سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۸ فوریه ۲۰۲۰

جُنگ کارگری

منطق بحث قبلی این است که ظرفیت استراتژیک دراتحادیه های کارگری محصول مشترک دو عامل رهبری و دموکراسی درونی است. کیلبرگ در یک تحقیق کلاسیک که در سال 1983 انجام داد، ادعا کرد که مؤثرترین جنبشهای اتحادیه ای آنهائی بوده اند که آگاهانه و تصریح شده، یک سازمان مرکزی قدرتمند (یعنی یک رهبری همساز) را با فعالیتهای پرتلاطم محلی (یعنی مشارکت اعضا) ترکیب کرده اند.

ناکارآمدی مدل شورای عالی کار که در ظاهر از نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت تشکیل شده است، در سال‌های اخیر بارها ثابت شده است. دولت عملاً این شورا را یک ویترین سیاسی-اجتماعی می‌بیند که حرف خود و کارفرما را از دهان نمایندگان به اصطلاح کارگران بزند.

امروز می‌بایست با اقدامات فکر شده هزینه‌ی فعالیت مدنی، صنفی، اجتماعی و سیاسی را در جامعه کاهش داد و مانع ابتکار جدید حکومت و ارگان های سرکوب در این زمینه شد. امروز باید برای هر آن چیزی که بدست آمده، به دفاع مشترک و متحد پرداخت.

همان طور که متن این گزارش نشان می دهد کمپین "ما را بحساب آورید!" چشم انداز زنان فعال جنبش کارگری را تسخیر نموده است، رهبران اتحادیه های صنفی و فعالین کارگری زن، چه جوان و چه سالمند، مشترکاً به آن روی کرده اند. در اثر این کمپین تغییرات واقعی در اتحادیه های صنفی بوقوع پیوسته است

در جریان اعتصاب هفت تپە رهبری اعتصاب کوشش فراوان و موفقیعت آمیزی برای جلب افکار عمومی نمود. مرور سخنرانی های اسماعیل بخشی در ایام اعتصاب بە روشنی حاکی از چنین تلاشهای درستی است. اکنون کە شرایط بە نفع زندانیان و علیە دستگاە قضایی است مهم است کە بصورت تاکتیکی هم کە شدە از طرح مسائلی کە ممکن است اجماع کنونی را تضعیف کند اکیدا اجتناب کرد.

در این شماره می خوانید:

-دستگیری کارگران درد یک رژیم در حال زوال را علاج نمی کند!

-اتحادیه های کارگری و معضل اقدام استراتژیک - بخش هفتم

-واقعیت‌های تلخی از زندگی کارگران مهاجر افغان در ایران

-گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە

-گزارش ویژه: "ما را به حساب آورید (1)"

-راە میانە وجود ندارد!

کارگران فولاد، کارگران هپکو و آذرآب و هفت تپە، کنتورسازی قزوین و... باید بدانند تا وقتی این رژیم باقی است، بیکاری، فقر، فلاکت تورم و سرکوب بی حقوقی کارگران نیز باقی و بیشتر خواهند شد. رژیم دزدان و تبهکاران اصلاح ناپذیر است!

نتیجۀ اصلی تحقیقات هوزارد و اوسترژن این است: "اتحادیه های کارگری در تدوین معانی، دیدگاه ها، ایدئولوژیها و هویتها دچار مشکل اند، اما اگر آموزش سازمانی روند دیالکتیکی در درون آنها باشد، آنگاه اختلافات ایدئولوژیک می توانند حتی به ارتقاء اندیشه و آموزش در آنها باشد و نه مانعی برای آموزش.

مهاجرین و كارگران افغان حق هیچكس را در ایران نقض نكرده اند. آنها در واقع در بدترین شرایط، زندگی فقیرانه ای را در ایران می گذرانند. آن هیولایی كه از مهاجرین و كارگران افغان توسط مسئولین و ارگان های دولتی و وسائل ارتباط جمعی حكومتی ساخته شده است در واقع برای منحرف كردن اذهان مردم ایران نسبت به بحران اقتصادی، بیكاری و فقر، و بە سایە بردن بی لیاقتی مسئولین دولتی است. باید از، حق و حقوق شهروندی و انسانی مهاجرین افغان در ایران قاطعانه دفاع كرد 

کارگران دلیل وضعیت بحرانی کارخانە را عمدتا خصوصی سازی می دانند و بهمین دلیل در تظاهرات خیابانی شان علیە خصوصی سازی شعار دادند. برخورد مسئولین دولتی با کارگران نشان دهندە عدم مسولیت پذیری آنهاست. دولت در واقع تدبیری جز همان کە تا کنون داشتە و خود منشا وضعیت بحران سراسری در واحدهای تولیدی است برای رفع بحران ندارد! بهمین خاطر انتظار می رود کە با ادامە بحران اعتراضات نیز گستردە تر شوند.