جمعه ۲۸ تير ۱۳۹۸ - ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۹

سياسی

اگر آگاهی یافتن به رمز و راز روانشناسی اجتماعی از الزامات مبارزه اجتماعی است،پس مفید خواهد بود هرگاه روح و روان کنونی نیروی ناراضی از جمهوری اسلامی را، نیرویی که عموماً هم در قامت سکولاریستی و دمکراسی خواهی و بودن در پی امنیت معاش بازیافتنی است، در تکوین تاریخی آنجست. بی این اگاهی، مشکل بتوان بر روانشناسی دگرگون خواهی امروز ایران ایستاد.

افزایش اعتراضات کارگری پدیدە تازەای نیست، این اعتراضات سالهاست کە ادامە یافتە و هر سال تعدادشان نسبت بە سالهای پیش بیشتر شدە است. وجود و افزایش فزایندە اعتصابات کارگری گویای ماهیت ضد کارگری این رژیم ارتجاعی و ستمگر است و اعتصابات کارگری واکنشی ست درست و منطقی بە رفتار، قوانین و سیاستهای استثمارگرانە آن کە باید گسترش یابند.

آنچه در همه این سال‌ها در قالب برنامه‌ای پنج ساله اقتصادی و یا چشم انداز بیست ساله تدوین و تصویب شده‌است به اعتبار مستندات موجود هیچگاه تفاوت های بنیادینی با هم نداشته‌اند. در تمامی این سالها اقتصاددانان شناخته شده‌ای در تدوین این برنامه ها دست داشته و نقش خود را به‌تمامی ایفا کرده‌اند.

با اعدام زانیار، لقمان و رامین، با اعدام فرزندان و جوانان مردم، به مردم ایران اخطار می کند که در صورت مبارزه و مقاومت علیه رژیم بی صلاحیت و یغماگر منابع ملی و عامل فقر و فلاکت، و در صورت مبارزه برای رفع تبعیضات ملیتی و دیگر تبعیضات، فرزندان و جوانان آنان را سرکوب و اعدام می کند

جمهوری اسلامی نابکار البته از سر کار بودن چهل ساله خود چیزها آموخته است، اما یک چیز را نفهمیده و نخواهد هم فهمید و آن، قدرت مردم است! این گزاره البته در مورد هر دیکتاتوری اعتبار دارد اما در مورد استبداد دینی اعتبارش باز هم بیشتر

چشم انداز مبارزاتی باید از میان برداشتن این نظام  استوار باشد و نه اصلاح و نوسازی آن. لذا چنین نامه ها و منشورهایی راه حل نیستند، بلکه صرفاً خبر از حدت بحران دارند و حاکی از دور و دورتر شدن هر چه بیشتر نیروهایی از نظام از کردار فرد اول آن. نیروی گذار از این نظام، چنین نامه ها و پلاتفرم هایی را باید علامت شدت بحران بفهمد تا بتواند واکنش به بحران ها را در خدمت راهبرد گذر از نظام قرار دهد و نه که خود در خدمت تحقق آنها درآید!

رژیم در هراسی سی ساله از افشای این جنایت، به سخیف‌ترین روش‌ها از طریق فشار دائم به بازماندگان و مراجعه کنندگان به «خاوران ها» و نیز جان‌بدر بردگان از آن، اقدام کرده است. با تداوم و پافشاری ما در ثبت این واقعه به عنوان «جنایت علیه بشریت» است که این هراس تبدیل به کابوسی برای آمرین و عاملین این جنایت، تا نشاندن آنان در جای متهمین در دادگاهی نه چندان دور از دسترس، خواهد گردید.

در برخورد با ترامپیسم و ائتلاف آن با نتان یاهو و بن سلمان، حتی یک آن هم این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که از زمینه سازهای شکلگیری این پدیده شوم در امروز ما، همین جمهوری اسلامی بوده و هست و مشخصاً هم بر اثر ماجراجوییهای ولاییاش طی چند دهه گذشته و کماکان ممتد در همین امروز.

به میزانی که ثروت به طرزی نامتوازن‌تر در میان افراد جامعه توزیع شده باشد، احتمال افزایش فرار سرمایه قوت می‌گیرد. و برعکس‌سازوکاری که البته جذاب نبودن محیط اقتصادی را برای عاملان اقتصادی مفروض می‌گیرد. دو سازوکار نخست، به‌میانجی افزایش تقاضا برای ارز، و سازوکار اخیر به‌واسطه‌ی کاهش عرضه‌ی ارز در داخل، به افزایش بهای آن منجر می‌شوند.