دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

جُنگ کارگری

حرص استفاده از تکنولوژی برای کسب سود، به آن معناست که کارگران نمی توان برای کاستن از مرارت کار به تکنولوژی اتکا کنند و محتوای کیفی کار را ارتقاء بخشند. بلکه تنها امید آنان برای تضمین کار کمتر و بهتر آن است که شاهد در آمدن کنترل مستقیم آن از چنگ سرمایه داری باشند. چنان که در بالا، و در همزبانی با ایده های مارکس تأکید شد،

درک حکومتی از «خیابان» یک درک مطلق و توتالیتاریستی است. به این معنی که خیابان، چه به مثابه‌ی یک عرصه‌ی سیاسی و چه به عنوان یک شریان اقتصادی، تمام و کمال متعلق به طبقات و نیروهای سیاسی حاکم است. هیچ قشر و گروهی خارج از حاکمان وضعیت، حق استفاده از خیابان را ندارند و بی‌توجهی به این قاعده با سرکوب مواجه خواهد شد.

به طور کلی کنگره ملی کارگران از برخی اعتبارات دموکراتیک بهره می برد. از یک سو به نظر می رسد که در سطح ملی و بین شعب ناحیه ای کاملاً رفتاری دموکراتیک دارد، به ویژه در ارتباط با برگزاری انتخابات دوره ای، تشکیل مجامع و میتینگ ها، سازمان و ساختار اداری و اساسنامه تشکیلات شاخصه های دموکراتیک در آن مشهود است. مجامع رسمی برای تصمیم گیری های اساسی مربوط به اتحادیه و مسائل اجتماعی به طور متناوب برگزار می شوند.

با این همە بە نظر نمی رسد کە تسلط باندهای دولتی و حکومتی بر سرمایەهای تامین اجتماعی، بە واسطە اهمیت و حساسیت های فوق العادەای کە در بین دەها میلیون جمعیتی کە سرنوشت شان بە وضعیت آیندە این سازمان وابستە است بە درازا بکشد. ولی بیم انتقال آنها بە حساب های شخصی در خارج از کشور و حیف و میل کردنشان همچنان وجود دارد.

احمدی نژاد و محافظە کاران حامی او در نخستین انتخابات بعد از پایان دو دورە خاتمی با بە دست گرفتن پرچم عدالت خواهی و آوردن پول نفت بر سر سفرهای مردم و بر بستر نارضایتی های گستردە کارگران از خلف وعدەهای خاتمی توانستند مردم را فریب دهند و در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شوند. اگر بعد از تغییر و تحولاتی کە در زمان خاتمی رخ داد به فرض اینکە دوبارە اصلاح طلبان هم در انتخابات پیروز می شدند در وضعیت کارگران همانطور کە در دولت وارث آنها دولت روحانی دیدە شد بهبودی اتفاق نمی افتاد.

در این شماره می خوانید:

 

-همە دعواها بر سر لحاف ملاست!

-بیم و امید در زمانۀ اتوماسیون انبوه: مباحثه در آیندۀ کار- بخش دهم

-بحران‌های ادواری اقتصادی، مکمل بحران‌های ساختاری

-جنبش کارگری و مبارزه برای دموکراسی در نیجریه - بخش ششم

-آقای خدایی اگر مخالف سرکوب هستند چرا بە همە شان اعتراض نمی کنند؟

-برگهایی از تاریخ جنبش سندیکایی کارگران ایران – شماره ١٩

در عوض این حاتم بخشی های عملی و فوری از اموال دیگران کە اساسا تصمیم گیری در مورد آن توسط دولت غیر قانونی و تجاوز بە حقوق و مالکیت صاحبان سرمایە های تامین اجتماعی است، اما تحفە مقامات دولتی برای بازنشستگانی کە گرانی و مستمری های ناچیز امانشان را بریدە و آنها را بە اعتراضات خیابانی همە روزە واداشتە است چیزی غیر از وعدەهای فریبکارانە ای کە هیچگاە بە آنها پایبندی نشان ندادە و نمی دهند نیست!

بر پایۀ مباحث گذشته می توان به دو گونه واکنش داشت. یکی رسیدگی به مسائل مربوط به کار در حل حاضر است. این مسائل از جمله مشتمل است بر دستمزدهای ناچیز، ناامنی های مرتبط با کار، ساعات کاری طولانی (افزایش کار "خارج از وقت" یک مسئلۀ واقعی است)، فقدان اختیار در پیوند با نظارت حاد بر کار، و بیماری های جسمی و روحی ناشی از فشارهای وارد بر تن و جان کارگران.

قائده‌ی معمول در اکثر کشورهای دنیا این است که اگر شرکت‌های تامین و توزیع برق موجب ضرر و زیان شوند، باید این ضررها را جبران کنند. در نتیجه یک سیاست کارگری در زمینه‌ی اعتراض به ناکارآمدی حاکمیت در حوزه‌ی تامین و توزیع انرژی، طرح مطالبه‌ی جبران ضررهای قطعی برق اعم از فشارهای وارد شده بر زندگی شغلی کارگران است.

سیاست های کارگری در نیجریه وزن بسیار زیادی به کارفرمایان و سرمایه داران عطا کرده است. بطور مثال، در هنگام اعتراضات در محیط های صنعتی کارفرمایان می توانند حق عضویت های جمع اوری شده از دستمزد کارگران را نگه دارند و از پرداخت آن به اتحادیه ها خودداری کنند تا بدین وسیله رهبران اتحادیه را مجبور به سازش و بازگشت به کار نمایند