مجید عبدالرحیم پور

شما که مدافع آزادی، دمکراسی ، خدمات و عدالت اجتماعی ، حفظ محیط زیست ، صلح و توسعه پایدار و مخالف تبعیض، غارت و استثمار ، برابری های اجتماعی و هر گونه استبداد و دیکتاتوری هستید ......امروز همیاری و همکاری و ایجاد شبکه سیاسی فراگیر چپ برای حضور گسترده درروندهای سیاسی و اجتماعی جامعه امرضروری و عاجل است .

بیائید متحد شویم. فردا دیر است.

٨ تیر روز شهادت رفقا حمید اشرف و ۹ تن از یاران

مجید عبدالرحیم پور در اتاق اتحاد چپ به سوالات پاسخ داد

هسته اصلی قدرت به رهبری آقای خامنه ای به شکل ناعادلانه و مستبدانه همه روزنه ها برای مشارکت برابر حقوق و آزاد شهروندان و نیروهای سیاسی کشور در انتخابات را بسته است. اما برخلاف منویات رهبر و اعمال استبداد ، تلاش و مبارزات بی وقفه و گسترده در کشور برای تحقق حقوق اولیه و مسلم انسانی و شهروندی و دفاع از نهاد انتخابات به مفهوم دمکراتیک و معاصر آن ، ادامه دارد.

در صورتیکه شعارها ی استراتژیک دیگر ، نظیر سرنگونی، استحاله رژیم (اصلاح از درون) و غیره، ابهامات زیادی را به همراه دارند. برجسته ترین ابهام در این استراتژی ها، نقش مردم در تحقق آنها ست. مثلا در استحاله، سرنگونی، کودتا و توطئه سیاسی ( از بالا - از داخل - از خارج) معلوم نیست که افراد جامعه چگونه می توانند رای آزاد وبرابر حقوق و اراده آزاد خودرا در جایجائی قدرت جاری کند.

ما بزرگترین بخش سازمان، یعنی «اکثریت»، به‌تدریج به سمت نظریه متوهمانه شوروی پیرامون مرحله رشد سوسیالیسم و تئوری بی‌پایه راه رشد غیرسرمایه داری رفتیم و دچار این خطای مهلک شدیم که خط امام و جمهوری اسلامی در راستای استقلال ،آزادی و عدالت اجتماعی قرار دارد و از موضع مبارزه با امپریالیسم به سرکردگی آمریکا، سیاست انتقاد از و اتحاد با حکومت را در پیش گرفتیم.

اتخاذ شیوه ها و سیاستهای تاکتیکی ناپایدار برای رفع موقتی برخی تحریم ها و خریدن زمان برای ادامه سیاست های راهبردی دشمن ستیز در داخل کشور و خارخ، چاره ساز نیست. ما ضمن اینکه نباید، برای رفع و حل مشکلات کشورمان دست تمنا بسوی دیگر دولتها دراز کنیم، در عین حال نباید، چشم به تغییر رفتار و سیاستهای حکومت به رهبری دستگاه ولایت بدوزیم و انرژی و نیروی خود و مردم را نا خواسته صرف تداوم وضع موجود کنیم.

سازمان چریکهای فدائی خلق ایران در اواخر سال ٥۷ و در آستانه انقلاب، با دهها هزار هوادار در میان معلمان، دانشجویان، روشنفکران، ادارات و کارگران کارخانه های صنعتی و ارتش، به یک سازمان سیاسی سراسری فرا روئیده بود بدون اینکه مبارزه مسلحانه توده ای شود و ارتش خلقی تشکیل شود.

در چنین شرایطی، شرکت در این انتخابات برای تشکیل چنین مجلسی، نه تنها در جهت بهبود زندگی و به نفع اکثریت مردم و حتی اکثریت شرکت‌کنندگان در آن نیست بلکه موجب بدتر شدن اوضاع کشور و وضعیت زندگی در عرصه های مختلف است.

