شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳ فوریه ۲۰۱۹

گودرز اقتداری

این روند بارها در جامعه مدنی ونزوئلا تکرار شده است. فشار از پایین حتی در اتحاد با ایدئال‌های چاوز در جهت قدرت توده‌ها اعمال‌شده ولی با مقاومت بخش‌هایی از دستگاه حکومتی و بوروکراسی دولتی روبرو شده است که مایل نیستند کنترل را از دست بدهند. این منافع عمدتاً در بخش‌های دست راستی اردوگاه چاوزیستی ریشه دارد که وزن بالایی در حکومت دارند و پیشبرد انقلابی را آهسته و حتی متوقف می‌کنند.

امروز بسیاری از فعالان اتحادیه‌ای بر این باورند که اتحادیه‌های کارگری به علت انشقاقان و اختلافات درونی، بدتر از تمام نه سال پایانی دولت هوگو چاوز هستند. چندین عامل مهم را برای این وضعیت می‌توان ذکر کرد.

در زمینه امواج پی‌درپی خصوصی‌سازی، گسترش بیکاری و هشتاد درصد جمعیت زیر خط فقر، چاوز در سال ۱۹۹۸ با یک برنامه ضد نولیبرالی به‌عنوان رئیس‌جمهور ونزوئلا انتخاب شد. انتخاب او نه‌تنها نقطه پایانی بر ادامه برنامه خصوصی‌سازی‌ها گذاشت، که شامل صنعت نفت و انرژی و تولید برق هم می‌شد، بلکه آغازگر برنامه‌های دولتی باهدف بهسازی وضعیت زندگی مردم تهیدست و اقشار تحت ظلم گردید.

اتحادیه یک عضو کلیدی در زندگی سیاسی و اجتماعی این کشور و به نموداری از هویت یگانه و استثنائی تونس در میان ممالک منطقه شمال افریقا تبدیل شده است. به این دلیل در زمان بروز بحران‌ها و مشکلات ملی، UGTT هنوز قادر بوده است نقش میانجی و تعادل گرایانه‌ای را در کشور بازی کند. و به‌عنوان تضمین‌کننده‌ای برای عدالت اجتماعی که یک هدف عمده و کلیدی در روند انقلاب شناخته می‌شود به‌حساب میاید.

یک پارادوکس موجود در اتحادیه عمومی اما حمایت آن از مسائل زنان بوده است بدون آن‌که تلاش ویژه‌ای برای انتخاب و ارتقاء زنان به مقامات عالیه در اتحادیه صورت گیرد. عادت سنتی و گسترده محدود ساختن زنان به سقف شیشه‌ای واقعاً به سایر شاخه‌های جامعه مدنی تونس سرایت نکرده است.

نولیبرالیسم، سلاح واژه مناسبی برای نامگذاری ایدئولوژی اقتصادی معاصر ماست، روندی که منطق بازار را نمایندگی میکند اما از اصولیکه مارا بعنوان بشر تعریف میکنند دور میشود.