دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۳ اوت ۲۰۲۰

گودرز اقتداری

تأمین امکانات مالی سنگ بنای ضروری برای رسیدن به سیاست های زیست محیطی است. از این رو امر لازم "تعادل در مجموع کربن صفر" بین شمال و جنوب بدون کمک های مالی به کشور های مجموعه جهانی جنوب قابل دستیابی نیست. دولت ها باید به تعهدات خود برای تأمین اعتبار تا یک صد بیلیون دلار در سال تا سال 2020 عمل کنند. تأمین اعتبار اقلیمی برای رسیدن به حدود تعیین شدۀ آلودگی های کربنی و توسعۀ فرایند های کاربردی در مقاومت زیست محیطی در ایجاد کار و اشتغال مناسب از الزامات قطعی در این لحظه است.

سیاست های مؤثر "گذار عادلانه" به یک گفتمان اجتماعی نیاز دارند که بین دولت ها، کارفرمایان، کارگران و اتحادیه های آنان برقرار شود تا برنامه هایی را برای اطمینان تدوین کنند و این تحولات مؤثر را پیش ببرند. گذار عادلانه متوجه ضرورت حضور کارگران و اتحادیه های آنان در پشت میز مذاکره است تا آینده آنها را با اطلاع و رضایت خودشان رقم بزند. گفتمان اجتماعی می تواند اقشار دیگر و شرکای دیگر را نیز در بر گیرد، مانند جوامع و مناطق دیگر برای آن که حمایت گسترده اجتماعی را با خود داشته باشد و سیاست ها و راهبرد ها مورد تأیید جمعی قرار گیرد.

کنفرانس COP 24 در کاتویچ، در منطقه سیلسیا، مرکز معادن ذغال سنگ لهستان، یک مکان نمادین برای تمام کارگران جهان بود تا ببینند دولت ها به تغییرات اقلیمی با چشمانی باز می نگرند و در مسئله گرمایش زمین جدی هستند. ما بر این باوریم که یک گذار عادلانه و کارکردی منصفانه کلید آرزوها و امیال سیاست های مبارزه با گرمایش زمین است. توجه به نیاز های زندگی کارگران، استاندارد های زندگی آنان، خانواده و تأمینات اجتماعی کارگران در رسیدن به این اهداف ضرورت دارد.

 

باید اهدافی برای اشتغال و تأمین اجتماعی و مقیاس مشخصی برای راستی آزمایی تبیین گردد، همان طوری که در کشور های مختلفی این کار صورت گرفته است. با این حال باید در نظر داشت که نتیجه نهایی بستگی به روند سیاست گذاری، متن قانون و نحوه اجرای آن دارد.

یک اقتصاد فراگیر سبز بر اشتراک و گردش در مصرف، همکاری، همبستگی، انعطاف پذیری، فرصت سازی و وابستگی درونی عناصر استوار است. اصول طراحی یک اقتصاد فراگیر سبز به عناصر اجتماعی-زیست محیطی و گذار در سپهر گسترده اقتصاد پاسخگو خواهد بود. این اصول بر اصلاحات اقتصادی و مالی، تغییرات در قوانین مدون، نوآوری تکنولوژیک و تغییرات در اعطای وام و ایجاد مؤسسات توانمند و به ویژه اهمیت دادن به تأمین حمایت های اجتماعی و بر پایه منابع زیست محیطی تأکید دارند و بر موارد زیر استوار هستند.

تأثیر مختلط کاهش قیمت سوخت انرژی های تجدیدپذیر و نوآوری در تکنولوژی های سبز زمینه عرضه انرژی را تغییر داده است. در سراسر جهان انرژی تجدیدپذیر، مشخصاً باد، خورشیدی، بیولوژیک و حرارت زمین، کاملاً از نظر هزینه تولید قابل مقایسه با انرژی های فسیلی و در بسیاری جهات ارزان تر هستند. در استرالیا چهارمین کشور جهان از نظر معادن ذغال سنگ، در 2013 تولید انرژی از منابع باد در سواحل دریایی 14% ارزان تر از انرژی ذغال سنگ و 18% ارزانتر از گاز طبیعی شده است.

رشد غیرمتعارف در سرمایه گذاری های سبز اکنون یک روند جاری است. در سال 2015 سرمایه گذاری در انرژی های تجدید پذیر به رقم 285 میلیارد دلار رسید - برای اولین بار بیش از رشد در سایر انواع انرژی مانند سوخت های فسیلی، گاز و ذغال سنگ. چین به تنهایی بیش از 100 میلیارد دلار از این سرمایه گذاری ها را به عهده گرفته است. کشورهای درحال توسعه نیز بیش از اعضای سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی (OECD) در این مورد به سرمایه گذاری دست زده اند.

حوادث مربوط به "آغاز تغییرات آهسته اقلیمی" بر سرزمین های وسیع و منابع تولیدی زراعی گسترده تاثیر گذاشته اند و بسیاری مشاغل دائمی و فصلی را نابود کرده اند، که باعث کوچ و مهاجرت های بزرگ کارگری از شهرها و حاشیه این مناطق شده است. این مهاجرت ها به بسیاری از اقشار آسیب پذیر از جمله زنان، کودکان، جوانان، افراد با ناتوانی های جسمی و اقلیت های بومی صدمه وارد کرده است.

یک تئوری مهم در این زمینه "تراژدی عام" است که وسیله یک اکولوژیست بنام گرت هاردینگ تدوین شده است. این تئوری اقتصادی شرایطی را تعریف می نماید که در آن منابع مشترک عام (ملی) مورد استفاده افراد به صورت مستقل و صرفا برای تامین منافع فردی قرار می گیرند، در نتیجه این مکانیزم مجموعه مردم تمام منابع مشترک را مصرف می کنند بی آن که منافع عام را لحاظ نمایند.

صدمات اقتصادی و اجتماعی ناشی از تخریب محیط زیست تمامی دستاورد های بشری در کاهش فقر و توسعه در طی دهه های اخیر را خنثی کرده و فقر و بیعدالتی را در جهان همه گیر می نماید. تولیدات مصرفی و روند های مصرفی در کنار توسعه بدون توجه به نابودی زمین های قابل زرع، نابودی جنگل ها و قطع درختان و آلودگی گسترده آب مصرفی با آلاینده های شیمیایی باعث کاهش و کمیابی آب مصرفی و کمبود مواد غذایی و افزایش قیمت ضروریات زندگی انسانی می گردد.