واژه ها و گزاره های مورد استفاده سرشار از خشم، نفرت و کینه و تهی از خرد و انصاف و احساس مسئولیت و بدون رعایت احترام و حرمت کلام و قلم، چونان ضربات سنگین و گلوله های زهرآگین، توسط بخشی از افراد در زندگی واقعی و شبکه های مجازی بسوی بخش دیگری شلیک میشوند. واژه ها و گزاره هائی که زخمهای عمیقی در روان و جسم افراد مورد تعرض یا طرفین بجای می گذارند و پیامدهای مخربی برای فرد و جامعه به بار می آورند.

ائتلاف فراگیر جمهوری‌خواهی عرفی (سکولار)، فعالیت فکری و فرهنگی و سیاسی مشترک و متحد و انعکاس آن در سپهر عمومی و اذهان شهروندان و مردمان داخل و خارج کشورمان. این تلاش‌ها می‌توانند گام مهمی در جهت ایجاد امید، اعتماد و همبستگی و اراده ملی در راستای گذار به دمکراسی و جمهوریت سکولار دمکرات باشد،

سخنان مجید عبدالرحیم پور در راستای برنامه حزب چپ ایران (فدائیان خلق) که قرار بود در تلگرام پخش شود

ما با گذار از ایرادات و اشتباهات فکری، برنامه‌ای و سیاسی خود و با گذار از رنج‌های فراوان بیرونی و درونی، در پاسخ به نیازهای جامعه و مردم خود حزب جدید چپ ایران را تشکیل دادیم.

مجید عبدالرحیم پور در گفتگو با سایت ایران گلوبال

مجموعه زمینه‌ها و فاکت‌هایی که فقط بخشی از مهمترین آنها در این جا مطرح شد، نشان می‌دهند که جامعه و کشور ما، نیرو و ثروت انسانی- اجتماعی، فکری، فرهنگی، امکانات و ظرفیت‌های لازم برای تقویت فرایند گذار به دمکراسی در جهت تحقق استراتژی گذار به دمکراسی و قرار گرفتن در مسیر توسعه پایدار را دارد.

اگر آقای خاتمی و یارانش جداً خواهان حل مسائل و مشکلات جامعه و کشور هستند، راه، روش و سیاست شفاف، صادقانه، خردمندانه، دمکراتیک و مردم‌دوستانه، پیوستن به مردم و تکیه به آن و نیروهای آزادیخواه، عدالت‌جو و طرفدار دمکراسی و صلح دوست است

محدود و منوط کردن آزادی و دمکراسی به چارچوب حمهوری اسلامی، غیراخلاقی، غیرخردمندانه، مغایر با خرد نقاد، متنافر با فرهنگ و اندیشه سیاسی دمکراتیک معاصر و متضاد با منافع و نیاز مردم، جامعه و کشور ما و مشارکت آزاد و برابرحقوق همگانی در اداره امور جامعه و کشور در جهان جهانی شده معاصر است.

نظام سیاسی ایران (سلطنت)، علیرغم تحمل اصلاحات مهم مدرن در پروسه نوسازی، بالاخره موهبت الهی باقی ماند و نتوانست از ریشه ها و زمینه های باستانی، اسلامی و شیعی خود بگسلد. بدینترتیب خرد و اندیشه نقاد، آزادی و دمکراسی پارلمانی، ابتدا در اندیشه شهریاری ایرانی – شیعی (شهریاری خداسالار- شیعی گوهر) تحلیل وتقلیل یافت و سپس بر پای آن قربانی شد.

باتوجه به وجود ریشه دار فکر و فرهنگ سیاسی شهریاری دین گوهر در ذهن ایران و ایرانی بنظر می‌رسد برای عقلانی کردن و دمکراتیزه کردن روابط ایرانیان با یکدیگر و سیستم سیاسی و ساختار سیاسی کشور و عمل کرد آنها و استقرار نظام دمکراتیک مبتنی برحق رای همگانی درکشورمان، علاوه بر ضرورت مبارزه سیاسی و نقد ولایت فقیه و گسست از آن، نقد پادشاهی و گسست از آن نیز الزامی است.

