دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

گودرز اقتداری

دولت عدالت و توسعه (حزب رئیس جمهور اردوغان) در سال 2004 قانونی را وضع کرد و به تصویب رساند که به دولت اجازه می داد کارگران بیکار شده دولتی در نتیجه خصوصی سازی را هم به همین شرایط استخدام نماید. این قرارداد های استخدام موقت بویژه در موسسات آموزشی و درمانی بسیار متداول هستند و به طور گسترده به کار می رفتند. به جای استخدام دائم دولت عدالت و توسعه ترجیح می دهد فارغ التحصیلان دانشگاه و مؤسسات آموزش درمانی را به طور موقت برای ده ماه و بدون هیچ نوع مزایا استخدام کند.



 

به هر ترتیب این آغازگر دوران سخت و دشواری هم بود. توان اصلی مبارزه ناشی از نیرو و توان مشترک هزاران کارگری بود که از سراسر کشور، با حامیان جنبش از مرد و زن، ترک و کرد، در عمل قلب پایتخت کشور را در احساسی مشترک اشغال کرده بودند.

بعد از گردهمایی بزرگ 17 ژانویه کارگران اندک‌اندک در محله "سکریه" آنکارا که کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری در آن قرار داشت چادرهایی را بر پا داشتند که به‌مرور به یک اردوگاهی از چادر در طول چندین خیابان آن ناحیه تبدیل شد. کارگران در این چادرها تحصن‌های شبانه برگزار می‌کردند و در بین خود و کارگران سایر بخش‌ها میهمانان سوسیالیست و حتی ناظرین سازمان‌دهی نشده و عابران عادی بحث و تبادل‌نظر می‌کردند و برای روزهای بعد نقشه می‌کشیدند

باید در نظر داشت که اتحادیه OEA به شایستگی متعهد شد که بیست‌وچهار ساعت وقت برای مذاکره و مناظره بین بدنه اعضا و رأی‌گیری بگذارد و آن را به‌طور دموکراتیک به اجرا گذاشت و بارأی اکثریت مطلق اعضا توافق را مورد تائید قرار داده و جلو برد.

اعتصاب‌ها ضروری‌اند، اما به تنهایی کافی نیستند. تحولات مورد نظر سازمان آموزشی اوکلند (اتحادیه معلمان) و اتحاد معلمان لوس آنجلس و سایر اتحادیه‌های آموزشی در کشور برای رسیدن به موفقیت نیاز به کنش مستقیم و رو در رو با میلیاردرهای طرفدار مدارس خصوصی و سودجویی از آموزش عمومی دارند

یک جنبه مهم اعتصابات در اوکلند آن بود که دموکراتیک سوسیالیست‌های شرق خلیج سانفرانسیسکو یک بسیج محلی تحت عنوان "نان برای آموزش‌وپرورش" به راه انداختند که حدود ۱۷۰ هزار دلار از سراسر کشور جمع‌آوری کرد و توانست با هزاران داوطلب از سراسر منطقه برای کارکنان در خط اعتصاب و دانش آموزان در مدارس همبستگی غذا تهیه نماید و در مدت اعتصاب بیش از چهار هزار وعده غذایی به دست آنان برساند.

از همه مهمتر، اعتصاب باعث شد روایت رایج از بحران مدارس اوکلند اساساً عوض شود. هیئت مدیره ناحیه مدارس به عنوان خدمه میلیونرهایی معرفی شدند که تنها مأموریت واقعی‌شان انحلال مدارس عمومی در شهر بوده است تا منافع آن را به موسسات خصوصی و مذهبی منتقل نمایند

اما اشتباه است اگر فقط به نتایج عینی اعتصاب توجه کنیم، پیروزی بزرگ‌تر اعتصابیون درواقع در جای دیگری نهفته است. ترک کلاس و مدارس ده‌ها هزار آموزگار و دانش‌آموز و اعضای جامعه پیرامونی را بشدت در محیط اجتماعی فعال نمود و آنان را برای مبارزه بیشتر توانمند ساخت. خدمه آموزشی به قدرت و توان مشترک خود باور کرده و در درک دشمنان طبقاتی خود مصمم‌تر شده است.

یک اختلاف اساسی در جنبش کارگری ونزوئلا به طبیعت اقتصاد نئولیبرالی برمی‌گردد که خود را به مدل‌های اقتصادی دیگر در آغاز قرن بیست و یکم تحمیل می‌نماید. برخی از اتحادیه‌های کارگری ونزوئلا که در اقتصاد نو لیبرالی قبل از چاوز تأسیس‌شده بودند، با اپوزیسیون حکومتی نزدیکی بیشتری دارند، و اتحادیه‌های تأسیس‌شده بعد از چاوز هم نتوانستند استقلال طبقاتی خود را برای بهبود شرایط کارگران حفظ نمایند و  …

این روند بارها در جامعه مدنی ونزوئلا تکرار شده است. فشار از پایین حتی در اتحاد با ایدئال‌های چاوز در جهت قدرت توده‌ها اعمال‌شده ولی با مقاومت بخش‌هایی از دستگاه حکومتی و بوروکراسی دولتی روبرو شده است که مایل نیستند کنترل را از دست بدهند. این منافع عمدتاً در بخش‌های دست راستی اردوگاه چاوزیستی ریشه دارد که وزن بالایی در حکومت دارند و پیشبرد انقلابی را آهسته و حتی متوقف می‌کنند.