پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳ اوت ۲۰۲۰

هاتف رحمانی

یکی از جنبه های واقعاً غم انگیز اتحادیه اروپایی آن است که نتوانست برای توسعه واتخاذ آمادگی برنامه هایی را که می توانست به عنوان یک واحد، به عنوان یک منطقه به بیماری پاسخ دهد به اجر بگذارد. و بنا براین هر کشوری از اتحادیه اقدام هایی را بدون هیچ گونه هماهنگی اتخاذ کرد و افکار عمومی بدون دانستن آن که کدام رویکرد بهتر است سر در گم رها شد.

اتفاق قابل توجهی در چین در حال وقوع است، اگر وال استریت جورنال آن را به درستی دریابد. ملت چین در حال آغاز بیرون آمدن از تجربه ویرانگر ویروس کرونای خود هستند، اما کسب و کارها به نظر نمی رسد مانند همیشه در حال پس رفتن باشد: به نوعی چین جایی است که امریکا و اروپا امید وارند در طی هفته ها و ماه های آینده به وضعیت آن برسند.

تئوری توطئه سلاح زیستی ویروس کرونا نه تنها در نمایش دروغ بودن خود شکست خورده است، بلکه حتی به نظر می رسد موج دوم آن آغازمی شود و سیاست مداران برجسته ی کشورهای جهان در حال پذیرفتن آن هستند.

انتظار آن که یک بیماری، حتی بیماری ای با نرخ اپیدمیک، می تواند منحنی اقتصادی را که بیش از یک قرن است در حال ساختن است معکوس کند مسخره به نظر می رسد. اما شیوع ویروس کرونا با حملات بر جهانی سازی اقتصادی از محل های مختلفی هم زمان است.

کارشناسان می گویند، این مجموعه(صنعتی - دارویی)، شاغلان پزشکی و مردم باید به پذیرند که سلامتی صرفاً مسئله یک فرد بیمار، دکتر، و بیمارستان نیست. مسائل گسترده اجتماعی اقتصادی و محیط زیستی که روی سلامتی تأثیر می گذارند وجود دارند که آن مسائل نادیده گرفته می شوند.

به عبارت دیگر،سرمایه داران، منافع و حرص آن ها وجود دارد. و نیروی کار، کارگران تمام کشورها و خلق ها ...همه نوع فاجعه تحت حاکمیت طبقه سرمایه دار به راحتی به فرصتی برای طبقه سرمایه دار و طبقه حاکم تبدیل می شود.

آری هر فرصتی برای سرمایه داران به معنی فاجعه ای برای کارگران است.

سازمان بهداشت جهانی نسبت به موثر بودن و توجیه ممنوعیت همه مسافرت ها ابراز تردید کرده است. به علاوه، گروه های عدالت نژادی یادآورشده اند که آن ها در داخل این درک گسترده که افراد نه به خاطر آن که شخصا در معرض ویروس بوده اند بلکه به سادگی به موجب قومیتشان خطرناک هستند عمل می کنند.

موضوع کلیدی چاویسمو آن است که برای تبدیل شدن به نیروی سیاسی هژمونیک چگونه ادامه خواهد داد. اکنون من خیلی در باره نیروی دولتی بودن چاویسمو صحبت نمی کنم، اما آیا نیرویی خواهد شد که نمایندگی کند و آیا قادر است به مطالبات مردمی پاسخ دهد؟

تمام این ستیزه ها یک امر مشترک داشتند. آن ها ویرانی عظیمی را برای کشور های تحت اشغال، با جنگ های نظامی که حاصل آن زمین سوخته بود فراهم آوردند، که در رد پای خود مرگ، بدبختی و ویرانی به جاگذاشتند. امریکا در ویران کردن کشور ها استاد است، اما به آن (کشورها) یا توانایی بازسازی آن ها علاقه اندکی نشان می دهد. ا

هر دو کشور برای جاه طلبی های مذهبی و سیاسی و رضامندی خودخواهانه خواهان کنترل کامل بر منطقه هستند، هیچ یک علاقه‌ای به گفتگوی پایداری که در آن بر سرموضع اعلام شده خود مصالحه کنند ندارند و در نتیجه ی جاه طلبی های منطقه‌ای آن ها ، کشمیر به محل پرورش افراط گرایان تبدیل شده است در حالی که غیر نظامی ها به پرداخت بهای آن ادامه می دهند.