مصاحبه گر محمدرضا اسکندری
(سایت کوردانه)

ماندن در احزاب و سازمانها و گروهای منقبض شده در خود به بهانه های مختلف و خود راضی کن، کار ساز نیست ، تلاش برای پایه گذاری وساختن حزب دمکراتیک برنامه محور و فراگیر در جهت تغییر و تحولات دمکراتیک و ارتقا ایران به نظام اجتماعی و سیاسی دمکراتیک وظیفه روزمره و مستمرما در قبال جامعه و مردم کشورمان است

همکاری برای تشکیل شبکه دمکراتیکِ فراگیر و مستقل از حکومت و مستقل از دولت های خارجی و تشکیل آن، نیاز مبرم جامعه، گام های ضرور، سنجیده و از الزامات گذار مسالمت آمیز به دمکراسی است.

رفع فقر به معنای وسیع کلمه ( فقز مطلق و فقر نسبی ) در جامعه و کشور ما،صرفا راه حلهای اقتصادی و یا صرفا راه های سیاسی ندارد. رشد اقتصادی تک بعدی، بدون وجود دمکراسی و مشارکت مردم در امور اقتصادی و سیاسی و بدون تامین خدمات و عدالت اجتماعی، راه کاهش فقر و غلبه برآن در کشور ما نیست.

آیا دراین شرایط حساس، هنوز وقت آن نرسیده که، احزاب، سازمان ها و دیگر نیروهای فعال فکری، فرهنگی و سیاسی آزادیخواه، دمکرات و عدالت جوی مستقل از حکومت و مستقل از دولت های خارجی، در راستای تحقق آرزو و نیاز ملی- مردمی کشورمان و رفع خطرات خارجی، حول اهداف مشترکِ آزادی، دمکراسی و دولت دمکراتیک، دور هم جمع بشویم و کانونی، شبکه ای و یا کنگره دمکراتیک مشترک و مستقلی بسازیم و در مبارزات مردم و روندهای سیاسی جاری در جامعه و حول کشور، مشارکت جدی و فعال و ایفاگر نقش موثری در سرنوشت جامعه وکشورمان داشته باشیم؟؟

در این جنبش محرومترین اقشار، اقشار نیمه مرفه و حتی بخشی از سرمایه داران خواهان تولید حضور دارند. این ها همه ناراضی هستند و خواهان ادامه وضعیت موجود نیستند. این جنبش پایه اجتماعی وسیعی دارد. مردم آزادی می خواهند. این خواست ملی جامعه ایران بوده و هست مشارکت در امور دولتی و در امور خود را می خواهند عدالت می خواهند، قوه قضائیه دارد بیداد می کند

آیا سرمایه داری با اتوماسیون فرایند تولید و خدمات، کاهش کار انسانی و نیروی کار و نیز کاهش مزد و حقوق نیروهای کار برای سود بیشتر، به نوعی گور خود را نمی کند؟ آیا طبقۀ کارگر گورکن سرمایه داری خواهد بود؟ بنظر می رسد، روند تشدید شوندۀ نابودی مشاغل متکی بر کارانسانی، بیشتر از این که مؤید این باشد که یک طبقۀ کارگر متشکل در میدان های نبرد اجتماعی، سرمایه داری را به گور خواهد سپرد، مبین روندی تکنولوژیک در اضمحلال سرمایه است

در دمکراسی سیاسی، تضادها، اختلافات و تبعیض ها و نابرابری های اجتماعی و طبقاتی از میان نرفته بلکه درشکل عالی تر و غنی تر تبارز پیدا می‌کنند. اختلافات اجتماعی و مبارزه برای تامین منافع خود، وجود و حضورجنبشها، ارزشها و افکار آزادیخواهانه، دمکراتیک، عدالت جویانه، برابر خواهانه، صلح جویانه و دفاع از محیط زیست، در رسیدن دمکراسی های سیاسی به فراز کنونی در جهان معاصر، نقش مهم وموثری داشتند

لازم است با صدای بلند گفته شود تا شنیده شود که دوستان، تشکیل حزب برنامه‌محور و تدوین برنامه نوین و تبیین یک گفتمان نوین و امروزی منطبق با شرایط جهان و نیازهای جامعه امروزی، از نیازهای مبرم جامعه ما و از الزامات حضور موثر و نفوذ چپ ایران در جامعه است. تاکنون بسیار دیرشده است.