دوشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۰

علی صمد

انتشار این ویروس در میان خانواده‌ها و جوانان داوطلب آزمون‌های سراسری سنجش در مناطق متعدد کشور مشکلات بسیاری را به وجود آورد و علاوه بر آسیب‌های فیزیکی که برای مردم به همراه داشت آسیب‌‌های روحی و روانی بیشماری هم ایجاد کرد و موجب تضعیف روحیه‌ی همه‌ی مردم و به خصوص دانش‌آموزان و دانشجویانی که خود را آماده کنکور می‌ کردند، شد. تا جایی که بر شرکت‌کنندگان در کنکور ۹۹ نیز این استرس مضاعف وارد شد. به‌طوری‌که اکنون برنامه‌ریزی درسی آنان را با مشکل مواجه کرده است و نگرانی جدیدی بر نگرانی‌های همیشگی آنان اضافه شده است.

نیروی بسیار بزرگی از داوطلبان کنکوری خواهان به تاخیر انداختن زمان آزمون‌های سراسری هستند. آنها با درست کردن هشتگ‌هایی نظر #تعویق_تمام کنکورهای_سراسری، #سلامت کنکوری، #نه_به_کنکور، #کنکورکرونایی و ... و نیز نامه‌نگاری با مسئولین، به‌ راه ‌انداختن کمپین‌های امضاگیری، مراجعه به وسایل ارتباط جمعی، برگزاری تجمعات مختلف در برابر مراکز مسئول و تصمیم‌گیر در ارتباط با کنکور و... فضای به‌ عقب ‌انداختن زمان کنکورهای سراسری را داغ نگه داشتند. آنها با فعالیت خود موفق شدند نگرانی‌ها و بی‌توجهی‌هایی که نسبت به مطالباتشان در سطح جامعه توسط مسئولین ارگان‌های آموزشی و دولتی انجام می‌شود را در سطح عمومی بازتاب دهند. 

هر برنامه‌ی چهل دقیقه‌ای موسسات کنکور در صدا و سیما، ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد. و قیمت تبلیغات ماهانه آنها در صدا و سیما بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان است. این موسسات ظرف سال‌های گذشته با همین مبالغ توانایی تبلیغ در رادیو، روزنامه‌های پرتیراژ، مجلات پرخواننده و حتی هواپیماها را هم به دست آورده‌اند. رابطه‌ی نزدیک برخی مسئولین رانت خوار حکومتی با موسسات کنکوری و دانشگاه‌های خصوصی باعث شده تا به جای حمایت از منافع مردم بیشتر بدنبال سودجویی‌های خود باشند.

در جمهوری اسلامی کالایی‌سازی آموزش در ادامه روند پولی‌سازی آموزش بوجود آمده، و بیش از یک دهه است که خواست مشترک بسیاری از اعتراضات بخش های از اساتید، معلمین، دانشجویان و کارگران به نظام آموزشی کنونی کشور است. طرفداران کالایی سازی آموزش، ارائه آموزش را نه فقط یک حق برای همه‌ی اقشار جامعه بلکه نوعی کالا برای خرید و فروش و کسب سود اقتصادی مطرح می‌کنند. پس از ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هر دولتی که در جمهوری اسلامی بر سر قدرت آمده سیاست‌هایی را اتخاذ کرده که با توجه به آن، حوزه‌ی آموزش رایگان را در جامعه محدود و محدودتر کرده است.

اگر این جنبش بتواند تاثیری در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر داشته باشد، قطعاً شانس تحولات و پایداری آن‌ها بیشتر خواهد بود. فرض من این است که این اعتراضات، اراده‌ی طرفداران ترامپ را به حمایت از و مشارکت حداكثری در انتخابات بیشتر می‌کند. ولی به همین دلیل، همین امر برای دموکرات‌ها صادق است. نظرسنجی‌های دو هفته‌ی گذشته از ریزش حمایت انتخاباتی از ترامپ خبر می‌دهند. ولی باید در نظر داشت که انتخابات قریب پنج ماه دیگر خواهد بود و این زمان کمی در ضربان‌های انتخاباتی نیست.

دموکرات و دموکراتیک بودن را نباید تنها در حرف خلاصه کرد. در آن دوران نه رهبری اقلیت و نه اکثریت مرکزیت سازمان به نظر و رای نیروهای تشکیلات اهمیتی قائل نبودند. این درست است که اکثریت مرکزیت سازمان مخالف انشعاب بود، اما برای جلوگیری از انشعاب وقت بسیار تلف کرد و در آخر وقتی که انشعاب در حال انجام بود می‌بایست با اتخاذ تدابیر لازم و با به کار بردن راهکارهای مناسب جلوی انشعاب را تا برگزاری کنگره می‌گرفت. اما اقدامات اکثریت از حد حرف فراتر نرفت.

عدم ارتباط با گذشته‌ی چپ در ایران، تنها می‌تواند نیروی سیاسی موجود را به شکلی خودخواسته از تجربیات گذشته‌اش محروم کند. در این بین نگاه منتقدانه به گذشته، شاید منطقی‌ترین وسیاسی‌ترین روش ممکن باشد. نگاهی که نقاط ضعف و قوت را به دقت می‌بیند و در ضمن شرایط تاریخی را هم در این دیدن موثر می‌کند و به برداشت‌های دقیق می‌رسد.

حزب کمونیست ایران بخش مهمی از تاریخ کشور ما است که مهجور مانده و درست شناخته نشده است. بازخوانی آن فقط حرکتی حاکی از نوستالژی نیست که قدم مهمی در درک تاریخ کشورمان و در ضمن ترسیم راه پیش‌روی برای چپ است. اگر بخواهیم پرچم چپ را دوباره به طور جدی در کشورمان برپا کنیم باید خود را در ارتباط با این تاریخ پرافتخار قرار دهیم.

اعتراضات ماهیت خودجوش دارند منتهی همه می‌دانیم که اعتراضات خودجوش هم همیشه سازمان‌دهندگان خودشان را دارند. مثلا کسانی که از تظاهرات‌ها پشتیبانی لجستیکی می‌کنند، شعارها را هدایت می‌کنند و غیره. اعتراض تحت لوای جنبش «جان سیاهان مهم است» انجام می‌شود که در چند سال گذشته به بی‌ارزش بودن جان شهروندان سیاه‌پوست و کشتار آن‌ها توسط پلیس اعتراض کرده است. اما طبیعتا موارد وسیع‌تر تبعیض و سرکوب سیاه‌پوستان و نهایتا کل ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ هم مورد هدف معترضان هستند.

این اعتراضات مثل همه جنبش های توده ای سالهای اخیر در سراسر جهان (از جمله ایران) از خصایص چندوجهی شکل میگیرد و گرچه اسم جورج فلوید را بر پیشانی خود دارد اما یک هدف ندارد و یک قشر اجتماعی و نژادی را نمایندگی نمی کند. ترکیب سنی شرکت کنندگان در همه جا بسیار جوان است. در شب هایی که من خودم در خیابان بوده ام درصد افریقایی تباران بیشتر از 30% نیست. سن پایین شرکت کنندگان احتمالا در هیجان و جو گیری بی تاثبر نیست ولی در نهایت خشونت پلیس و در برخی مناطق ارتش ملی ایالتی باعث بالا گرفتن درگیری ها میشود.