شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ - ۱۴ دسامبر ۲۰۱۹

اردشیر قلندری

رژیمی که تا بن دندان مسلح است، اعم امکانات را در راستای سرکوب بی رحمانه مطالبات مردمی که از هرگونه حقوق اولیه زندگی محروم شده اند را داراست، نباید در برابرش با چوب و چماق به نبرد پرداخت؟. طرفداران اعتراضات مسالمت امیز، که معمولا خارج از گود نشسته، مردم را به رواداری فرامی خوانند و چرا از رژیم نمی خواهند که مطالبات مردم را براورده سازد، از خشونت بپرهیزد!

اعتراض و بیان، مطالبه پیگیری دزدیها و اختلاسهای چند صدمیلیون دلاری در کشور توسط رئیس جمهور، یک هدف کلی دارد، ایجادفضای مبارزه با فساد در پیشا انتخابات. تنها تفاوت این یکی با او قبلی که «بگم بگم» راه اندخته بود، در بیان اعداد است که اینبار اتاق فکر رژیم با این ترفند در پی رهیافتی برای گذر از بحران عدم شرکت توده در انتخابات است.

در منطق مصاحبه فوق، مردم در نقش سیاهی لشکر پای صندوق رای هستند، این ماهیت سخنان شخصی است که به گفته خود، طرفدار نظام سرمایه‌داری است. ذات و ماهیت ماهوی این نظام مردم را در نظر ندارد، مردم همان بردگان هستند

جهان ما به چونان پیچیدگی و تنیدگی رسیده است، که نمی‌توان وجود یکی را بدون دیگری تصور کرد. در دنیای مجازی حال، کشاندن توده‌ها به خیابان‌ها به سهولت ممکن است، چنانچه "میدان" در اکرائین و بسیاری کشورها در چند دهه اخیر بارها آنرا به اثبات رسانده است

در شرایط کنونی جهان ما، رشد و گستردگی بی سابقه سرمایه داری، رویکرد گلوبالیسم، نبرد جهت استقرار سوسیالیسم به اصل مسلم تبدیل شده است، اما نقطه مقابل آن، در شرایطی که جهان از لحاظ فرهنگی غرق در رسوبات تجمل پرستی و فرهنگ مصرف حاکم گشته است، ساختمان سوسیالیسم بی اندازه دشوار خواهد بود.

سوسیالیسم از نوع اسکاندیناوی که در زمان حیات شوروی در برخی کشورهای اروپایی ایجاد شد یک عوام‌فریبی بزرگ بود، بیم از گسترش شوروی، درواقع مهار آن بود، نه بیش! در شرایط کنونی، بسیاری از آن آب‌بندها که درواقع سدی برای گسترش اندیشه‌های سوسیالیستی بود، یکی پس از دیگری برچیده می‌شوند، در فقدان علت، معلول نیز از بین می‌رود.

جهت کسب قدرت باید جایگاه ایدئولوژی، برنامه‌های حداقلی و حداکثری حزب مشخص گردد. با تعیین ایدئولوژی، جایگاه حزب، کنار سرمایه‌داری یا مقابل سرمایه‌داری روشن می‌گردد، تا جویندگان حقیقت با شناخت از اندیشه و جهان‌بینی آن به صوف حزب بپیوندند. در همین راستا، رسم است، که حزب‌ها در مرامنامه و اساسنامه خود آشکارا و مشخص فلسفه نگرش خود به جهان هستی و برنامه اهداف اصلی خود را بیان کنند.

اگر به‌طور اجمال به مسئله چهار دهه گذشته نگاه کنم، در هرچند وقت رژیم بامهارتی عجب جناح‌هایی را در راستای تغییرات آهسته در ساختار خود ایجاد نموده است، که در همین مسیر با شعارهایی گوناگون، طبیعتاً متناسب با زمان حرکت کرده‌اند. "اصلاح‌طلبان" تا این برهه از زمان آخرین این جناح‌ها بوده‌اند.

لنین پیشگام و بنیانگذار دولت شوروی بود، باید شخصیت وی را در کانتکست موقعیت تاریخی نگریست، که بطور مدام شرایطی را بر وی دیکته می کرد، وادار به اتخاذ برخی تصمیمات ناخوشایند سیاسی می نمود.

حرکت معکوس به سمت سرمایه داری در کشورهای سوسیالیستی پس از 70 سال نشان داد که سوسیالیسم بطور کامل به هدف خود نتوانست برسد. اما همین امر در سرتاسر جهان ضرورت یک الترناتیو و جانسختی مارکسیسم – لنینیسم را با همه تحریف ها و دگردیسی های موجود بنمایش گذاشت.