عبدالستار دوشوکی

در نتیجه باید پرسید چرا کشور ٧٧ ساله پاکستان می تواند جمع اضداد و اپوزیسیون شقه شقه شده را در راستای منافع ملی متحد کند و دفع "استبداد صغیر" بنماید. اما اپوزیسیون پرمدعای ایران علیرغم هزاران سال عقبه ملی و ١١۳ سال بعد از جنبش مشروطیت, برای دفع "استبداد کبیر" و ضد ایرانی جمهوری اسلامی ذاتا و ماهیتا از درک این ضرورت تاریخی برای اتحاد نه تنها قاصر است, بلکه "نفوذی ها" آن را مضر تبلیغ می کنند؟ باید لمحه ای تامل کرد و اندیشید چـــرا؟ نباید اجازه داد استحقاق  تفکر را هم از ما سلب کنند.

تجربه حکومت دزد سالار و رو به زوال و مستبد جمهوری اسلامی که بر پایه زور و زر و تزویر بنا شده است از همان آغاز محکوم به شکست بود. بعد از ٤٣ سال رژیم مطرود و کشور منزوی شده و استقلال خود را از دست داده و نیمه مستعمره روس و چین گشته است. از آزادی فقط آزادی چپاول و غارت و سرکوب مانده است و بس. از جمهور (مردم) در تعیین سرنوشت خویش خبری نیست.

شوربختانه، در ایران تک صدایی و تک زبانی مطالبهء بر حق برای خواندن و نوشتن و آموزش زبان مادری در کنار زبان رسمی کشور یعنی فارسی را "خواستهء دشمن روی گسل های قومی و در راستای تجزیهء ایران"  قلمداد کرده و با نگاه امنیتی و سرکوبگرانه آن را به حاشیه می رانند.  برخی از هموطنان "دلواپس" از درک این حقیقت ساده عاجز هستند که زبان مادری هر کسی برای او "شکر" است؛ و این حلاوت مختص زبان فارسی نیست که فقط آن را پاس بداریم و بقیه زبانها را زاپاس..

سقوط پرشتاب به اندرون این سیاهچاله تاسف بار است آنهم در روزهایی که امثال بکتاش آبتین ها توسط همکاران "اکبر خوشکوشک" کشته میشوند, عده ای ذوق زده, از دیپلمات اسبق رژیم جمهوری اسلامی گرفته تا دیگران, حضور این شکنجه گر و قاتل بدنام در کلاب هاوس و همنشینی با وی را رویدادی میمون و مبارک معرفی می کنند؛ و برخی از او حتی مجددا دعوت به گفتگو دو طرفه می کنند و به لطائف الحیل و با فریبندگی اشتیاق هم صحبتی با یک قاتل را اینگونه توجیه می کنند که هدف به چالش کشیدن قاتل است و لاغیر! درست مثل آنهایی که با تردستی مردم را به تماشای اعدام و دار زدن و شلاق و سنگسار در ملاء عام دعوت می کنند تا به زعم خویش به "عوام الناس" نشان دهند جمهوری اسلامی چقدر بی رحم است.

واضح و مبرهن است که جامعه افغانستان در کلیت خویش از جامعه سنتی، طایفه ای، قبیله ای و مذهبی بلوچستان چند قدم جلوتر است. اگر فرقه تمامیت خواه، ارتجاعی، متعصب و جزم گرای طالبان با کمک پاکستان توانست به این راحتی بر کل جامعه افغانستان غلبه و سیطره پیدا کند و تمجید و تحسین علمای بلوچستان از جمله مولوی عبدالحمید (امام جمعه زاهدان) را برانگیزد، در فردای صبح آزادی و حتی اگر در استان انتخابات آزاد برگزار شود، در مورد سرنوشت بلوچستان باید جداً نگران بود. زیرا بسیاری از علمای بلوچستان که غایت آرزوی آنها حکومت طالبانی است، فارغ التحصیل همان مدارس دیوبندی جهادی از پاکستان هستند و معتقدند با آمدن حکومتی مثل طالبان باران نور و رحمت می بارد و امنیت بی نظیر برقرار می شود.

دکتر عبدالرحمن ولایتی، نویسنده و پژوهشگر افغان سرزمین خویش را نفرین شده و رها گشته در منجلاب تحجر و ارتجاع می خواند و با تشبیه طالبان به انسانهای نخستین غارنشین می گوید باید پذیرفت طالبان چیزی جز برخاسته از شعور جمعی و ناخودآگاه اجتماعی جامعه افغان نیست که با ده ها متر پارچه به سر و کمرش پیچیده و ریش و کوپال تا کمرش نمایان, هنوز با زندگی در بستر شتر و اسب و خانه های گلی و عجوزه و ضعیفه در گرداب تحجر دست و پا می زند و سعادت و خوشبختی انسان را بازگشت به سلف ١٤٠٠ سال پیش می داند و لاغیر.

