شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳ فوریه ۲۰۱۹

علی صمد

درواقع حمایت از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان دفاع از حیثیت و شرافت همه آن‌هایی است که زیر شکنجه‌های سخت و وحشیانه قرار می‌گیرند تا به جرم‌های ناکرده اعتراف کنند. امنیتی‌ها می‌خواهند اين نمایشنامه‌های "اعتراف گیری‌های اجباری و دروغین" را توجيهی برای برخوردهای سرکوبگرانه خود در جامعه کنند و همچنين جامعه و فعالان مدنی، صنفی، سياسی و اجتماعی را از این طریق مرعوب کنند.

نمونه‌های بسیاری را می‌توان از نقش مهم زنان در اعتراضات و اعتصابات کارگری مانند؛ نقش زنان – مادران، خواهران، همسران و دختران - در حمایت و انگیزه‌بخشی، اطلاع‌رسانی،تبلیغات، هماهنگی، کمک‌رسانی، بسیج کردن، بلند کردن بانگ مخالفت و اعتراضات همراه با مردان کارگر در خیابان‌ها نام برد که این مشارکت و همبستگی بسیار تأثیرگذار و مؤثر بوده‌اند.

آن‌ها مصمم به این تصمیم بودند و هستند که برای پیشبرد مطالبات ابتدایی و انسانی خود در یك رژیم دیكتاتوری مذهبی و استبدادی می‌بایست به مبارزات مدنی برای به عقب راندن و حذف قوانین عقب‌مانده و دیگر اجبارات اجتماعی كه موجب تبعیض در جامعه می‌شوند تکیه کنند!

دستگیری‌ها، بازداشت‌ها و گرفتن اعترافات اجباری نشانگر نقض تعهدات بین‌المللی حکومت اسلامی و حتی آشکارا علیه قانون اساسی جمهوری اسلامی است. ماده هفتم میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران به آن پیوسته است، شکنجه یا رفتار تحقیرآمیز و مجازات غیرانسانی و بی‌رحمانه را ممنوع کرده است. ماده ۱۰ آن نیز به اینکه «کلیه‌ی افرادی که از آزادی خود محروم شده‌اند باید با انسانیت و احترام به حیثیت ذاتی شخص انسان رفتار کرد» توجه داده است.

واقعیت تهیه و انتشار " اعترافات تلویزیونی" از فعالین سیاسی، صنفی و مدنی از طریق شکنجه نشانگر نفی سیستماتیک حقوق زندانیان و تشریفات حقوقی و نقض خشن حقوق بشر در ایران است. نفی حقوق بازداشت‌شدگان و متهمین در هنگام بازداشت و بازجویی صحت روند قضایی سالم برای اثبات جرم زندانیان را به‌روشنی زیر سؤال می‌برد.

بسیاری از کارشناسان بر این بر این باورند که داده‌های مرکز آمار شرایط واقعی اشتغال در ایران را بازتاب نمی‌دهد. گفتنی است که بر اساس پایه بررسی وضعیت اشتغال اداره آمار ایران داشتن یک ساعت کار در هفته و همچنین کارآموزان نیز جزء شاغلین محسوب می‌شوند. این در حالی است که همه می‌دانند یک ساعت کار در هفته زندگی کسی را تأمین نمی‌کند.

کار کردن کودک، نافی حقوق اساسی کودکان است. وجود کار کودک در جامعه يک فاجعه بزرگ انسانی است. کودکی که به دليل فـقر اقتصادی به محیط‌های کار کشيده می‌شود درواقع فـقر را در خود جاودانه می‌کند. اين کودکان به دليل کار طاقت‌فرسا با انواع و اقسام افسردگی‌ها، اضطراب‌ها و نگرانی‌ها مواجه هستند که اصلاً با سن آن‌ها هيچ تناسبی ندارد.

برای عبور از بن‌بست قانونی تشکل یابی کارگران نمی‌توان به قوانین جمهوری اسلامی متوسل شد. عبور از این موانع بسیار دشوار و سخت است و کارگران در هر واحد صنعتی، خدماتی و دولتی می‌بایست خود ابتکار تشکیل سندیکاهای آزاد و مستقل را به‌صورت علنی و مستقیم به عهده بگیرند

در دفاع از حقوق انسانی می‌بایست مرزها را به کناری گذاشت و برای رعایت حقوق بشر، لغو اعدام، شکنجه، آزار و اذیت و ... در ایران گام‌ها را مشترک و متحد برداشت. در این راستا، اقدامات مشترک نیروهای جمهوری‌خواه، آزادیخواه و دمکرات چه متشکل و چه منفرد می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود.