جمعه ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۶ آوریل ۲۰۱۹

گودرز اقتداری

باید در نظر داشت که اتحادیه OEA به شایستگی متعهد شد که بیست‌وچهار ساعت وقت برای مذاکره و مناظره بین بدنه اعضا و رأی‌گیری بگذارد و آن را به‌طور دموکراتیک به اجرا گذاشت و بارأی اکثریت مطلق اعضا توافق را مورد تائید قرار داده و جلو برد.

اعتصاب‌ها ضروری‌اند، اما به تنهایی کافی نیستند. تحولات مورد نظر سازمان آموزشی اوکلند (اتحادیه معلمان) و اتحاد معلمان لوس آنجلس و سایر اتحادیه‌های آموزشی در کشور برای رسیدن به موفقیت نیاز به کنش مستقیم و رو در رو با میلیاردرهای طرفدار مدارس خصوصی و سودجویی از آموزش عمومی دارند

یک جنبه مهم اعتصابات در اوکلند آن بود که دموکراتیک سوسیالیست‌های شرق خلیج سانفرانسیسکو یک بسیج محلی تحت عنوان "نان برای آموزش‌وپرورش" به راه انداختند که حدود ۱۷۰ هزار دلار از سراسر کشور جمع‌آوری کرد و توانست با هزاران داوطلب از سراسر منطقه برای کارکنان در خط اعتصاب و دانش آموزان در مدارس همبستگی غذا تهیه نماید و در مدت اعتصاب بیش از چهار هزار وعده غذایی به دست آنان برساند.

از همه مهمتر، اعتصاب باعث شد روایت رایج از بحران مدارس اوکلند اساساً عوض شود. هیئت مدیره ناحیه مدارس به عنوان خدمه میلیونرهایی معرفی شدند که تنها مأموریت واقعی‌شان انحلال مدارس عمومی در شهر بوده است تا منافع آن را به موسسات خصوصی و مذهبی منتقل نمایند

اما اشتباه است اگر فقط به نتایج عینی اعتصاب توجه کنیم، پیروزی بزرگ‌تر اعتصابیون درواقع در جای دیگری نهفته است. ترک کلاس و مدارس ده‌ها هزار آموزگار و دانش‌آموز و اعضای جامعه پیرامونی را بشدت در محیط اجتماعی فعال نمود و آنان را برای مبارزه بیشتر توانمند ساخت. خدمه آموزشی به قدرت و توان مشترک خود باور کرده و در درک دشمنان طبقاتی خود مصمم‌تر شده است.

یک اختلاف اساسی در جنبش کارگری ونزوئلا به طبیعت اقتصاد نئولیبرالی برمی‌گردد که خود را به مدل‌های اقتصادی دیگر در آغاز قرن بیست و یکم تحمیل می‌نماید. برخی از اتحادیه‌های کارگری ونزوئلا که در اقتصاد نو لیبرالی قبل از چاوز تأسیس‌شده بودند، با اپوزیسیون حکومتی نزدیکی بیشتری دارند، و اتحادیه‌های تأسیس‌شده بعد از چاوز هم نتوانستند استقلال طبقاتی خود را برای بهبود شرایط کارگران حفظ نمایند و  …

این روند بارها در جامعه مدنی ونزوئلا تکرار شده است. فشار از پایین حتی در اتحاد با ایدئال‌های چاوز در جهت قدرت توده‌ها اعمال‌شده ولی با مقاومت بخش‌هایی از دستگاه حکومتی و بوروکراسی دولتی روبرو شده است که مایل نیستند کنترل را از دست بدهند. این منافع عمدتاً در بخش‌های دست راستی اردوگاه چاوزیستی ریشه دارد که وزن بالایی در حکومت دارند و پیشبرد انقلابی را آهسته و حتی متوقف می‌کنند.

علاوه بر این انشقاق‌ها و اختلافات، خصیصه دیگر جنبش اتحادیه‌ای، به‌ویژه در ارتباط با تغییرات رادیکال اجتماعی که در ونزوئلا اتفاق افتاد، عدم وجود یک استراتژی سیاسی در مورد تعمیق روند بولیواری به‌سوی ساختن سوسیالیسم و کنترل حقیقی کارگران بود.

امروز بسیاری از فعالان اتحادیه‌ای بر این باورند که اتحادیه‌های کارگری به علت انشقاقان و اختلافات درونی، بدتر از تمام نه سال پایانی دولت هوگو چاوز هستند. چندین عامل مهم را برای این وضعیت می‌توان ذکر کرد.

در زمینه امواج پی‌درپی خصوصی‌سازی، گسترش بیکاری و هشتاد درصد جمعیت زیر خط فقر، چاوز در سال ۱۹۹۸ با یک برنامه ضد نولیبرالی به‌عنوان رئیس‌جمهور ونزوئلا انتخاب شد. انتخاب او نه‌تنها نقطه پایانی بر ادامه برنامه خصوصی‌سازی‌ها گذاشت، که شامل صنعت نفت و انرژی و تولید برق هم می‌شد، بلکه آغازگر برنامه‌های دولتی باهدف بهسازی وضعیت زندگی مردم تهیدست و اقشار تحت ظلم گردید.