شنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۹

جُنگ کارگری

قطبی شدن مشاغل روندی منحصر به امریکا نیست. در ۱۶ کشور عضو اتحادیۀ اروپا نیز دقیقاً این روند مشاهده می‌شود. در تمام این کشورها سهم مشاغل میانی به نفع مشاغل دستمزد بالا و دستمزد پائین در یک بازۀ زمانی ۱۷ ساله، از ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۰ ، افت داشته است.

خصوصی‌سازی در یک تعریف عام، سپردن سرمایه عموم به بخش خصوصی است. در چارچوب همین تعریف ساده هم می‌توان در تضاد بودن این موضوع با منافع عموم را به‌راحتی درک کرد. هرچند کارگران و حقوق‌بگیران بخش‌های مختلف تأثیرات خانمان‌برانداز آن را بر زندگی خودشان به‌خوبی درک کرده‌اند و به همین خاطر پایان دادن به این سیاست به یکی از مطالباتشان تبدیل گشته است.

این روند بارها در جامعه مدنی ونزوئلا تکرار شده است. فشار از پایین حتی در اتحاد با ایدئال‌های چاوز در جهت قدرت توده‌ها اعمال‌شده ولی با مقاومت بخش‌هایی از دستگاه حکومتی و بوروکراسی دولتی روبرو شده است که مایل نیستند کنترل را از دست بدهند. این منافع عمدتاً در بخش‌های دست راستی اردوگاه چاوزیستی ریشه دارد که وزن بالایی در حکومت دارند و پیشبرد انقلابی را آهسته و حتی متوقف می‌کنند.

لغو این انحصار و پذیرش حق تشکل، حداقل انتظاری است که کارگران دارند. واقعیت این است که با اصلاح قانون شوراهای اسلامی ماهیت و عملکرد آن‌ها تغییر نخواهند کرد. بنابراین آقای وطنخواه و آن گروه از اعضای شوراهای اسلامی شاید بهتر باشد که بجای تلاش برای اصلاح شوراهای اسلامی کار، همتشان را معطوف به سازمان‌دهی سندیکاهای مستقل و کارای کارگری کنند!

می‌توان گفت که سرکوب گسترده و شدید سازمان گران و رهبران اعتصاب نفت که در شرایط نارضایتی گسترده در میان طبقه‌ی کارگر انجام گرفت، به محرکی برای انجام یک‌رشته اعتصاب دیگر بین سال‌های ١٣٠٨ – ١٣١١ تبدیل شد و این رفتار خلاف انتظار دیکتاتوری حاکم بود.

در این شماره می‌خوانید:

- صبر نفت هم به سر می‌رسد؛

- پیمانکاران رانتخوار، بلای جان کارگران؛

- جنبش کارگران ونزوئلا بر سر دو راهی – بخش 3

- تاریخ و آیندۀ اتوماسیون کار – بخش ششم

- شاخصه دستمزد کارگران؛ رژیم در باتلاق خودساخته غرق می‌شود

- حضور زنان کارگر در اعتراضات و اعتصابات کارگری

- برگ‌هایی از تاریخ جنبش سندیکایی ایران

همان عوامل و شرایطی که اکثر کارگران را به اعتصاب و اعتراض واداشته‌اند، خواه‌ناخواه کارگران نفت را نیز باکمی تأخیر به این راه خواهد کشاند. ارزش دستمزدها ازدست‌رفته است. با این دستمزدها نمی‌شود حداقل‌های یک زندگی بخورونمیر را تأمین کرد و اعتماد به دولت و حکومت و بهبود اوضاع از بین رفته است...

کارگران پیمانی تنها به حوزه‌ی خدماتی محدود نمی‌شوند. در کارخانه‌ها بزرگ نیز هر بخش از کارخانه به یک پیمانکار سپرده می‌شود و ریش و قیچی استثمار کارگران به دست پیمانکاران است.

علاوه بر این انشقاق‌ها و اختلافات، خصیصه دیگر جنبش اتحادیه‌ای، به‌ویژه در ارتباط با تغییرات رادیکال اجتماعی که در ونزوئلا اتفاق افتاد، عدم وجود یک استراتژی سیاسی در مورد تعمیق روند بولیواری به‌سوی ساختن سوسیالیسم و کنترل حقیقی کارگران بود.

هر روز که می‌گذرد بیشتر از روز قبل رژیم در این باتلاق غرق می‌شود و سراسیمه مجریان حکومتی، نظامی و امنیتی‌ها، پروژه‌های مختلفی از سرکوب کارگران، به بند کشیدن فعالان کارگری، معلمان، دانشجویان و ... تا راه‌اندازی نمایشی دیگر از جنگ جناحی و کودتا توسط سپاه را در سر می‌پرورانند.