سه شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۸ ژانویه ۲۰۲۰

جُنگ کارگری

علاوه بر این انشقاق‌ها و اختلافات، خصیصه دیگر جنبش اتحادیه‌ای، به‌ویژه در ارتباط با تغییرات رادیکال اجتماعی که در ونزوئلا اتفاق افتاد، عدم وجود یک استراتژی سیاسی در مورد تعمیق روند بولیواری به‌سوی ساختن سوسیالیسم و کنترل حقیقی کارگران بود.

هر روز که می‌گذرد بیشتر از روز قبل رژیم در این باتلاق غرق می‌شود و سراسیمه مجریان حکومتی، نظامی و امنیتی‌ها، پروژه‌های مختلفی از سرکوب کارگران، به بند کشیدن فعالان کارگری، معلمان، دانشجویان و ... تا راه‌اندازی نمایشی دیگر از جنگ جناحی و کودتا توسط سپاه را در سر می‌پرورانند.

 

یادآوری: در بخش پنجم، این نکته به میان آمد که "... هزینۀ اجرای یک سری محاسبات استانداردشده، از دورۀ محاسبات دستی تاکنون، 7/1 تریلیارد بار کاهش‌یافته است و بیشترین میزان این کاهش هم از 1980 به بعد اتفاق افتاده است. بنابراین، شرکت‌ها انگیزۀ اقتصادی نیرومندی...

نمونه‌های بسیاری را می‌توان از نقش مهم زنان در اعتراضات و اعتصابات کارگری مانند؛ نقش زنان – مادران، خواهران، همسران و دختران - در حمایت و انگیزه‌بخشی، اطلاع‌رسانی،تبلیغات، هماهنگی، کمک‌رسانی، بسیج کردن، بلند کردن بانگ مخالفت و اعتراضات همراه با مردان کارگر در خیابان‌ها نام برد که این مشارکت و همبستگی بسیار تأثیرگذار و مؤثر بوده‌اند.

تشکیلات سازمانگر این اعتصاب ١١ روزه، که جمعاً ٢٠ هزار کارگر در آن شرکت داشتند «جمعیت کارگران نفت جنوب» بود. از سازمانگران اصلی آن، علی شرقی، رحیم همداد، یوسف افتخاری، علی امید، میر ایوب شکیبا، بودند. آن‌ها با تشکیل هسته‌های کارگری در آبادان و خرمشهر درواقع از پیش‌زمینه‌ی این اعتصاب را آن‌هم در شرایط کنترل شدید پلیسی در شهرهای خوزستان توسط کمپانی نفت جنوب و دولت، فراهم ساختند.

در این شماره می‌خوانید:                                                                                                                                                                                                            

- مملکت اگر گل‌وبلبل بود که انقلاب نمی‌شد!

- صف‌های طویل گوشت و مرغ؛ بازنمایی یک بحران چهل‌ساله

- چرا هنوز این‌همه شغل وجود دارد؟ بخش پنجم

- ادامه‌ی پروژه‌ی سرکوب، مقاومت جنبش کارگری و جامعه‌ی مدنی

- جنبش کارگران ونزوئلا بر سر دوراهی- بخش 2

- برگ‌هایی از تاریخ جنبش سندیکایی ایران

روشن است که خمینی و دارو دسته‌ی ضدانقلابی‌اش پس‌ازآنکه به قدرت رسیدند و بر جای مقامات پیشین نشستند، به هیچ‌کدام از آرمان‌های انقلاب پایبند نماندند و به مردم خیانت کردند. آن‌ها استبداد سیاه‌تری را جانشین دیکتاتوری پیشین کردند و چند برابر رژیم شاه آدم کشتند، بی‌عدالتی، فقر و تبعیض را به طرز کم‌سابقه‌ای افزایش و اقتصاد مولد را ناتوان و فرسوده و فساد و دزدی را در حکومت نهادینه کردند.

در چنین وضعیتی تولیدکننده توان تولید و مصرف‌کننده توان مصرف را از دست می‌دهند. اگر بر اساس اصول کلاسیک اقتصادی بپذیریم که راه خروج از رکود، واردکردن پول به چرخه‌ی اقتصادی است، همین ورود عمده‌ی پول از دیگر سو موجب تورم خواهد شد. درنتیجه رکود تورمی گره کوری در اقتصاد است که در وضعیت مداومت بنیان وضعیت معیشت عمومی را نابود خواهد کرد. از این حیث رکود تورمی با تضعیف صنعت و کشاورزی، به اقتصاد وارداتی دامن می‌زند.

اما پس از سال‌های آخر دهۀ 70، این جریان باد مساعد آرام می‌گیرد و در بعضی از موارد حتی مسیر عکس را در پیش می‌گیرد. درحالی‌که مشاغل موجود در بالای نردبان مهارت – مثل مشاغل حرفه‌ای، فنی و مدیریتی – در دورۀ 1980 تا 2010 از رشدی حتی سریع‌تر نسبت به 4 دهۀ قبلی برخوردارند، تحول مثبت شغلی در باقی مقوله‌های غیرازاین موارد، متوقف شد.

با تمام این دستگیری‌ها، بازداشت‌های خودسرانه، به زندان فرستادن فعالان کارگری، معلمان، دانشجویان و... نه تنها عملاً هیچ شاخصه‌ای به نفع رژیم تغییر نکرده است، بلکه در تحلیل نهایی آن چه بر سر رژیم آوار می‌شود، بهمنی بزرگ از مطالبات و اعتراضات داخلی و بین المللی است که روز به روز گسترده‌تر می‌شوند و رژیم را در تگنای بیشتری قرار خواهند داد.