چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ - ۸ دسامبر ۲۰۲۱

تقی روزبه

این واقعیتی است که خود رژیم بیش از همه به آن واقف است. برای رژیم مسأله مهم و اکنون ایجادگشایشی در عرصه تحریم‌های خفقان آور نفتی و مالی است و بقیه تاکتیک‌ها و رویکردها، ترفندهائی برای تقویت موقعیت ضعف کمابیش مطلق خود در وادی مذاکره است.

اروپا که مخاطب اصلی تهدیدها و اولتیماتوم‌های زمان بندی شده حکومت ایران هم است، برای خودش محرزشده که به دلیل تحریم‌های ثانوی آمریکا و پیوندهای اقتصادی عمیق اش با آنسوی اتلانتیک قادر به نجات برجام از طریق فعال کردن سازوکارمالی که مستلزم گشایشی در فروش نفت و کانال‌های بانکی است نیست.

جوامع امروزین با عطف به تجربه های گذشته و دستاوردهای بشر و امکانات ارتباطی و تولدیک جامعه پیچیده مجازی مکمل جامعه واقعی و در پیوندمتقابل و تنگاتنگ با آن، واردفازجدیدی از بلوغ شده است؛ بطوری که امروز دیگر کارگران و زحمتکشان و بخش های دیگر جامعه حاضر نیستند مثل گذشته حق بازنمائی و زمام امور و نمایندگی خود را به این آسانی ها بدست نخبگان بسپارند.

رفسنجانی غافل از آن بود، کسی که در نوک هرم ساختارقدرت می‌نشیند ولو دوست نزدیک و ۵۰ ساله اش باشد، قبل از هرچیز گوش به فرمان وظایفی است که ساختارقدرت و پویش ذاتی آن به او دیکته می‌کند. رفسنجانی هم البته در عمل به این گرایش ذاتی نظام که شرط بقاء آن بود، صرفنظر از برخی نق زنی ها نهایتاً تمکین می‌کرد.

دولت ایران به‌هیچ‌وجه یارای جنگیدن رودررو با قدرتی مثل آمریکا را ندارد ولو آنکه خیلی هم در حسرت آن باشد؛ یعنی توازن قدرت به او اجازه نمی‌دهد و سوای برخی اقداماتی که می‌تواند جنبه ایذائی داشته باشد، نمی‌تواند کاری فراتر از نمایش قدرت و ادعاهای توخالی و لفظی بکند.

و بالأخره گرایش رو به رشد گفتمان فمینیسم رادیکال با سویه‌های ضد سرمایه‌داری و ضد قدرت است که با کنشگری جمعی (حضور فعالانه بدنه اجتماعی) و طرح مجموعه‌ای از مطالبات و همبستگی متقابل با سایر جنبش‌های اجتماعی و مطالباتی شناسایی می‌شود. نه‌فقط در حوزه برابری حقوقی-سیاسی و یا حق زن برپوشش و بدن خود، بلکه هم‌چنین در عرصه نیروی کار به معنای گسترده آن از خدماتی و یدی، و تا کار غیرمزدی و بازتولیدی و تا ابژه و کالا سازی بدن.

در واقع قدرت ها و مستبدین حاکم وقتی به لحظه های انحطاط و پوسیدگی کامل میرسند و با خشم و طغیان مردم مواجه و نگران مرگ و دفن خویش می شوند، خود ناخواسته نقش گورکن خود را برعهده می گیرند. آنسوی ایفاءچنان نقشی قابلگی تولد امر نو است، آن چه که در متن جامعه کهنه و پوسیده هم چون برابرنهادوضع موجود در حال تکوین یافتن است.

در تازه ترین "گزارش در باره نابرابری جهانی" ما شاهد نوآوری‌های جدید بوده و در این گزارش تحولات درآمدی در تمام جامعه بررسی شده و تحولات درآمدی طبقات مردمی، متوسط و طبقه مرفه و بسیار مرفه مورد ارزیابی قرار گرفته است. به عنوان مثال، این روش تازه، راکد و ثابت ماندن سطح درآمدی طبقه مردمی و دارای در آمدهای پائین که ۵۰ در صد جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند، طی نزدیک به ۴۰ سال پیش نشان داده است.

قبل از هر چیز لازم است به یک نکته مهم هم چون مقدمه ورود به این بحث اشاره‌کنم که پیش‌فرض آن بشمار می‌رود: هیچ جامعه‌ای بدون آن‌که عناصر تحول بزرگ و پارادایمیک آن تکوین پیداکرده باشد، قادر به پوست‌اندازی و زایش و تغییرات بزرگ و معنادار نخواهد بود. آیا ما با چنین وضعیتی مواجهیم؟

در وهله نخست، نگاه ژیژک قدرت محوراست و هم چنان بر این نظراست که چپ با حضور و یا مشارکت در دولت و ماشین قدرت، و داشتن عزم و اراده لازم و آموختن از امثال مارگارات تاچرها و ترامپ ها می تواند پیش برود. در حقیقت تأکیدبر اعمال قدرت، ویژگی سوسیال دمکراسی موردنظر او را تشکیل می دهد. از همین منظر او یک فیلسوف اقتدارگرا محسوب می شود و نه یک فیلسوف جامعه گرا و آزادیخواه و ضدقدرت و ضدسیستم.