جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ - ۱۴ دسامبر ۲۰۱۸

سياسی

اعتصابات معلمان و همچنین سایر گروە های مزدبگیر برای خواستهای لوکس و تجملاتی نیست کە کسی بتواند برای مدتی طولانی از رسیدگی بە آنها بە بهانە های مختلف شانە خالی کند و با سرکوب و هراس افکنی بە آنها خاتمە دهد. این اعتصابات بخاطر نان و معیشت و شرایط غیر قابل تحملی است کە حکومت بوجود آوردە است.

اگر همزمانی تقریبی آن پیروزی و این اعلام موجودیت تصادفی بوده باشد، ولی نزدیکی عجیب شعارها تصادفی نیست و این ظن را تقویت می‌کند که «ارتجاع سرخ وسیاه» این جریان و وعده قلع و قمع «ارتجاع سبز و سرخ» بولسونارو، اگر محصول آشپزخانه واحدی نباشند، آبشخور واحدی دارند.

سیاست سوم در این وضعیت سخت پلاریزه شده، البته که کار سختی در پیش دارد و تحت فشار از هر دو سویی است که آن را موی دماغ خود می بینند و به "سکتاریسم" و "تنزه طلبی" متهم می کنند. اما این سیاستی است برحق که همزمان دغدغه حال و آینده مردم را دارد.

کارگران ایران و کارگران شرکت واحد نیز با تجربە تر و آگاهتر از ان هستند کە فرق سندیکای واقعی با سندیکای قلابی را نفهمند! سندیکای قلابی بە واسطە عوامل و نیاتی کە پشت سر تشکیل آنها وجود دارد، نمی توانند برای مدتی طولانی اهداف ضد کارگری شان را پنهان نگاە دارند و خود فروختگانی کە با این پروژە همراە شدەاند طولی نمی کشد کە رسوای عام و خاص خواهند شد. در شرایطی کە مبارزە طبقاتی چنین در جامعە حاد شدە است دوام این پروژە لاجرم دیری نمی پاید.

آنچه که حاکمیت ایران در حال تبلیغ کردن آن میباشد این است که علت بحران اقتصادی و مشکلات و نارسائی های داخلی اجتماعی فعلی ما ناشی از تحریکات و تحریمات آمریکا است. به همین دلیل آنها میتوانند توجیه نمایند که این، آمریکا و اقمار منطقه ای و دوستان داخلی آنها هستند که در درجه اول دشمن مردم ایران هستند، نه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران.

درمراسم روز اربعین، رژیم برای تبلیغ قدرت نمایی و برای رقابت با مراسم حج و دولت عربستان سعودی و ادعای توانایی بسیج کردن مردم، میلیاردها تومان را هزینه راه کرده است، که تنها با بخشی از این بودجه می‌توان تمام مناطق زلزله زده را باز سازی کرد. اما رژیم مسولیتی دربرابر مردم این شهر که اقلیت مذهبی و قومی هستند، احساس نمی‌کند.

هدف، باید جلب جریان صادق آنان به همپیوندی ارگانیک با جنبش سکولار دمکراسی باشد وگرنه، بخش درشتی از اینان مسموم همیشگی رانت در قدرت مستقرند، بهبود یابی شان امری است واهی، و امید بستن به آنها نیز بی ثمر! در هر حال بگونه واقع بینانه باید پذیرفت که جنبش دمکراتیک ایران، شاخه دینی خود را هم دارد و اصلاح طلب اسلامی متحول به دمکراسی – سکولار، بخشی جدایی ناپذیر از ساختار دمکراسی در ایران!

روحانی بدون تکیە بە دستگاە سرکوب قادر بە پیشبرد سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی خود نیست و جناح رقیب هم هوادار سینە چاک بازار بی در و پیکر اقتصاد بازار بنیاد است. بە تبع آن هر دو جناح در مقررات زدایی از مناسبات پیشین بە سود کارفرمایان داخلی و بین المللی و ارزان و مطیع کردن نیروی کار با هم متفق القولند.

نوشته زیر به این می پردازد که طرح اصلاح، اصلاحات در ولایت، بیانگر بن بست قطعی راه تاکنون متخذه اصلاح طلبان است و نشانگر شکستی استراتژیک برای مشی ای که از همان اول هم سترون بود. نوشته می خواهد بگوید اگر هم راه نجاتی برای اصلاح طلبان وجود داشته باشد، نه در اصلاح، اصلاح طلبی تاکنونی، بلکه در تجدید نظر انقلابی آنهاست در مشی تاکنونی شان.

ظاهرا اما حالا کە زندان وتهدید ها کارآیی شان از بین رفتە است و ستمگران مستبد حاکم نتوانستەاند بوسیلە آنها عدالت خواهان را وادار بە تسلیم و سکوت کنند، درتلاشند در کنار صدور احکام اعدام برای عدەای از فعالین صنفی و مدنی و زیست محیطی و توسل بە ترورهای خیابانی، و با روشها و تبلیغات گوبلزی و چسباندن صفت های ناروا بە شمار دیگری از فعالین هم شخصیت و حیثیت و سابقە مبارزان پیگیر و مقاوم را نزد افکار عمومی تخریب و آنها را افراد نا متعادل روحی جلوە دهند، و هم بلکە بوسیلە آن رعب و هراس در میان مبارزان پراکندە نمایند.