نیست.

آیا دراین شرایط حساس، هنوز وقت آن نرسیده که، احزاب، سازمانها و دیگر نیروهای فعال فکری، فرهنگی و سیاسی آزادیخواه، دمکرات و عدالت جوی مستقل از حکومت و مستقل از دولتهای خارجی، در راستای تحقق آرزو و نیاز ملی- مردمی کشورمان و رفع خطرات خارجی، حول اهداف مشترکِ آزادی، دمکراسی و دولت دمکراتیک، دور هم جمع بشویم و کانونی، شبکه ای و یا کنگره دمکراتیک مشترک و مستقلی بسازیم و در مبارزات مردم و روندهای سیاسی جاری در جامعه و حول کشور، مشارکت جدی و فعال و ایفاگر نقش موثری در سرنوشت جامعه وکشورمان داشته باشیم؟؟

در این جنبش محرومترین اقشار، اقشار نیمه مرفه و حتی بخشی از سرمایه داران خواهان تولید حضور دارند. این ها همه ناراضی هستند و خواهان ادامه وضعیت موجود نیستند. این جنبش پایه اجتماعی وسیعی دارد. مردم آزادی می خواهند. این خواست ملی جامعه ایران بوده و هست مشارکت در امور دولتی و در امور خود را می خواهند عدالت می خواهند، قوه قضائیه دارد بیداد می کند

آیا سرمایه داری با اتوماسیون فرایند تولید و خدمات، کاهش کار انسانی و نیروی کار و نیز کاهش مزد و حقوق نیروهای کار برای سود بیشتر، به نوعی گور خود را نمی کند؟ آیا طبقۀ کارگر گورکن سرمایه داری خواهد بود؟ بنظر می رسد، روند تشدید شوندۀ نابودی مشاغل متکی بر کارانسانی، بیشتر از این که مؤید این باشد که یک طبقۀ کارگر متشکل در میدانهای نبرد اجتماعی، سرمایه داری را به گور خواهد سپرد، مبین روندی تکنولوژیک در اضمحلال سرمایه است