سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۳ اوت ۲۰۲۱

عبدالستار دوشوکی

 امروز صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعترافات حبیب فرج ‌الله چعب از جنبش نضال که در ترکیه ربوده شده بود را پخش می کند و با حمله به رسانه های برونمرزی مدعی می شود که هدف "چیزی جز ایجاد آشوب و تجزیه ایران نیست" (دقیقه ١ ویدئو). این ویدئو تبلیغاتی در اکثر رسانه های جمهوری اسلامی منتشر شده است. البته دُم خروس این اعتراف یا قسم اجباری حضرت عباس از زیر عبای آخوندی و اسکناس یوروئی پیداست. زیرا در همین برنامه، جمهوری اسلامی مدعی می شود: "سرویس اطلاعات عربستان برای راه اندازی شبکه اینترنشنال۳٠ میلیون یورو هزینه کرده است. این در حالیست که یورو واحد پول بریتانیا نیست و اینکه عربستان چرا باید "ریال" یا "دلار" خود را ابتدا به یورو و سپس به "پوند" تبدیل کند. واقعا که دروغگو بی اطلاع و کم حافظه است.

حال سؤال اساسی و دردآور این است که ما اهل سنت ایران اکنون کجای تاریخ ایستاده ایم؟ آن هم در زمانی که اکثریت قاطع مردم ایران, شاید برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی با نه گفتن به انتخابات فرمایشی در نیمه روشن تاریخ ایستاده اند.

با وجود رعب گسترده و جو شدید امنیتی و حضور گسترده سپاه و بسیج بخش وسیعی از مردم بلوچ از منظر روانشناختی احساس می کنند اسیر یا به عبارتی"گروگان یا زندانی" نظام هستند. عارضه یا سندرُم استکهلم پدیده ایست روانی یا نوعی مکانیزم دفاعی در ضمیر ناخودآگاه افراد که در آن گروگان یا زندانی اسیر و درمانده و نومید و ناتوان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان‌گیر پیدا می کند و از روی ٤٢ سال تجربه ناکامی و استیصال به این امید واهی دل بسته اند که بقول حافظ "درد از اوست و درمان نیز هم".

رئیس جمهور و سپس رهبر شدن ابراهیم رئیسی برای ایران و ایرانی فاجعه ای بس عظیم و فراتاریخی خواهد بود. زیرا آیت الله منتظری که قرار بود جانشین آیت الله خمینی بشود, در جلسه مرداد ماه ١۳٦۷، به حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی، ابراهیم رئیسی و مصطفی پورمحمدی هشدار می دهد و می گوید: "بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می کند به دست شما انجام شده و نام شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می نویسند".

ظریف مدعی است که قاسم سلیمانی خواهان صلح بوده و جنگ طلب نبوده؛ علیرغم آتش افروزی در لبنان, عراق, یمن؛ سوریه و آغاز جنگ های نیابتی بی شمار در منطقه. این همان ظریفی است که با پررویی تمام به لنز دوربین های جهان زُل زد و گفت در ایران زندانی سیاسی نداریم؛ همه ایرانیان در ابراز عقیده خود آزاد هستند. این همان کسی است که می گفت ایزوله و منزوی شدن ایران؛ و بی وقفه و لاینقطع بودن حالت انقلابی کشور که حداقل صدها میلیارد دلار ضرر و هزینه داشته است, انتخابی است که ملت ایران کرده اند و به پای آن ایستاده اند و با عشق و علاقه هزینه می دهند.

بر طبق قراردار ١۳١٧ قرار شد آب رودخانه هلمند یا همان هیرمند بطور نصف نصف (بالمناصفه) بین ایران و افغانستان تقسیم شود (ماده یک قرارداد). اما در سال ١۳۵١ شمسی (١٩٧۳ میلادی) رژیم پهلوی که بنابه دلایلی می خواست افغانستان را در حیطه منافع بلوک غرب نگه دارد تا به سمت کمونیسم و شوروری سابق گرایش پیدا نکند, سیستان را قربانی منافع استراتژیکی غرب نمود و برای راضی نگه داشتن افغانستان قرارداد جدید و بغایت بدی امضاء کرد که حتی مجلس ایران حاضر نشد آن را تائید کند. اما یک سال بعد یعنی در سال ١۳۵٢ ناچار شد با امر ملوکانه آن را تصویب کند.

در نتیجه سپاه پاسداران در طرح امنیت بومی محور خویش تلاش های فراوانی برای جذب جوانان بلوچ به بسیج عشایری جهت خدمت در این پاسگاه ها و برجک های مرزی نموده است. طرح هدفمند و "رانت محور" امنیتی ـ معیشتی رزاق نیز برای پیشبرد این استراتژی سپاه طراحی و بصورت آزمایشی و ناگهانی در مرز شمسر سراوان بصورت مرگباری به مرحله اجرا در آمد. به عقیده استاندار به موجب این طرح حوزه زیر ساخت‌های امنیت تقویت خواهند شد. وی می گوید:" این طرح، صرفاً فروش سوخت در مرز نیست بلکه باعث ساماندهی بسیاری از مباحث می‌شود".

به باور نگارنده و بر اساس تجربه حداقل چهل و چند ساله و با عنایت به قرائن و شواهد موجود در بین فعالان قومی و ملیتی، نفی حقوق اقوام نه تنها باعث همگرایی هویت ملی، که برعکس سبب ایجاد فرایندهای واگرایی فزاینده، تشدید ناسیونالیسم قومی جدایی خواه، هویت طلبی قومی یا ملیتی، گسترش ناسازگاری هویتی و گسل های قومی، افزایش شکاف بین ملیت ها و حکومت شده است.

این ٤٢ سال ء فاجعه آمیز را شاید بتوان در آیینه دو سده سکوت پس از غلبه اعراب بر ایرانیان که دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب "دو قرن سکوت" آن را ترسیم و تشریح کرده است مورد بحث و بررسی قرار داد؛ اگرچه تNویل و تفسیر آن از حوصله این نوشتار کوتا خارج است. اما دو قرن سکوت بازتابی است از فرازها و فرودهای قلمرویی دیرینه که آنگونه توسط اعراب بادیه نشین شکست خورد. اگرچه در آن دوران قیام و ایستادگی های فراوانی نیز بر علیه خلفای بنی امیه و عباسیان پدیدار گشتند (همانگونه که در طی ٤٢ سال گذشته خیزش هایی نظیر ٨٨, دی ٩٦, آبان ٩٨ و غیره جود داشته), اما در یک نگاه انتقادی می توان سکوت را در مقابل زبان شمشیر عرب بعنوان مولفه غالب معرفی کرد که شباهت فراوانی با امروز دارد.

اپوزیسیون و بخصوص شخصیت های دردمند و مستقل باید از ناکامی های گذشته خود بیاموزند و سود ببرند و طناب قایق خود را از ساحل عافیت باز کنند و با پشتکار و عزم راسخ و همت بلند بسوی آبهای عمیق برانند. زیرا "در سد سکندر بتوان رخنه فکندن, گر داعیه همت مردانه زند موج". بزرگ‌ترین ضعف ما در تسلیم شدن ماست زیرا نه بلوط‌ها یک شبه بزرگ می شوند و نه الماس‌ها یک شبه شکل می گیرند.