 امروز صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعترافات حبیب فرج ‌الله چعب از جنبش نضال که در ترکیه ربوده شده بود را پخش می کند و با حمله به رسانه های برونمرزی مدعی می شود که هدف "چیزی جز ایجاد آشوب و تجزیه ایران نیست" (دقیقه ١ ویدئو). این ویدئو تبلیغاتی در اکثر رسانه های جمهوری اسلامی منتشر شده است. البته دُم خروس این اعتراف یا قسم اجباری حضرت عباس از زیر عبای آخوندی و اسکناس یوروئی پیداست. زیرا در همین برنامه، جمهوری اسلامی مدعی می شود: "سرویس اطلاعات عربستان برای راه اندازی شبکه اینترنشنال۳٠ میلیون یورو هزینه کرده است. این در حالیست که یورو واحد پول بریتانیا نیست و اینکه عربستان چرا باید "ریال" یا "دلار" خود را ابتدا به یورو و سپس به "پوند" تبدیل کند. واقعا که دروغگو بی اطلاع و کم حافظه است.

حال سؤال اساسی و دردآور این است که ما اهل سنت ایران اکنون کجای تاریخ ایستاده ایم؟ آن هم در زمانی که اکثریت قاطع مردم ایران, شاید برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی با نه گفتن به انتخابات فرمایشی در نیمه روشن تاریخ ایستاده اند.

با وجود رعب گسترده و جو شدید امنیتی و حضور گسترده سپاه و بسیج بخش وسیعی از مردم بلوچ از منظر روانشناختی احساس می کنند اسیر یا به عبارتی"گروگان یا زندانی" نظام هستند. عارضه یا سندرُم استکهلم پدیده ایست روانی یا نوعی مکانیزم دفاعی در ضمیر ناخودآگاه افراد که در آن گروگان یا زندانی اسیر و درمانده و نومید و ناتوان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان‌گیر پیدا می کند و از روی ٤٢ سال تجربه ناکامی و استیصال به این امید واهی دل بسته اند که بقول حافظ "درد از اوست و درمان نیز هم".

رئیس جمهور و سپس رهبر شدن ابراهیم رئیسی برای ایران و ایرانی فاجعه ای بس عظیم و فراتاریخی خواهد بود. زیرا آیت الله منتظری که قرار بود جانشین آیت الله خمینی بشود, در جلسه مرداد ماه ١۳٦۷، به حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی، ابراهیم رئیسی و مصطفی پورمحمدی هشدار می دهد و می گوید: "بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می کند به دست شما انجام شده و نام شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می نویسند".

ظریف مدعی است که قاسم سلیمانی خواهان صلح بوده و جنگ طلب نبوده؛ علیرغم آتش افروزی در لبنان, عراق, یمن؛ سوریه و آغاز جنگ های نیابتی بی شمار در منطقه. این همان ظریفی است که با پررویی تمام به لنز دوربین های جهان زُل زد و گفت در ایران زندانی سیاسی نداریم؛ همه ایرانیان در ابراز عقیده خود آزاد هستند. این همان کسی است که می گفت ایزوله و منزوی شدن ایران؛ و بی وقفه و لاینقطع بودن حالت انقلابی کشور که حداقل صدها میلیارد دلار ضرر و هزینه داشته است, انتخابی است که ملت ایران کرده اند و به پای آن ایستاده اند و با عشق و علاقه هزینه می دهند.

بر طبق قراردار ١۳١٧ قرار شد آب رودخانه هلمند یا همان هیرمند بطور نصف نصف (بالمناصفه) بین ایران و افغانستان تقسیم شود (ماده یک قرارداد). اما در سال ١۳۵١ شمسی (١٩٧۳ میلادی) رژیم پهلوی که بنابه دلایلی می خواست افغانستان را در حیطه منافع بلوک غرب نگه دارد تا به سمت کمونیسم و شوروری سابق گرایش پیدا نکند, سیستان را قربانی منافع استراتژیکی غرب نمود و برای راضی نگه داشتن افغانستان قرارداد جدید و بغایت بدی امضاء کرد که حتی مجلس ایران حاضر نشد آن را تائید کند. اما یک سال بعد یعنی در سال ١۳۵٢ ناچار شد با امر ملوکانه آن را تصویب کند.

