دوشنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۷ می ۲۰۱۹

تقی روزبه

دولت ایران به‌هیچ‌وجه یارای جنگیدن رودررو با قدرتی مثل آمریکا را ندارد ولو آنکه خیلی هم در حسرت آن باشد؛ یعنی توازن قدرت به او اجازه نمی‌دهد و سوای برخی اقداماتی که می‌تواند جنبه ایذائی داشته باشد، نمی‌تواند کاری فراتر از نمایش قدرت و ادعاهای توخالی و لفظی بکند.

و بالأخره گرایش رو به رشد گفتمان فمینیسم رادیکال با سویه‌های ضد سرمایه‌داری و ضد قدرت است که با کنشگری جمعی (حضور فعالانه بدنه اجتماعی) و طرح مجموعه‌ای از مطالبات و همبستگی متقابل با سایر جنبش‌های اجتماعی و مطالباتی شناسایی می‌شود. نه‌فقط در حوزه برابری حقوقی-سیاسی و یا حق زن برپوشش و بدن خود، بلکه هم‌چنین در عرصه نیروی کار به معنای گسترده آن از خدماتی و یدی، و تا کار غیرمزدی و بازتولیدی و تا ابژه و کالا سازی بدن.

در واقع قدرت ها و مستبدین حاکم وقتی به لحظه های انحطاط و پوسیدگی کامل میرسند و با خشم و طغیان مردم مواجه و نگران مرگ و دفن خویش می شوند، خود ناخواسته نقش گورکن خود را برعهده می گیرند. آنسوی ایفاءچنان نقشی قابلگی تولد امر نو است، آن چه که در متن جامعه کهنه و پوسیده هم چون برابرنهادوضع موجود در حال تکوین یافتن است.

در تازه ترین "گزارش در باره نابرابری جهانی" ما شاهد نوآوری‌های جدید بوده و در این گزارش تحولات درآمدی در تمام جامعه بررسی شده و تحولات درآمدی طبقات مردمی، متوسط و طبقه مرفه و بسیار مرفه مورد ارزیابی قرار گرفته است. به عنوان مثال، این روش تازه، راکد و ثابت ماندن سطح درآمدی طبقه مردمی و دارای در آمدهای پائین که ۵۰ در صد جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند، طی نزدیک به ۴۰ سال پیش نشان داده است.

قبل از هر چیز لازم است به یک نکته مهم هم چون مقدمه ورود به این بحث اشاره‌کنم که پیش‌فرض آن بشمار می‌رود: هیچ جامعه‌ای بدون آن‌که عناصر تحول بزرگ و پارادایمیک آن تکوین پیداکرده باشد، قادر به پوست‌اندازی و زایش و تغییرات بزرگ و معنادار نخواهد بود. آیا ما با چنین وضعیتی مواجهیم؟

در وهله نخست، نگاه ژیژک قدرت محوراست و هم چنان بر این نظراست که چپ با حضور و یا مشارکت در دولت و ماشین قدرت، و داشتن عزم و اراده لازم و آموختن از امثال مارگارات تاچرها و ترامپ ها می تواند پیش برود. در حقیقت تأکیدبر اعمال قدرت، ویژگی سوسیال دمکراسی موردنظر او را تشکیل می دهد. از همین منظر او یک فیلسوف اقتدارگرا محسوب می شود و نه یک فیلسوف جامعه گرا و آزادیخواه و ضدقدرت و ضدسیستم.

کارگران هفت تپه با داشتن تجربه زنده و تلخ پی آمدهای خصوصی سازی، در کنارمعلمان و دانشجویانی که به کالائی و پولی کردن آموزش و مدارس و‌ دانشگاه ها معترضند، تا همین جا هم نقش مهم و تاثیرگذاری در پژواک دادن گفتمان ضدسرمایه داری در سطح جامعه ایران و حتی در بیرون از کشور داشته اند.

در مورد بحران ایران و سیاست تحریم ها نیز بنظر نمی رسد که اصطکاک جدی بین دو حزب در موردآن بوجود بیاید بویژه که از دیرباز حمایت حزب دموکرات از اسرائیل جزو سیاست های ثابت آن بوده است. با این همه دموکرات ها در مجموع، هم خواهان نوعی همکاری آمریکا با اروپا حول بحران هسته ای ایران هستند و هم مخالف چیدن همه تخم مرغ های سیاست منطقه ای در سبدعربستان- بویژه پس از رسوائی جهانی قتل جمال خاشقجی- آن گونه که سیاست تاکنونی ترامپ بوده است.

- با تصمیم به خروج دولت آمریکا از پیمان موشک های هسته ای میان برد، جهان به کدام سو می رود؟

- عقربه آخرالزمان به کدام سمت می رود؟

و ...

از این جنبه می توان گفت خشونت بکارگرفته شده در اساس خشونتی اتفاقی و از سرخطا نبوده بلکه حامل پیام و هشداری بوده است که دولت و سرویس های اطلاعاتی عربستان از آن طریق خواسته اند به دیگرمخالفان بالقوه و یا بالفعل خود ارسال کنند.