پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۴ ژوئن ۲۰۲۰

بهزاد کریمی

"روژآوا" در مبارزه با یورش‌های مرگزای "داعش"، مقابله با تهدیدات پایان ناپذیر دولت اردوغان، و لجاجت رژیم بدسابقه اسد که حتی در بدترین شرایط انزوا حاضر نشد حقوق کردهای سوریه را بپذیرد، تنها همراهی امریکای حاضر در میدان جنگ را داشت و همسویی اروپای دورادور حامی خود را. چه می توانست بکند؟ از کمک های تسلیحاتی امریکا روی بر می تافت تا میدان را خالی نماید؟ "روژآوا"، آنی را به ناگزیر برگزید که غیر آن، برایش مرگ پیشرس بود تنها با این افتخار که "ضد امریکا" مرد!

هیچ زمینه از مبارزه مانند مبارزه برای رهاسازی ورزش کشور از تقیدات ایدئولوژیک و سیاسی، پیوند زننده سالم و پایدار ملت هم با خودش و هم با جهانیان در برابر قلدری‌های جمهوری اسلامی نیست. از این امکان، نهایت بهره‌گیری در مبارزه تبعیض‌ستیزانه را باید برد

معضل در این رابطه را باید در موجودیت و دوام جمهوری اسلامی دید! در نظامی که اگر همانند سلف خود اتکاء بر فروش نفت و گاز دارد و لذا خود را نه که نیازمندی چندان به درآمد از صنعت گردشگری، اما مبتنی بر خود ویژگی هایش، بگونه ای بس مضاعف متعهد به پاسداری از ناموس اسلامیت و مقابله با تهاجم "فرهنگ غربی"!

بلند کردن هر صدا در سپهر سیاسی کشور از سوی جنبش دانشجویی، یک نیاز مبرم می نماید. این اما زمانی ممکن می شود که خود این جنبش برای متحد کردن ها پیش از همه خود را متحد کند. جنبش دانشجویی با اتحاد است که خواهد توانست نقش آفرین جنبش دمکراتیک کشور باشد. دانشجویان می توانند ابراز همبستگی میان جنبش های تبعیض ستیز برخاسته به اعتراض علیه زورگویی های قدرتمداران حاکم را آشکارا به نمایش بگذارند.

هر دو بیانیه ۱۴ نفره، از نمونه‌های بازتاب دهنده اراده ملی ما در ۱۴ مرداد امروزین‌‌‌ ایران است. بیانیه‌هایی که بگونه مسئولانه گذر از‌‌‌ این رژیم را مسالمت آمیز خواسته اند و برپایی انتخابات آزاد، رفراندوم و تاسیس حکومت به دست شهروندان آزاد را پیش کشیده اند.‌‌‌

مصاحبه با بهزاد کریمی عضو کمیسیون سند سیاسی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

در پیوند با بحران رو به حدت جمهوری اسلامی – امریکا، سه رخداد در دو روز گذشته 6 و 7 تیر سر برآوردند که برایند آنها برای آنانی جای درنگ و اهمیت دارد که دغدغه شان گر نگرفتن آتش جنگ است؛ برای کسانی که روندها را با این نگرانی پی می گیرند که این بحران مردم را زیر نگیرد.

در عرصه سیاسی، این گذر از جمهوری اسلا‌می‌به مثابه مانع هرگونه تحول دمکراتیک در ایران به یک جمهوری سکولار دمکرات است که راهنمای عمل ما در سیاست اتحادها شناخته ‌می‌شود. تشکیل و تقویت بلوکی از جمهوری‌خواهان سکولار دمکرات، در مرکز سیاست اتحادهای حزب ما قرار دارد.

در مقابل اما اظهارات جناب ولی فقیه، یعنی ادامه‌ی همین بن بست خطرزا. او از طرف ملت ایران می‌گوید هیچ ملت "عاقل" و "آزاده ای"، مذاکره زیر فشار را نمی‌پذیرد، ولی نمی‌گوید مگر سلف او، خمینی قطعنامه آتش بس 598 را از جایگاه ناچاری نپذیرفت و "جام زهر" معروف را سرنکشید؟ مگر خود وی از موضع ناگزیری نبود که پای مذاکره با دولت اوباما رفت و در توجیه این پس نشستن اجباری، نسخه "عقب نشینی قهرمانانه" را پیچید؟!

"رسول" در فعالیت فکری و سیاسی نیز «متفاوت» می نمود. ملاک برای او، حقیقت و حقانیت بود. او را به طغیان علیه کهنگی و رد هر آنچیزی می شناختیم که نمی توانست پاسخگوی واقعیت شود. خوی و خصلت اش چنین بود.