شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ - ۱۴ دسامبر ۲۰۱۹

رحمان

شهرِ عصیان ،

شهر دود و آتش

خشمگین فریاد می زند؛

بالا می آورد

قِی می کند در سیاهی - -

به خرزهره ها

به فریب،

به دروغ - که عادت شده.

انگار گم شده بودیم؛

از یاد رفته بودیم؛

فریاد می زدیم؛

پرده سیاهی جلو پنجره ها کشیده بودند؛

نور هم مهجور،

در تاریکی فرو رفته بود؛

برخیز،

ببین دختران دم بخت،

در انتظار لباس سفید و ...

تاج سر،

راه به حجله را

با گلوی بریده،

با خون ...

جشن گرفتند،



 



برای رحمان هاتفی نماد و

عصاره شور و خرد و عشق

و … چراغ راه درظلماتی

قیراندود.

کمونیستی شیفته،که یادش

همیشه ماندگاراست و نامش

برتارک مبارزات کارگران

و زحمتکشان می درخشد .

امروز طبقه ی کارگر بیش از هر زمان زیر فشار حاکمیت استبدادی قرار گرفته است. سندیکاها زیر فشار خرد کننده ی نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی رژیم قرار دارند و سیاستهای نولیبرالی رژیم آشکارا در باره ی کارگران اجرا می شود.

اما سؤال این است که، چه عواملی به گفته مارکس باعث می شود (انسان) از قدرت ذاتی خویش فاصله بگیرد و فردیتش را از دست بدهد و تبدیل به پول شود. به نظر می رسد، در اینجا برپایه ی نظریه ی مارکس، پول به خودی خود علت نیست، بلکه معلولی است که در چرخه ی اقتصاد سرمایه داری خود تبدیل به علت می شود.

بگذار تا بسوزد آتش

'بگذار تا بسوزاند

بگذار سیل را که روان گردد؛

ویران کند ستبر بنایی را

کو با نهیب ستونهاش، استوار،

بس ریشه ی درختِ پربار زندگی را خشکانده ست

«باید نزدیک شویم!»

«ولع سراب»

 

در این میان نقش اصلاح‌طلبان گواهی بارز بر روحیه‌ی محافظه‌کارانه و چشم بربستن‌شان بر این نبرد طبقاتی بود. ایشان مهر سنگین سکوت بر لب زدند و این حقیقت خودناخواسته همگرایی‌شان را در چالش عدالت‌طلبانه‌ی کارگران با حاکمیت ارتجاعی و ضدکارگری آشکار کردند.