جمعه ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۶ آوریل ۲۰۱۹

اردشیر قلندری

سوسیالیسم از نوع اسکاندیناوی که در زمان حیات شوروی در برخی کشورهای اروپایی ایجاد شد یک عوام‌فریبی بزرگ بود، بیم از گسترش شوروی، درواقع مهار آن بود، نه بیش! در شرایط کنونی، بسیاری از آن آب‌بندها که درواقع سدی برای گسترش اندیشه‌های سوسیالیستی بود، یکی پس از دیگری برچیده می‌شوند، در فقدان علت، معلول نیز از بین می‌رود.

جهت کسب قدرت باید جایگاه ایدئولوژی، برنامه‌های حداقلی و حداکثری حزب مشخص گردد. با تعیین ایدئولوژی، جایگاه حزب، کنار سرمایه‌داری یا مقابل سرمایه‌داری روشن می‌گردد، تا جویندگان حقیقت با شناخت از اندیشه و جهان‌بینی آن به صوف حزب بپیوندند. در همین راستا، رسم است، که حزب‌ها در مرامنامه و اساسنامه خود آشکارا و مشخص فلسفه نگرش خود به جهان هستی و برنامه اهداف اصلی خود را بیان کنند.

اگر به‌طور اجمال به مسئله چهار دهه گذشته نگاه کنم، در هرچند وقت رژیم بامهارتی عجب جناح‌هایی را در راستای تغییرات آهسته در ساختار خود ایجاد نموده است، که در همین مسیر با شعارهایی گوناگون، طبیعتاً متناسب با زمان حرکت کرده‌اند. "اصلاح‌طلبان" تا این برهه از زمان آخرین این جناح‌ها بوده‌اند.

لنین پیشگام و بنیانگذار دولت شوروی بود، باید شخصیت وی را در کانتکست موقعیت تاریخی نگریست، که بطور مدام شرایطی را بر وی دیکته می کرد، وادار به اتخاذ برخی تصمیمات ناخوشایند سیاسی می نمود.

حرکت معکوس به سمت سرمایه داری در کشورهای سوسیالیستی پس از 70 سال نشان داد که سوسیالیسم بطور کامل به هدف خود نتوانست برسد. اما همین امر در سرتاسر جهان ضرورت یک الترناتیو و جانسختی مارکسیسم – لنینیسم را با همه تحریف ها و دگردیسی های موجود بنمایش گذاشت.