در نتیجه سپاه پاسداران در طرح امنیت بومی محور خویش تلاش های فراوانی برای جذب جوانان بلوچ به بسیج عشایری جهت خدمت در این پاسگاه ها و برجک های مرزی نموده است. طرح هدفمند و "رانت محور" امنیتی ـ معیشتی رزاق نیز برای پیشبرد این استراتژی سپاه طراحی و بصورت آزمایشی و ناگهانی در مرز شمسر سراوان بصورت مرگباری به مرحله اجرا در آمد. به عقیده استاندار به موجب این طرح حوزه زیر ساخت‌های امنیت تقویت خواهند شد. وی می گوید:" این طرح، صرفاً فروش سوخت در مرز نیست بلکه باعث ساماندهی بسیاری از مباحث می‌شود".

به باور نگارنده و بر اساس تجربه حداقل چهل و چند ساله و با عنایت به قرائن و شواهد موجود در بین فعالان قومی و ملیتی، نفی حقوق اقوام نه تنها باعث همگرایی هویت ملی، که برعکس سبب ایجاد فرایندهای واگرایی فزاینده، تشدید ناسیونالیسم قومی جدایی خواه، هویت طلبی قومی یا ملیتی، گسترش ناسازگاری هویتی و گسل های قومی، افزایش شکاف بین ملیت ها و حکومت شده است.

این ٤٢ سال ء فاجعه آمیز را شاید بتوان در آیینه دو سده سکوت پس از غلبه اعراب بر ایرانیان که دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب "دو قرن سکوت" آن را ترسیم و تشریح کرده است مورد بحث و بررسی قرار داد؛ اگرچه تNویل و تفسیر آن از حوصله این نوشتار کوتا خارج است. اما دو قرن سکوت بازتابی است از فرازها و فرودهای قلمرویی دیرینه که آنگونه توسط اعراب بادیه نشین شکست خورد. اگرچه در آن دوران قیام و ایستادگی های فراوانی نیز بر علیه خلفای بنی امیه و عباسیان پدیدار گشتند (همانگونه که در طی ٤٢ سال گذشته خیزش هایی نظیر ٨٨, دی ٩٦, آبان ٩٨ و غیره جود داشته), اما در یک نگاه انتقادی می توان سکوت را در مقابل زبان شمشیر عرب بعنوان مولفه غالب معرفی کرد که شباهت فراوانی با امروز دارد.

اپوزیسیون و بخصوص شخصیت های دردمند و مستقل باید از ناکامی های گذشته خود بیاموزند و سود ببرند و طناب قایق خود را از ساحل عافیت باز کنند و با پشتکار و عزم راسخ و همت بلند بسوی آبهای عمیق برانند. زیرا "در سد سکندر بتوان رخنه فکندن, گر داعیه همت مردانه زند موج". بزرگ‌ترین ضعف ما در تسلیم شدن ماست زیرا نه بلوط‌ها یک شبه بزرگ می شوند و نه الماس‌ها یک شبه شکل می گیرند.

همزمان با این مرگ های دردناک کودکان بلوچ, مراسم معرفی فرماندار شهرستان جدید التاسیس دشتیاری با حضور استاندار غیربومی برگزار شد. مراسمی که در آن یک بسیجی اهل محمودآباد مازنداران بنام عادل عفتی فرماندار یکی از محرومترین مناطق کشور شد, فرمانداری که نه زبان مردم آنجا را درک می کند و نه درد آنان را.

در طی هفته های گذشته بسیاری از کشورها استفاده از ماسک را در محیط های بسته عمومی اجباری کرده اند و استفاده از ماسک در بسیاری از نقاط دنیا به یک فرهنگ تبدیل شده بود. به همین دلیل سازمان بهداشت جهانی از قافله عقب مانده بود و این تغییر سیاست نوعی فرار به جلو و جبران مکافات است که ناچارا آن را به دلایل مختلفی به نتایج پژوهش علمی جدید نسبت می دهد تا در اذعان عمومی خود را در قبال سیاست نادرست و زیانبار گذشته مبرا جلوه دهد.

اخیرا نیز کشورهایی نظیر سویس, چین, روسیه و قطر و امارات و همچنین خود سازمان بهداشت جهانی و حتی یونیسف کمک های پزشکی فراوانی به ایران کردند. در نتیجه محدودیتی برای دارو و لوازم پزشکی و غذا وجود نداشته و ندارد.

