چهارشنبه ۲۶ دی‌ ۱۳۹۷ - ۱۶ ژانویه ۲۰۱۹

تقی روزبه

قبل از هر چیز لازم است به یک نکته مهم هم چون مقدمه ورود به این بحث اشاره‌کنم که پیش‌فرض آن بشمار می‌رود: هیچ جامعه‌ای بدون آن‌که عناصر تحول بزرگ و پارادایمیک آن تکوین پیداکرده باشد، قادر به پوست‌اندازی و زایش و تغییرات بزرگ و معنادار نخواهد بود. آیا ما با چنین وضعیتی مواجهیم؟

در وهله نخست، نگاه ژیژک قدرت محوراست و هم چنان بر این نظراست که چپ با حضور و یا مشارکت در دولت و ماشین قدرت، و داشتن عزم و اراده لازم و آموختن از امثال مارگارات تاچرها و ترامپ ها می تواند پیش برود. در حقیقت تأکیدبر اعمال قدرت، ویژگی سوسیال دمکراسی موردنظر او را تشکیل می دهد. از همین منظر او یک فیلسوف اقتدارگرا محسوب می شود و نه یک فیلسوف جامعه گرا و آزادیخواه و ضدقدرت و ضدسیستم.

کارگران هفت تپه با داشتن تجربه زنده و تلخ پی آمدهای خصوصی سازی، در کنارمعلمان و دانشجویانی که به کالائی و پولی کردن آموزش و مدارس و‌ دانشگاه ها معترضند، تا همین جا هم نقش مهم و تاثیرگذاری در پژواک دادن گفتمان ضدسرمایه داری در سطح جامعه ایران و حتی در بیرون از کشور داشته اند.

در مورد بحران ایران و سیاست تحریم ها نیز بنظر نمی رسد که اصطکاک جدی بین دو حزب در موردآن بوجود بیاید بویژه که از دیرباز حمایت حزب دموکرات از اسرائیل جزو سیاست های ثابت آن بوده است. با این همه دموکرات ها در مجموع، هم خواهان نوعی همکاری آمریکا با اروپا حول بحران هسته ای ایران هستند و هم مخالف چیدن همه تخم مرغ های سیاست منطقه ای در سبدعربستان- بویژه پس از رسوائی جهانی قتل جمال خاشقجی- آن گونه که سیاست تاکنونی ترامپ بوده است.

- با تصمیم به خروج دولت آمریکا از پیمان موشک های هسته ای میان برد، جهان به کدام سو می رود؟

- عقربه آخرالزمان به کدام سمت می رود؟

و ...

از این جنبه می توان گفت خشونت بکارگرفته شده در اساس خشونتی اتفاقی و از سرخطا نبوده بلکه حامل پیام و هشداری بوده است که دولت و سرویس های اطلاعاتی عربستان از آن طریق خواسته اند به دیگرمخالفان بالقوه و یا بالفعل خود ارسال کنند.