جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۵ ژوئن ۲۰۲۰

فرامرز دادور

زنان دوشادوش مردان علیه سرکوبهای حکومتی و برای آزادی و عدالت مبارزه میکنند و نیل به آزادیهای دمکراتیک، حقوق برابر، تشکلهای مستقل، تعیین حداقل مزد، منع قرار دادهای موقت و سفید امضا و ایجاد امنیت شغلی از جمله خواسته های مشترکِ عمومی برای زنان و مردان در جامعه است.

اما متأسفانه وضعیت کنونی در ایران نشان میدهد که برعکس، روند سیاسی و اجتماعی به قهقرا رفت و نظامی با مشخصات سرمایه داری عقب افتاده، تحت سلطه رژیمی سرکوبگر و فاسد بر روی کار است. سؤال عمده در مقابل کنشگران دمکرات و بویژه جریانات چپ و حامیان آنها در جنبشهای اجتماعی این است که هم اکنون چه باید کرد؟

ایده هایِ آزادیخواهانه و عدالتجویانه بطورِ نامشخص و فرموله نشده در میان اکثریت مردم وجود دارند و در سراسر جهان در جنبشهایِ مردم (ب.م. کارگری، زنان، محیط زیست، ضد خشونت پلیس، ضد تبعیضاتِ نژادی و جنسیتی)،افرادِ غیر مذهبی، مذهبی، سوسیالیست و دمکرات هایِ ناروشن در موردِ آسیب هایِ سرمایه داری، مشترکا فعالیت می کنند.

کارزارهایِ مردمی که شامل اعتصابات، اشغالگری و تحریم در راستایِ ایجاد کنترل مردمی در عرصه های کار و زندگی هستند، بگونه ای در راستایِ پیوندِ بهبودی های اجتماعی با کنشها به سویِ تغییرات رادیکال و فرای سرمایه داری انجام میگردند. البته تجربیات حاکی از دولتها در یونان،پرتقال و حتی برخی مناطق در اسپانیا و ایتالیا چالشهای عظیم در راستای نیل به دمکراسی را عیان می کنند.

اکتفا نمودن به طرح اهداف غیر سرمایه دارانه و وزنه ندادن به مطالبات عام دمکراتیک، بخودیِ خود، که بسیج کنندهِ اکثر توده ها، اقشار و طبقات جامعه بوده، نوید دهندهِ ایجاد جبهه ای گسترده از جنبشهایِ دمکراتیک مردمی باشد، ناصحیح است. حرکت به سوی سوسیالیسم، تدریجی و با توجه به بسیاری از عوامل داخلی و خارجی انجام می پذیرد و محدود نمودنِ حصارِ ترقی خواهانه به کنشگرانِ چپ نادرست است.

برای یک سازمان چپ فعالیت در راستای انتقال قدرت سیاسی و اجتماعی از حکومتگران سرمایه داری به نفع کارگران و تهی دستان و ایجاد دمکراسی رادیکال حیاتی است. در این رابطه رخداد انقلاب به مثابه یک پروژهِ بنیادیِ اجتماعی برای انتقال قدرت اجتماعی برجسته بوده، نقش سازمان به مثابهِ یک نهاد سیاسیِ مملو از توشهِ نظری و رهنمود دهنده بسیار مهم است.

در نبود آزادی‌های دمکراتیک و نیروهای قدرتمند اپوزسیون در صحنه علنی فعالیتهای جامعه، بدیهی است که استفاده از هر نوع امکان عملی برای حضور (قانونی، غیر قانونی و در صورت امکان بطور علنی) در امور جامعه مفید است. انتشار بیانیه اولیه برای استعفای خامنه‌ای و اطلاعیه های حمایت از آن، از جمله راهکارهای مبارزاتی است که در نبود حقوق مدنی به اشکال گوناگون عمل می‌کنند.

در اینکه، نیلِ به دمکراسیِ واقعی و مشارکتِ مردمی، به نوعی، نیازهایِ خود-مدیریتی را حتی در محدودهِ یک کشور رفع می‌کند، اما شکی نیست که وجود استبدادِ سیاسی و نبودِ راه‌کارهایِ دمکراتیک برایِ مبارزه و پیشرفتِ انسانی، مسیرهایِ دیگری و از جمله بدیل‌هایِ فرامرزی را در برابر این جوامع مطرح می‌کند. هم اکنون در مناطقِ مختلف ایران، جریان‌هایِ سیاسی مدعیِ حقوقِ ملیت‌ها، مبارزات خود را در راستایِ تبدیل ایران به جامعه‌ای فدرال و به طورِ رسمی متشکل از ملیت‌هایِ متنوع ادامه می‌دهند.