پنجشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۹ - ۲ ژوئیه ۲۰۲۰

علی صمد

اگر این جنبش بتواند تاثیری در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر داشته باشد، قطعاً شانس تحولات و پایداری آن‌ها بیشتر خواهد بود. فرض من این است که این اعتراضات، اراده‌ی طرفداران ترامپ را به حمایت از و مشارکت حداكثری در انتخابات بیشتر می‌کند. ولی به همین دلیل، همین امر برای دموکرات‌ها صادق است. نظرسنجی‌های دو هفته‌ی گذشته از ریزش حمایت انتخاباتی از ترامپ خبر می‌دهند. ولی باید در نظر داشت که انتخابات قریب پنج ماه دیگر خواهد بود و این زمان کمی در ضربان‌های انتخاباتی نیست.

دموکرات و دموکراتیک بودن را نباید تنها در حرف خلاصه کرد. در آن دوران نه رهبری اقلیت و نه اکثریت مرکزیت سازمان به نظر و رای نیروهای تشکیلات اهمیتی قائل نبودند. این درست است که اکثریت مرکزیت سازمان مخالف انشعاب بود، اما برای جلوگیری از انشعاب وقت بسیار تلف کرد و در آخر وقتی که انشعاب در حال انجام بود می‌بایست با اتخاذ تدابیر لازم و با به کار بردن راهکارهای مناسب جلوی انشعاب را تا برگزاری کنگره می‌گرفت. اما اقدامات اکثریت از حد حرف فراتر نرفت.

عدم ارتباط با گذشته‌ی چپ در ایران، تنها می‌تواند نیروی سیاسی موجود را به شکلی خودخواسته از تجربیات گذشته‌اش محروم کند. در این بین نگاه منتقدانه به گذشته، شاید منطقی‌ترین وسیاسی‌ترین روش ممکن باشد. نگاهی که نقاط ضعف و قوت را به دقت می‌بیند و در ضمن شرایط تاریخی را هم در این دیدن موثر می‌کند و به برداشت‌های دقیق می‌رسد.

حزب کمونیست ایران بخش مهمی از تاریخ کشور ما است که مهجور مانده و درست شناخته نشده است. بازخوانی آن فقط حرکتی حاکی از نوستالژی نیست که قدم مهمی در درک تاریخ کشورمان و در ضمن ترسیم راه پیش‌روی برای چپ است. اگر بخواهیم پرچم چپ را دوباره به طور جدی در کشورمان برپا کنیم باید خود را در ارتباط با این تاریخ پرافتخار قرار دهیم.

اعتراضات ماهیت خودجوش دارند منتهی همه می‌دانیم که اعتراضات خودجوش هم همیشه سازمان‌دهندگان خودشان را دارند. مثلا کسانی که از تظاهرات‌ها پشتیبانی لجستیکی می‌کنند، شعارها را هدایت می‌کنند و غیره. اعتراض تحت لوای جنبش «جان سیاهان مهم است» انجام می‌شود که در چند سال گذشته به بی‌ارزش بودن جان شهروندان سیاه‌پوست و کشتار آن‌ها توسط پلیس اعتراض کرده است. اما طبیعتا موارد وسیع‌تر تبعیض و سرکوب سیاه‌پوستان و نهایتا کل ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ هم مورد هدف معترضان هستند.

این اعتراضات مثل همه جنبش های توده ای سالهای اخیر در سراسر جهان (از جمله ایران) از خصایص چندوجهی شکل میگیرد و گرچه اسم جورج فلوید را بر پیشانی خود دارد اما یک هدف ندارد و یک قشر اجتماعی و نژادی را نمایندگی نمی کند. ترکیب سنی شرکت کنندگان در همه جا بسیار جوان است. در شب هایی که من خودم در خیابان بوده ام درصد افریقایی تباران بیشتر از 30% نیست. سن پایین شرکت کنندگان احتمالا در هیجان و جو گیری بی تاثبر نیست ولی در نهایت خشونت پلیس و در برخی مناطق ارتش ملی ایالتی باعث بالا گرفتن درگیری ها میشود.

شوراهای اسلامی کار نه تنها هیچ سازگاری با استانداردهای شناخته شده بینالمللی مربوط به حقوق کار در زمینه فعالیتهای سندیکایی ندارند، بلکه نقش اصلی آن ها هم چیزی جز اعمال کنترل و مراقبت دولتی بر روابط و مناسبات حاکم بر محیط کار نیست. 

طبق قوانین جمهوری اسلامی، خانه کارگر حتی جزو تشکل‌های رسمی که در قانون کار پیشبینی شده اند به حساب نمی آید. این تشکل فاقد شرایط مقاوله ‌نامه ‌های سازمان بین المللی کار است. در این وضعیت چگونه می توان این تشکل دولتی و ایدئولوژیک را تشکل کارگری دانست؟ بویژه اینکه ساختار و ماهیت آن اصلا دموکراتیک نیست و در آن گردش رهبری وجود ندارد. در صورتی که در سندیکا و اتحادیه کارگری ساختارهای دموکراتیک وجود دارد و چرخش رهبری در آن جزو اصول اصلی و بدیهی به شمار می آید.

تشکل کارگری می بایست حق داشتە باشد بطور آزادانە فعالیت نماید و دولت ها و کارفرمایان مجاز نیستند از فعالیت سندیکاها ممانعت کنند. کارکرد اتحادیه یا سندیکا ماهیتا دموکراتیک است. یعنی اینکه همه اعضا در این تشکل ها دارای حق رای برابرند و رهبران، مسئولین و برنامه های سندیکا آزادانه و با رای اعضا انتخاب و تصویب می شوند. تشکل مستقل کارگری، بازوی قدرتمند و حمایتی کارگران در دفاع از حقوق شان است.

در آن دوران اول انقلاب، حاكمیت در كلیتش كمابیش با انقلاب فرهنگی موافق بود. شرایط اول انقلاب و نفوذ و كیش شخصیت آیت الله خمینی در میان مردم و نیز وضعیت نیروهای اپوزیسیون و فشارهای خارجی علیه رژیم، همه و همه دست بدست هم دادند و شرایط را برای سواستفاده حكومت اسلامی از فرصت بوجود آمده فراهم آوردند و رژیم انقلاب فرهنگی را به شكل خشونت آمیزی پیش برد و با این كار توانست دانشگاه سنگر مقدم آزادی را درهم بشكند.