جمعه ۲۸ تير ۱۳۹۸ - ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۹

سياسی

گرچه گذشته را نمی‌شود عوض کرد، اما عده‌ای نه‌تنها قادرند تاریخ آینده را با روایت‌های ویژه خویش تعریف نمایند، بلکه قدرت‌مداران حاکم نئولیبرالی امروزین بلد هستند برای آینده تاریخ‌سازی هم بکنند.

"29 بهمن" آغازی بود برای یک پایان و تا حد زیادی هژمونی یابی روحانیت در آن. گرچه این دومی، نه هنوز قابل‌فهم و رؤیت برای بسیارانی و ازجمله "ما". "29 بهمن" اذهان را برای پذیرفتن رهبری روحانیت به زعامت خمینی آماده کرد.

تاکنون و در عمل کشوهای بازیگر در افغانستان، دولت افغانستان را دور زده‌اند. دولت افغانستان چاره‌ای جز قبول واقعیت موجود ندارد. اگر دو سال قبل سیاست اعلام‌شده دولت این بود که مذاکرات صلح باید زیر نظارت دولت صورت گیرد، به دلیل فشارهای داخلی و خارجی تن به پذیرش ادامه مذاکرات بدون حضور مستقیم نمایندگان خود داده است

کنفرانس ورشو اقدامی است با سه هدف متفاوت: در مرکز آن جمهوری اسلامی نشانه رفته است، سپس سمتگیری است برای "حل مسئلۀ فلسطین" و سرانجام در راستای سیاست ترامپ برای ایجاد شکاف بیشتر در اتحادیۀ اروپا. تعقیب این سه نشان مبهم توسط دولت ترامپ - یعنی دولتی بدون برخورداری از اجماعی بین المللی و بدون انسجام درونی - موجبی است که این تیر به هیچ یک از اهداف اش اصابت مهلکی نداشته باشد.

واقعیت تهیه و انتشار " اعترافات تلویزیونی" از فعالین سیاسی، صنفی و مدنی از طریق شکنجه نشانگر نفی سیستماتیک حقوق زندانیان و تشریفات حقوقی و نقض خشن حقوق بشر در ایران است. نفی حقوق بازداشت‌شدگان و متهمین در هنگام بازداشت و بازجویی صحت روند قضایی سالم برای اثبات جرم زندانیان را به‌روشنی زیر سؤال می‌برد.

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان هم هر دو مدت کوتاهی پس از آزادی از زندان با نامه‌های که منتشر کردند، گفتند و نوشتند که در زندان تا سر حد مرگ شکنجه‌شده‌اند. خانم قلیان که صبح امروز به همراه برادرش دوباره توسط شکنجه‌گرانش بازداشت شد، شب گذشته بعد از پخش فیلم اعترافات اجباری‌اش از آن فیلم به‌عنوان تائیدی بر شکنجه خودش یاد کرد.

چپ باید از منزه طلبی بیرون زند و این بداند که تنها در ورود به صحنه است که می‌توان نیرو شد و سنگر واننهاد و جبهه را نباخت. آنکه مسئله اصلی‌اش حفظ "پاکیزگی" باشد و منزه ماندن، بداند که بازنده پیشاپیش در سیاست است.

بخش قابل توجهی از نيروهای اپوزيسيون در داخل و خارج از کشور با دخالت دولت های خارجی که اهداف و مقاصد خود را پی می گيرند، به شدت مخالفند. آن ها در مقابل مدافعين دخالت خارجی در تحولات سياسی کشور قرار دارند. در عين حالی که مبارزه قاطعی را عليه جمهوری اسلامی پيش می برند. از اين رو صفبندی بين اين دو بخش پررنگ تر شده و بتدريج به صف اصلی در بين نيروهای اپوزيسيون تبديل می شود.

جدید این بود که نماینده‌ی کارگران هفت‌تپه بالاترین مقام دولتی را در قبال شکنجه‌ در زندان‌های جمهوری اسلامی، برخوردی که با فعالان جنبش‌های مدنی می‌شود و شنود از شهروندان کشور مسئول دانسته و وزیر اطلاعات را به پاسخگویی فراخوانده بود. کاری که تاکنون بی‌سابقه بود.

به نظرمی رسد استراتژی امریکا یک‌لایه مهم دیگر هم دارد. امریکا به خواست قابل‌درک مردم کُرد در منطقه و پتانسیل قدرتمند این خواسته برخوردی ابزاری داشته و از آن به‌مثابه اهرمی علیه ایران، سوریه و عراق، و ترکیه استفاده می‌کند. تنها این هدف (اعلان نشده) است که می‌تواند برخورد امریکا و سیاست دولت ترکیه را توضیح بدهد. ازیک‌طرف، نگرانی از این برنامه امریکاست که می‌تواند توضیحی برای سیاست قاطع و سرسختانه ترکیه باشد.