شوربختانه اینگونه سیاست های مرگ آور و غیر علمی و تمهیدهای وقفه آفرین که باعث تاخیر و ابطال وقت حساس و حیاتی برای پیشگیری کرونا می شوند، علاوه بر تحمیل هزینه های دردآور جانی و اقتصادی سنگین، نه تنها سردرگمی و آشفتگی مسئولین جمهوری اسلامی را عیان می کنند بلکه بیانگر به هم ریختگی و سراسیمگی راهبردی مسئولین نیز هستند، که گویا با واقعیت های علمی و عینی ناسازگاری عمیق دارد.

اگر در گوگل واژه "فقر در جنوب استان کرمان" را جستجو کنید، به عمق دهشتناک قرون وسطایی فقر و فلاکت در مناطق جنوب استان کرمان پی می برید. این در حالی است که قاسم سلیمانی میلیاردها دلار پول همین محرومترین محرومان جهان را به حزب الله لبنان، یمن، حشد الشعبی عراق، نوار غزه و سوریه می فرستاد.

پروژه توسعه بندر بهشتی چابهار و واگزاری کامل آن به هند و اعطای امتیازاتی در حد کاپیتولاسیون (تسلیم مشروط) به اتباع هندی و افغانی در چابهار، لکه تاریکی است در کارنامه سیاه جمهوری اسلامی. همکاری شرکت های غیر بومی ایرانی اما وابسته به نظام (عمدتا از تهران, مشهد, یزد, اصفهان, ) با شرکت های افغانی و هندی و حتی چینی باعث فقرزایی هولناک و به حاشیه رانده شدن حدود دو سوم جمعیت مردم بومی چابهار شده است.

اپوزیسیون و ایرانیان خارج از کشور باید با تشکیل ستاد اطلاع رسانی و کمیته های حمایت از مبارزان داخلی اختلافات خود را به کنار گذاشته و متحدانه برای انعکاس صدای حق طلبانه ملت ایران در کنار یکدیگر قرار گیرند.

هیچ فرد یا گروهی مصون از خطا نیست. اما صداقت درونی و شهامت عقلانی لازم است تا انسان به عیوب و کاستی های خود پی ببرد و از خطاهای خود درس بگیرد. افسوس که در بین اغلب اپوزیسیون این متاع بسیار کمیابی است؛ چون غالبا خود را عقل کل می دانند. این امر باعث تکرار مکررات و بازتولید ناکامی های گذشته تحت عناوین مختلف می شود.

از نظر اکثریت مردم بریتانیا کاملاً نابخردانه خواهد بود اگر اجازه داده شود آن کشورها که اکثریت را در نهادهای مختلف اتحادیه اروپا در اختیار دارند, با رای اکثریت تصویب کنند که کشورهای غنی تر مثل بریتانیا و فرانسه و آلمان, باید صدها میلیارد یورو به آنها کمک بلاعوض کنند؟

انتقاد اساسی دیگر به دبیر کل و برخی از مسئولین شورای مدیریت گذار به نحوه برخورد ناصواب و رقابت جویانه آنها با بیانیه تکمیلی ١٤ نفره بود که قریب به هزار فعال مدنی در خارج و داخل کشور امضای خود را زیر بیانیه حمایت از آن ١٤ تن گذاشتند

کسانی که در طی سال‌ها به مردم بلوچ توهین کرده اند یا آنها را بیگناه کشته اند‌، ترفیع درجه گرفته و تشویق شده اند. و این نگاه مرگبار‌، خطرناک و تنفرآمیز برتری طلبانه و نهادینه شده در بلوچستان عادی شده است و به یک ضابطه و هنجار پذیرفته شده توسط مامورین نظام مبدل گشته است.

عمران خان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با حسن روحانی, به مصداق شعر معروف سعدی که می‌گوید:

"حکایت بر مزاج مستمع گوی         اگر خواهی که دارد با تو میلی

هر آن عاقل که با مجنون نشیند      نگوید جز حدیث روی لیلی."

سؤال اینجاست چطور شد اکثریت درون ملت‌ها بدون رهبری مشخص، اما با خیزش مردمی مستمر, موفق شدند دیکتاتورها را به زیر بکشند، اما به ما این‌گونه القاء می‌کنند که بدون ایجاد "رهبری" امکان سرنگونی جمهوری اسلامی وجود ندارد؟

به عقیده نگارنده، تصمیم راهبردی و استراتژیک برای تقسیم بلوچستان و تغییر بافت جمعیتی آن در درازمدت اتخاذشده است و جمهوری اسلامی منتظر فرصت مناسب است؛ اگرچه در شرایط فعلی با چالش‌های فراوان اقتصادی و امنیتی روبرو است، و درنتیجه زمان را برای اجرای این طرح مقتضی نمی‌داند. اما استاندار از دورنمای دوساله برای اعلام تصمیم‌گیری نهایی سخن می‌گوید.