شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۳۰ می ۲۰۲۰

جُنگ کارگری

جمهوری اسلامی برای به کار انداختن چرخ اقتصادش نیاز به فساد دارد و این امر به یک خصیصه‌ی ذاتی و درونی سیستم بدل شده است. درنتیجه حتی اگر یک سیستم نظارتی مستقل و قدرتمند وجود داشته باشد، قادر به کنترل روندهای فاسد در این اقتصاد نخواهد بود.

درواقع زنان کارگر هم رنج زن بودن و نگاه جنسیتی نسبت به خود را در محیط‌های شغلی بر دوش می‌کشند و هم داشتن شغلی که دارای کمترین حقوق، امکانات، امنیت و ... است؛ همچنین نوع اشتغال آنان که بعضاً شامل کار در کارگاه‌های کوچک و بدون نظارت می‌شود، امکان هرگونه اعتراضی را در مقابل آزارهای جنسی از آنان سلب کرده و همه این‌ها در کنار هم، وضعیت زنان کارگر را در میان زنان شاغل، نگران‌کننده‌تر می‌کند.

بنابراین تکنولوژیهای جدید و رشد تولیدوری در زمینه‌های دیگر تنها به‌صورت غیرمستقیم و از مجرای افزایش درآمد اجتماعی است که منجر به افزایش تقاضا برای مشاغل متکی به کار دستی می‌گردد.



 

واقعیت چنین است که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به قول فریبرز رییس دانا به مانند کوه‌های یخ در قطب شمال در حال آب شدن است.

اما اشتباه است اگر فقط به نتایج عینی اعتصاب توجه کنیم، پیروزی بزرگ‌تر اعتصابیون درواقع در جای دیگری نهفته است. ترک کلاس و مدارس ده‌ها هزار آموزگار و دانش‌آموز و اعضای جامعه پیرامونی را بشدت در محیط اجتماعی فعال نمود و آنان را برای مبارزه بیشتر توانمند ساخت. خدمه آموزشی به قدرت و توان مشترک خود باور کرده و در درک دشمنان طبقاتی خود مصمم‌تر شده است.

در سال ١٣٢٥ درحالی‌که نارضایتی از کمی دستمزد، شرایط کار و تعدیات مختلف مدیران شرکت نفت به حالت انفجاری رسیده بود. ابتدا دو اعتصاب موفق در آبادان و آغاجاری که در آن ١٠ هزار کارگر شرکت کردند صورت گرفت. پس‌ازاین دو اعتصاب فشار بر اتحادیه‌ها و تلاش برای سرکوب آن‌ها بالا گرفت. تأثیر این فشارها بر اتحادیه‌ها دوسویه بود.

در این شماره می‌خوانید:

 

 

 

 

- مخالفت گسترده کارگران با خصوصی‌سازی بنگاه‌های تأمین اجتماعی!

- نگاهی به اعتراضات فزاینده بازنشستگان و برخورد دولت با آن‌ها

- چرا هنوز این‌همه شغل وجود دارد؟ بخش هشتم

-حاکمیت مافیایی جمهوری اسلامی ایران؛ اعتلای مبارزه کارگری و مدنی حتمی است

- جنبش کارگران ونزوئلا بر سر دوراهی – بخش 5

- برگ‌هایی از تاریخ جنبش سندیکایی ایران –٤

اعتراضات کنونی برای جلوگیری از فروش بنگاه‌ها و وادار کردن دولت به دست کشیدن از غارت اموال و پرداخت دیون تأمین اجتماعی و خارج کردن کنترل این سازمان از دست دولت کافی نیست. انجام این امور مستلزم اعتراضات و برآمد وسیع‌تر کارگران و همه مخالفین این سیاست‌هاست.

سی سال کار و تلاش، این حق اولیه و بدیهی را برای فرد ایجاد می‌کند که بتواند یک زندگی آرام و بی‌دغدغه داشته باشد. حقی که به فراخور وضعیت بحرانی اقتصادی، از بازنشستگان ایرانی سلب می‌شود. تدریس در مدارس غیر انتفاعی و آموزشگاه‌های خصوصی سهم معلمان بازنشسته، و مسافرکشی، دستفروشی و یا کارهایی از این دست، سهم سایر بازنشستگان می‌شود.

 

. به‌واقع نیز جوانان آمریکائی، خاصه پسران، با لجاجت قابل‌توجهی به الزامات فزایندۀ آموزشی در خلال 30 سال گذشته واکنش نشان داده‌اند. مثلاً در سال 1975 حدود 40 درصد ساعات کار پسران جوان با کمتر از 10 سال سابقۀ کار، توسط گروهی از آنان انجام شده بود که دارای تحصیلات دانشگاهی بودند.