جمعه ۲۸ تير ۱۳۹۸ - ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۹

عبدالستار دوشوکی

کسانی که در طی سال‌ها به مردم بلوچ توهین کرده اند یا آنها را بیگناه کشته اند‌، ترفیع درجه گرفته و تشویق شده اند. و این نگاه مرگبار‌، خطرناک و تنفرآمیز برتری طلبانه و نهادینه شده در بلوچستان عادی شده است و به یک ضابطه و هنجار پذیرفته شده توسط مامورین نظام مبدل گشته است.

عمران خان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با حسن روحانی, به مصداق شعر معروف سعدی که می‌گوید:

"حکایت بر مزاج مستمع گوی         اگر خواهی که دارد با تو میلی

هر آن عاقل که با مجنون نشیند      نگوید جز حدیث روی لیلی."

سؤال اینجاست چطور شد اکثریت درون ملت‌ها بدون رهبری مشخص، اما با خیزش مردمی مستمر, موفق شدند دیکتاتورها را به زیر بکشند، اما به ما این‌گونه القاء می‌کنند که بدون ایجاد "رهبری" امکان سرنگونی جمهوری اسلامی وجود ندارد؟

به عقیده نگارنده، تصمیم راهبردی و استراتژیک برای تقسیم بلوچستان و تغییر بافت جمعیتی آن در درازمدت اتخاذشده است و جمهوری اسلامی منتظر فرصت مناسب است؛ اگرچه در شرایط فعلی با چالش‌های فراوان اقتصادی و امنیتی روبرو است، و درنتیجه زمان را برای اجرای این طرح مقتضی نمی‌داند. اما استاندار از دورنمای دوساله برای اعلام تصمیم‌گیری نهایی سخن می‌گوید.

برخلاف درک نگارنده از منش همیشگی شاهزاده گرامی که همواره سعی می‌کردند از تهییج احساسات باستان‌گرایی و گذشته‌گرایی بپرهیزند، اما بیانیه، در پاراگراف به پاراگراف خویش اشاره به نستالژی بازگشت به عهد باستان و " بازسازی کهن‌ترین چهارراه تمدنی تاریخ" دارد. و اینکه با اشاره به مؤلفه نامفهوم "روان پارگی ناشی از اختلال هویتی" انتخاب این مسئولیت را فقط بر دوش نسل نو می‌داند و بس!

اهمیت استراتژیک و ارجحیت راهبردی دادن به گفتمان دوگانه جداگانه جمهوری یا پادشاهی در مرحله کنونی مبارزه و آن را در رأس راهبردی برنامه خویش قرار دادن می‌تواند خطایی نابخشودنی باشد. آن‌هم در شرایطی که به گفته تیتر خود بیانیه ضرورت زمان "نیاز مبرم ملی" و ضرورت همگرایی و مشارکت همگانی (ملی) است.