چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۲۱ اکتبر ۲۰۲۰

محمود شوشتری

در چرخه مبارزات سال‌های اخیر علیرغم بسیج‌های میلیونی، ما تنها شاهد موفقیت‌های کوچک بوده‌ایم. در این مورد چپ باید به این پرسش ناخوشایند اما لازم پاسخ دهد: چه اشتباهی رخ داده است؟

احزاب سیاسی باید بتوانند سیاستی را بر اساس ارزش‌ها و منافع متضاد و خطوط چالش‌هایی که وجه مشخصه جامعه دانش محورِ فردیت یافته امروز باشد، تدوین و توسعه دهند. مردم فقط بخاطر اشکال سازمانی و شیوه سیاست‌ورزی از احزاب روی‌گردان نمی‌شوند، بلکه شاید به این دلیل که مضمون سیاست‌های احزاب را چندان مهم و در رابطه مستقیم با زندگی‌اشان نمی‌بینند.

فرآیند مبارزات انتخاباتی بسوی هرچه بیشتر حرفه‌ای شدن است. این ویژگی در انتخابات پارلمانی گذشته خود را به عیان نشان داد. اکنون رویکرد حرفه‌ای به مبارزات انتخاباتی وجه مشترک کلیه احزاب سوئدی است. این تحول محدود به سوئد نیست (۱۶۲). کانال‌های ارتباط گیری نوین بعنوان بخش جدایی‌ناپذیری از استراتژی مبارزات انتخاباتی حرفه‌ای احزابِ بیشتر کشورهای اروپایی تبدیل شده‌اند.

موقعیت احزاب سیاسی جاافتاده (سنتی) در اذهان شهروندان جهان غرب ضعیف شده، آن هم در شرایطی که موجِ پوپولیسم هر روز بر بخشی وسیع‌تر از عرصه سیاسی چیره می‌شود. تحولی که بسیاری بیم آن دارند که نه تنها اعتماد و باور به احزاب سیاسی را از درون تهی می‌کند، بلکه...

آیا همه احزاب سیاسی شرایطی خوب برای استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای تقویت رابطه‌اشان با رأی‌دهندگان و یا بهبود یکپارچگی درون حزبی دارند؟ آیا رسانه‌های اجتماعی به احزاب تازه تأسیس شده با منابع کم و یک دستور کار سیاسی آلترناتیو کمک خواهند کرد؟ و یا این که رسانه‌های اجتماعی به پلاتفرم جدیدی تنها برای احزاب سنتی، با امکانات و تشکیلات خوب تبدیل خواهند شد؟

دیجیتال دموکراسی؟ تجزیه تحلیل می‌کند که چگونه دیجیتالی شدن جامعه و رشد و گسترش شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به احیای اهمیت یافتن دوباره نقش احزاب سیاسی کمک کنند. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ایجاد و برقراری رابطه سریع بین نمایندگان و رای دهندگان را ممکن سازند. اما، آیا احزاب سیاسی تا چه میزان در استفاده از امکانات نوین خوب عمل می‌کنند؟

زمانی که رأی‌دهندگان به احزاب سیاسی پشت کنند، مشروعیت کاندیداهای جذب و نامزد شده توسط حزب برای آن انجمن و نهاد سیاسی نیز بی‌معنا می‌شود. اگر رأی‌دهندگان اعتمادی به حزب نداشته باشند، چرا باید به کاندیداهایی که حزب نامزد کرده اعتماد داشته باشند؟

مدیریت جمعیت مازاد تنها در محدوده تربیت کارگران و متقاضیان کار منضبط و سر براه محدود نماند. غلبه روز افزون معیارهای تنبیهی برای سودآوری بیشتر سرمایه به یک نرم تبدیل شده‌ است. برای مثال، اندازه و ترکیب این جمعیت مازاد بشدت از طریق سیاست‌های مهاجرتی تنظیم می‌گردد. مهاجرت به کشورهای با چشم‌انداز کاری بهتر، برای یک نیروی کار مازاد واکنشی مشترک در مقابل بیکاری بوده و هنجاری تاریخی است.

اما سیاست مردمی چیست؟ پایه‌های تفکر "سیاست مردمی" بر چه قرار دارند؟ چپ دچار چه اشتباهی گشت؟ چرا راست موفق گشت؟ در زیر می‌توانید پاسخ نویسندگان به‌ این پرسش‌ها و نیز پرسش‌های مشابه دیگری را مطالعه کنید. پاسخ این پرسش‌ها در فصل اول و دوم و سوم کتاب "اختراع آینده" اثر نیک سرنیسک و آلکس ویلیامز داده شده است.