پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۲ دسامبر ۲۰۱۹

جُنگ کارگری

بطور مشخص در مقطع کنونی تحریم انتخابات همراە با گسترش اعتصابات و تلفیق این دو یک سیاست تاکتیکی و کنشی ایجابی و موثر می تواند باشد. اگر کارگر بخواهد در معادلات سیاسی و اقتصادی بە حساب بیاید و حق و حقوق اش مد نظر قرار گیرد، حتما باید در سیاست فعالانە شرکت داشتە باشد!

طبق تحقیقات موجود در بارۀ اتحادیه های کارگری، در خلال دهه های منتهی به بحران اقتصادی سالهای 70 قرن گذشته، وضع اقتصادی و سیاسی کار اتحادیه ها را در نیل به هدف تسهیل می کرد. از این منظر، یکی از فاکتورهای اقتصادی که در تحقیقات گفته شده بر آن تأکید می شود، نقش سیستم تولیدی فورد است. این سیستم اساساً مناسب تولید انبوه با روالی ثابت و تولیداتی استاندارد از طریق تقسیم کار به وظایف بسیار ساده است.

روشن است در وضعیتی که حتی کارگران شاغل در یک کارخانه به سختی می‌توانند متشکل شوند و به وضعیت اعتراض کنند، تشکل‌یابی و اعتراض بیکاران بسیار دشوار خواهد بود. اما وقتی که واحدهای صنعتی و کشاورزی به صورت روزمره تعطیل می‌شوند و سرمایه‌داران بازی‌های پر سود تجاری را به تولید ترجیح می‌دهند، متشکل شدن و اعتراض بیکاران، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.

از زمان سرکوب جنبش دی هفتەای را نمی توان یافت کە چندین اعتراض و اعتصاب مشابە این هفتە در آن رخ ندادە باشد. مادامی کە استبداد و ظلم و بی عدالتی باقی است، اعتراض و جنبش هم هست و نە با سرکوب و زندان، نە دروغ و جعل آمار هیچ دولتی قادر بە از میان برداشتن شآن نیست!

قانون اساسی تونس مانع از اعمال تبعیض علیه زنان است و خشونت خانوادگی جنسیتی نسبت به زنان را ممنوع ساخته است. متمم های پیشنهادی جدیداً حقوق برابر در ارث برای زنان را نیز به رسمیت شناخته است. تونس بیشترین تعداد نمایندگان زن در پارلمان را در بین تمام کشورهای همجوار دارد. 

بە راستی کە ستمگری و استثمارگری و بی شرمی دولتمردان جمهوری اسلامی مرزی نمی شناسد. با چنین حکومتی جز مبارزە همە جانبە برای برکنار کردن اش از قدرت نە می توان سخن گفت و نە می توان بە قول و قرارهایش اعتماد کرد! این است آن درس و تجربەای کە کارگران و مزدبگیران و سایر گروە های اجتماعی محروم شدە از حق و حقوق شان از این حکومت فاسد و سرکوبگر آموختەاند!

در این شماره می خوانید:

-عدالت حلقە مفقود در میان اپوزیسیون لیبرال!

-استراتژیهای اتحادیه های کارگری معطوف به کار نامتعارف

-کودکان کار، یک بحران ناشناخته!

-علیه جنگ، برای صلح و جهانی بهتر و انسانی تر

-گزارش ویژه: "ما را به حساب آورید! (1) - بخش ششم

-گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە

 سرکوب جنبش کارگری تنها بە تضعیف حق و حقوق کارگران و اقشار پایین جامعە منجر نشدە است، لایحە های میانی بە پایین و مدرن طبقە متوسط را هم تضعیف نمودە است، مبارزە زنان برای برابری و علیە تبعیضات جنسی و دیگر گروەهای اجتماعی عدالت خواە را نیز تضعیف نمودە است. این فعل و انفعالات سبب ساز شکل گیری یک تمایل نیرومند عدالت خواهانە در میان گروە های آسیب دیدە از بی عدالتی های موجود گردیدە

هدف این نوشته ارائۀ نظری تئوریک و داده های تجربی در بارۀ 1- عواقب گسترش مشاغل نامتعارف بر ظرفیت اتحادیه های کارگری برای نمایندگی [کارگران]، و 2- استراتژیهای این اتحادیه ها در رویکردشان به این گروه از کارگران در کشورهای اروپائی است.

سوی دیگر مساله شناخت ناقص جامعه از کودکان کار است. کودک کار الزاماً آن بچه‌ی ایستاده در پشت چراغ قرمز، برای فروش یک بسته آدامس نیست. در مناطق مختلف کشور این کودکان در کارگاه‌های صنعتی و در زمین‌های کشاورزی مشغول به کار هستند که البته در مورد عدد آنها چیزی نمی‌دانیم.