شنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۳ ژانویه ۲۰۲۱

سياسی

اگر قرار باشد که حیات سیاسی دکتر قاسملو را در تکین واژه به تعریف برخیزیم و در خلاصه ترین شکل بیان کنیم، باید دمکراسی را برگزینیم! هم در گفتمان و هم در پراتیک. او بر بستر نقد توتالیتاریسم بود که به ارزش دمکراسی و اهمیت کلیدی آزادی های دمکراتیک رسید و اندیشیده، ره‌توشه و برگرفته خویش از تجربه اش را پیشه همه زندگی سیاسی خود قرار داد.

به همان نسبت که شرط بندی روی اصلاح ناپذیری یا اصلاح پذیری حکومت خطا و گمراه کننده است، تاکید بر امکان عقب راندن استبداد در مقابل شلاق جنبش سراسری مردم و شیرینی "امنیت و حق مشارکت در حیاط سیاسی، بعد از عقب نشینی" ضرورتی راهبردی و تعیین کننده است.

در پیوند با بحران رو به حدت جمهوری اسلامی – امریکا، سه رخداد در دو روز گذشته 6 و 7 تیر سر برآوردند که برایند آنها برای آنانی جای درنگ و اهمیت دارد که دغدغه شان گر نگرفتن آتش جنگ است؛ برای کسانی که روندها را با این نگرانی پی می گیرند که این بحران مردم را زیر نگیرد.

در عرصه سیاسی، این گذر از جمهوری اسلا‌می‌به مثابه مانع هرگونه تحول دمکراتیک در ایران به یک جمهوری سکولار دمکرات است که راهنمای عمل ما در سیاست اتحادها شناخته ‌می‌شود. تشکیل و تقویت بلوکی از جمهوری‌خواهان سکولار دمکرات، در مرکز سیاست اتحادهای حزب ما قرار دارد.

اهداف جنبش سبز طرد دیکتاتوری، تامین حقوق شهروندان، برگزاری انتخابات آزاد و استقرار دمکراسی و جمهوری در کشور بود. این اهداف تاکنون تامین نشده و همچنان مطالبه گروه های وسیعی از جامعه است.

در مقابل اما اظهارات جناب ولی فقیه، یعنی ادامه‌ی همین بن بست خطرزا. او از طرف ملت ایران می‌گوید هیچ ملت "عاقل" و "آزاده ای"، مذاکره زیر فشار را نمی‌پذیرد، ولی نمی‌گوید مگر سلف او، خمینی قطعنامه آتش بس 598 را از جایگاه ناچاری نپذیرفت و "جام زهر" معروف را سرنکشید؟ مگر خود وی از موضع ناگزیری نبود که پای مذاکره با دولت اوباما رفت و در توجیه این پس نشستن اجباری، نسخه "عقب نشینی قهرمانانه" را پیچید؟!

 سند سیاسی در جاهایی از خود و به شکل مخالفت با دخالت قدرت‌ها در امور ملت‌ها و از جمله مردم ایران و مخصوصاً به شکل نظامی ابراز نظر کرده و از شکل‌گیری جهان و منطقه ای بدور از زورگویی، خاورمیانه‌ای عاری از زورگویی‌های اسرائیل علیه فلسطینی‌ها و نیز رها یافته از تاخت و تاز انواع بنیادگرایی‌ها، سخن گفته است.

به یاد داشته باشیم که مذاکره ایران و آمریکا، در ادامه ملغی کردن یک طرفه قرار و مدارهائیست که بین ایران و رئیس جمهور قبلی آمریکا گذاشته شده و سپس به تایید سران پنج کشور دیگر و سازمان ملل هم رسیده بود. معقول است که این سئوال پیش کشیده شود که چه تضمینی وجود دارد که این بار هم آمریکائیها زیر قول خود نزنند.

آری، این جناب مترسک نشسته بر مسند وزارت امور خارجه کشور ما، متاسفانه و آشکارا دارد تاریخ ما را در جهت تعلقات ولایت فقیه معمار "عمق استراتژیک" و "هلال شیعی" و طبعاً هم "اقتصاد مقاومتی" فقر آفرین لازمه آنها تفسیر می‌فرماید و نه که آن را در وجود عوارض و مصیبت‌های انسانی آن باز خوانی کند. قبلاً

نه موضع ظاهراً رسمی هیئت حاکمۀ امریکا دایر بر این که جمهوری اسلامی 12 شرط اعلام شده توسط پمپئو را بپذیرد و به پای میز مذاکره بیاید، و نه موضع جمهوری اسلامی دایر بر نفی مطلق مذاکره یا حتی گونه‌های "دیپلماتیک تر" آن، به صورت "مذاکره با دولت کنونی، نه" یا مذاکره به شرط برگشت آمریکا به برجام، هیچ کدام راهی به دهی نمی برد. برونرفت از این وضعیت انفجاری نیازمند سیاستی است معارض این هر دو سیاست، که درعین حال بتواند گوشهای شنوائی را در میانۀ معرکه - یعنی مشخصاً در میان طرفهای اصلی معرکه، پیدا کند.