يكشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۵ دسامبر ۲۰۱۹

جوانان

در آغاز نوشته فکر می کردم که می توان از طریق راه اندازی سایتی صرفا در ارتباط با مسئله جوانان ایران بتوان دریچه ای شادی بخش بسوی جوانان باز کرد و راه بارکه ای برای ارتباط این نسل با نسلی که ما باشیم پیدا نمود. فکر می کردم هرکدام از جریانهای سیاسی می توانند با تکیه به متخصصان علوم اجتماعی و روانشناسی که دور بر خود دارنددست به پرپائی کنفرانس هایی بطور مشخص در رابطه با مسائل و مشکلات جوانان به زنند و به راه جوئی برخیزند.

هر شبکه، هر رسانه که قدمی درجهت شادی بخشیدن به دنیا ی جوانان ایران قدم بر دارد استقبال می کنم. ازهر برنامه ای که سبک زندگی غربی را برای جوان ایرانی گیر کرده در الگوی متحجر و ابتر جمهوری اسلامی تبلیغ می کند استقبال می کنم.

با وجود کشمکش حاکمیت ومردم سر دامنه، سرعت و آزادی انیترنتی و سرسختی که حاکمیت نشان می دهد، حکومت اسلامی ارزش و تاثیرابزار و دنیای دیجیتالی را بسیار خوب می فهمد. سال هاست که بودجه های کلان برای سامان دهی دیجیتالی صنایع نظامی خود تخصیص می دهد. ساده لوحانه خواهد بود اگر تصور شود که از نقش شبکه های اجتماعی در فضای سیاسی و هدایت افکار جوانان غافل است!

انعکاس و گسترش این نقل قول که خامنه ای وفرماندهان سپاه گفته بودند" اگر به بهای کشتن همه تظاهرات کنندگان هم شده این حکومت باید حفظ شود."همراه آن سرکوب کور و وحشیانه!روحیه مردم علی الخصوص جوانان را شکست و آن ها از وسط خیابان ها به کنج خانه هاکشاند ! و این فکر نادرست حکومت خواسته که "هر کس باید به فکر خودش باشد."ضربه ای جدی به مبارزه مردم وارد کرد.

جوانهایی که نوع زندگیشان طوری است که آن را به طرف همان ادا اطوار لاتهای محله شان و طرف خلافکاری سوق می دهد. بخصوص جوانهای حاشیه نشین. جوان های بیکار آمده از شهرهای دیگر برای یافتن کار! کودکان و نوجوانان کار وِلو در خیابانها. که همین طور در هم میلولند . چند نفری در یک اطاق کوچک فاقد هر امکان زندگی میکنند. از هیچ کار خلاف روی گردان نیستند. هیچ مرزی را رعایت نمی کنند.

پاتوق های وسط شهری مال جوانای طبقه متوسط است که محل زندگیشان هم به نوعی وسط شمال و جنوب است. میشه گفت از ونک به پائین. بیشترین بخش جمعبتی جوانها.هرتیپی توشون هست دختر و پسر. ازنوازنده تا خواننده تا شاعر، بچه های گوشه گیر، عمدتا بیکار. بچه های استادان دانشگاه ها،بچه های پزشگان و مهندسان کم در آمد که اسم ورسم دارند اما کم پولند خلاصه از همه جور.

محصول مشترک یک حکومت شتر گاو پلنگ بنیاد گرا و یک جامعه ناقص، ترس خورده، متوهم، دماغ بالا واز خود راضی. خانواده هائی که برای آرامش بخشیدن به فرزنداشان قوائد خانه وخانواده را بهم ریختند بی توجه به آینده و نتیجه کارشان محیط خانه را هتل کرده اند وخودشان شده اند نوکران بی جیر و مواجبی که فقط سرویس می دهند بچه بزرگ کردنده اند.

هیچ گاه فاصله نسل جوان با والدین و جامعه تا این میزان نبوده. در خانه، بیرون از خانه، رفتار، سبک زندگی، نگاه به مسائل اجتماعی، آقتصادی و فرهنگی؛ همه و همه با دید جوان های امروزی ایران متفاوت است.

بی‌فرهنگی غریبی بر جامعه حاکم شده. همه ماهواره دارند دلشان می خواهد مثل کسائی که در تلویزیون‌های فرضا من وتو و یا کانال‌های ترکی نشان می دهند زندگی کنند آنوقت بیرون خانه با آدم‌ها و قید و بند‌هائی مواجه می‌شوند که مال عهد حجر است. هضم کردن این همه تفاوت بخصوص برای طبقه متوسط بسیار سخت است.

شما بر باد رفتن و پرتاب شدن بیشترما رابه قعر جهنمی که جمهوری اسلامی ساخته است ندید. ضربات روحی که روزانه به ما وارد می شود کسی نمی بیند. روانشناس‌ها می گویند: "بیست میلیون ایرانی از اختلال روانی رنج می برند"؛ درست نیست ما جوان‌ها همه روانی شدیم. کسی که علاف است دیروزش با امروز و امروزش با فردا فرق نمی کند و هیچ چشم اندازی ندارد و هیچ کجا به بازی گرفته نمی شود و ارزشی برای او قائل نسیتند؛ روانی که چه عرض کنم دیوانه می‌شود.