چهارشنبه ۲۶ دی‌ ۱۳۹۷ - ۱۶ ژانویه ۲۰۱۹

سياسی

از آغاز دهه ۱۹۸۰، رژیم اسلامی بخش متشکل چپ ایران را به شدت سرکوب کرده است، نیرویی که می توانست محتمل ترین نقش آفرین در سازماندهی اعتراضات فعلی باشد. در دهه ۱۹۸۰، هزاران عضو سازمانهای چپ ایران، از گروه های طرفدار شوروی گرفته تا مائوئیستها، از تروتسکیستها گرفته تا سوسیال دمکراتها، زندانی، شکنجه یا اعدام شدند. اوج این سرکوب بیسابقه چپ در تاریخ ایران، اعدام صدها زندانی سیاسی چپ در سال ۱۹۸۸ بود.

چشم‌انداز این حرکت بستگی به میزان انگیزه‌ی معترضان و رفتار حکومت دارد. معترضان پیام خود را به دولت منتقل کرده‌اند و منتظر پاسخ مناسب هستند. بزرگترین اشتباه در شرایط کنونی نادیده گرفتن مطالبات و فراموش کردن دلیل واقعی اعتراضات است. تلاش عجولانه برای جمع و جور کردن سریع اوضاع و فرونشاندن آن و نسبت دادن اعتراض به عوامل بیرونی به انباشت خشم و نارضایتی بیشتر و بروز دوباره آن در موقعیتی دیگر منجر خواهد شد

احزاب و جریان‌های سیاسی فعلی در ایران همگی در این زمینه که بتوانند بصورتی راستین این جنبش مردمی را نمایندگی و رهبری نمایند اشکالات جدی دارند. نه تنها باید شما نسلی که پلاتفورم انقلابی سیاسی نسل نیروی سوم را مطرح می‌کنید، این مسئولیت تاریخی را بر عهده بگیرید، بلکه بخش‌هائی دیگر از نیروهای چپ سنتی را کنده و به جریانی حرکتی خویش بیافزائید.

خیزش توده‌ای جاری در کشور که استبداد مذهبی، نظام ولایت‌فقیهی و فساد ساختاری رژیم را نشانه گرفته است، هم از نظر فراگیری و گسترش سریع به نقاط مختلف کشور، هم به لحاظ نوع شعارهای مطرح شده و هم مرزبندی با هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا، در نوع خود قابل تعمق و توجه ویژه است. هیچ کدام از خیزش‌های اعتراضی دهه‌های اخیر در کشور بر بستر مطالبات اقتصادی و معیشتی و ارتقا آن به سطح مطالبات رادیکال سیاسی علیرغم بار سنگین امنیتی حضور معترضانه در خیابانبه این سرعت فراگیر نشده بود

در این تظاهرات نقش و رد پای نیروهای متشکل چپ و ترقی خواه چندان قابل مشاهده نیست. همه نشانه ها حاکی از امکان انفجار و برآمدهای توده ای است. برای تقویت نقش و اثرگذاری نیروهای آزادیخواه می بایست بسیار پیش از این ها کاری صورت می گرفت، نهالی کاشته می شد تا امروز به بار نشیند. ما چنین عمل نکرده ایم. اگر امروز هم دست به کار شویم هر چند دیر است، اما می توان امیدی را در دل ها زنده کنیم.

و قضیه برای اپوزیسیون اینکه، آیا نباید از پنجره این کشمکش ها، حدت بحران در حکومت و بی آیندگی آن را ببیند و نیز بر متن زنده جامعه، حد انفجاری پتانسیل اعتراضی در جامعه را؟ آیا اپوزیسیون قادر است واقعیت نزدیک شدن امکان گذار کشوراز نظام ولایی به بن رسیده را دریابد؟ آیا متوجه است که جامعه در آستانه وضعیت "توده ها نمی خواهند" و "بالایی ها نمی توانند" قرار دارد؟ و آیا بر این درس برگرفته از تجارب پرشمار خود ایران و جهانیان هم می ایستد که هر قرار گرفتن جامعه در دروازه گذر از بن بست موجود، الزاماً به معنی عبور از آن نیست؟

حقیقت آن است که هیچ راهی برای خروج از سرمایه‌داری پیش‌رو نداریم و درست به همین دلیل، باید در پی راهی در داخل چارچوب سرمایه‌داری باشیم. این همان‌جایی است که تحلیل مارکس از تناقضات واجد اهمیت می‌شود؛ چراکه تناقضات سرمایه‌داری همان اهرمی است که می‌توان برای تغییر از درون به کار بست. بنابراین من فکر نمی‌کنم برای مثال انقلاب یا چیزی شبیه آن ما را از مشکلات جهانی که در آن به سر می‌بریم نجات دهد. ما باید به‌راستی تمامی تلاش خود را به دگرگونی اوضاع در درون چارچوب سرمایه‌داری معطوف سازیم.

امروزە قدرت کشورها را با وضعیت اقتصادی شان و رفاە و آزادی مردمانشان می سنجند نە صرفا با قدرت نظامی شان. نفوذ کشورها هم بیشتر بخاطر قدرت اقتصادیشان است. قدرت نظامی نیازمند قدرت اقتصادی است و هیچ قدرت نظامی بدون پشتیبانی قدرت اقتصادی قابل دوام نیست. قدرت نظامی سپاە بە قیمت ورشکستگی اقتصادی و فقر و فلاکت مردم و تشدید استثمار نیروی کار کشور بە دست آمدە، اما تامین این هزینە ها نە عقلانی و نە دیگر امکان پذیر است. از همین رو بایستی بە هر شکل ممکن با ادامە دخالت های حکومت در کشورهای دیگر مخالفت کرد و خواستار پایان دادن بە آن ها شد.

اکنون اما به نظر می رسد که ماهیت و حدود و ثغور اختلافات در جریان "راه کارگر" دارد از ورای چند نوشته اخیر رفقایی متعلق به این طیف روشن می شود. و این خوب است و کمک کننده به بلوغ فکری چپ ایران. من در زیر با اجازه این رفقا بدون اوردن عنوان رفیق و یا آقا جلو نام آنها فقط به اسم از آنها یاد خواهم کرد. و نیز این کسب اجازه از هر کدام آنان که جریان متبوع شان را با همانی یاد کنم که در جنبش جا افتاده است.

نیروی چپ معتقد بە عدالت اجتماعی باید تلاش کند با حداکثر انسجام ممکن و ایجاد جبهەای وسیع از همە عدالت‌خواهان و حمایت از مطالبات عدالت‌خواهانە و بر حق تودە‌های بە جان آمدە از بی‌عدالتی حاکم پرچم مبارزە عدالت‌خواهانە و رهبری آن را بە دست بگیرد و...