جمعه ۲۸ تير ۱۳۹۸ - ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۹

سياسی

نه موضع ظاهراً رسمی هیئت حاکمۀ امریکا دایر بر این که جمهوری اسلامی 12 شرط اعلام شده توسط پمپئو را بپذیرد و به پای میز مذاکره بیاید، و نه موضع جمهوری اسلامی دایر بر نفی مطلق مذاکره یا حتی گونه‌های "دیپلماتیک تر" آن، به صورت "مذاکره با دولت کنونی، نه" یا مذاکره به شرط برگشت آمریکا به برجام، هیچ کدام راهی به دهی نمی برد. برونرفت از این وضعیت انفجاری نیازمند سیاستی است معارض این هر دو سیاست، که درعین حال بتواند گوشهای شنوائی را در میانۀ معرکه - یعنی مشخصاً در میان طرفهای اصلی معرکه، پیدا کند.

دوم اما "بلوک" سازی است از ترکیب ولی فقیه و سپاه پاسداران. ما از نیمه های دهه 70 به درستی بر افزایش شتابناک سهم و نقش نهاد پاسدار انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی انگشت گذاشتیم و در ادبیات خود گفتیم و نوشتیم که چنگال های آن در حوزه های نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و عقیدتی همچنان و بیش از پیش بر جان این کشور فرو می رود و خواهد رفت.

در کمیسیون این نیز مطرح بود که ما ضمن تصریح بر امر گذار از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار دمکرات، می‌باید که پیشنهاد مرکزی و اثباتی حزب برای نحوه گذار مطلوب را نیز پیش بکشیم. می‌دانیم که در صفوف جنبش دمکراتیک و تبعاً میان ما، بر سر اینکه روند گذار مقدمتاً متمرکز بر کدام گزینه باشد و از کدامین حلقه عبور کند، مواجه با تنوع نظریم.

مناسبات خارجی بر محور برقراری ارتباطات در راستای رفع نیازها و ‌تأ‌مین منافع و مصالح داخلی مردم کشور بر اساس پایبندی به نظام ارزشی ذکر شده در مقدمه تعیین ‌می‌گردد. این راه‌کارهای بر مبنای موازین بین‌المللی حقوق بشر در مقیاس‌های فردی و اجتماعی، قوانین و معاهدات بین‌المللی بر بستر ‌تأ‌مین صلح و سعادت عموم بشری استوار هستند.

کابينه ترامپ تندروتر از خود اوست و کسانی مثل جان بولتن از طریق جنگ می‌خواهند پوزه جمهوری اسلامی‌ را به خاک بمالند؛ در اين سياست، دولت اسرائيل، عربستان و امارات با تندرو های دولت ترامپ همدست و همراه‌اند. ترامپ تا کنون نشان داده است که به وعده های انتخاباتی خود وفادار است و می خواهد جمهوری اسلامی‌ را با فشارهای اقتصادی و سياسی به زانو در آورد.

در شرایط جنگ، حتی جنگ اقتصادی، آن تاکتیک تعرضی که نتواند طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند، تاکتیک از سر سرگردانی نام دارد، تیر در تاریکی به‌حساب می‌آید و پیشاپیش محکوم‌به ناکامی بیشتر است.

تحریم سپاه، مخالفان حکومت را نیز در برابر هم قرار داده است. اپوزیسیون جمهوری اسلامی طی همه این سال‌ها هیچ‌گاه نتوانسته بر نقاط اشتراک خود متمرکز شود و حرکتی درخور حول اشتراکات علیه استبداد و در راستای دموکراسی سازمان دهد. اما در این حد نیز آشکار در برابر هم قرار نگرفته بودند و فضای اپوزیسیون دوقطبی نشده بود.

نامه ها و عملکردها نشان می دهد که بخشی از نیروهای اپوزیسیون در خارج از کشور اهداف و مقاصد خود را با دخالت دولت های خارجی پیوند زده اند. در حالی که بخش قابل توجهی از نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج کشور به شدت مخالف آلترناتیوسازی و دخالت دولت های خارجی در تحولات سیاسی کشور و در صفوف نیروهای اپوزیسیون هستند.

چهل سال بعد از آن روز در سال‌های اخیر هستند نیروهایی که در تمام پرونده سیاسی‌شان در چهل سال اخیر نتوانسته یا نخواسته‌اند در همکاری جدی با نیروهای غیر شرکت کنند. نیروهایی که تصور می‌کنند همکاری و اتحاد تنها با نیروهایی که مشابه آنان هستند مجاز است و در غیر این صورت به تصویری که آنان از خود ساخته‌اند لطمه وارد می‌شود.

بعد از سرکار آمدن ترامپ و تیم او این پرسش فعال‌شده که احتمال وقوع جنگ بین امریکا و جمهوری اسلامی چه اندازه است؟ سؤالی که در دوره بوش پسر و سیاست ناظر بر "محور شرارت" وی نیز مطرح بود. هم‌زمانی دو روند متناقض پاسخ قطعی به این سؤال را دشوارتر کرده است.