يكشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۱

جوانان

سوم مهر ۱۳۹۴ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۵) مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌ای با نام «دنیا را تغییر دهیم: دستورکار ۲۰۳۰ برای توسعه پایدار(۱)» را به اتفاق آرا تصویب کرد. هدف ۵ این دستور کار که قاعدتاً باید تا سال ۲۰۳۰ همه‌ی کشورها به آن عمل کنند، «رسیدن به برابری جنسیتی و توانمندسازی همه‌ی زنان و دختران» است و آماج ۵ این هدف، «تضمین مشارکت کامل و مؤثر و فرصت‌های برابر برای زنان جهت رهبری در تمام سطوح تصمیم‌گیری در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و زندگی اجتماعی» می‌باشد.

این اسطوره‌ها، تمثیل‌ها و واقعیت‌های تاریخی همه نظر به یک پرسش مهم دارند. و آن به زبان ساده این است که بهای فروش شرف و انسانیت که در یک جا به تعبیری «روح» هنرمند نام گرفته است به چه میزان است؟ و در نهایت چه نصیبش می‌شود؟ در یک جا در ازای در اختیار داشتن امکانات و فضای کار خلاقه هنری است، در جای دیگر با توهم تولید مکتب هنری و فکری جدید، در جای دیگر برای شهرت و پول و مقام، و یا حتی به بهانه‌ی حفظ هنر و فرهنگ از طریق نفوذ در سیستم. در نهایت به دست آوردن تمام اینها با فروش خود به قدرت امکان پذیر است اما آنچه که مسلما هیچ توجیهی برای آن نمی‌توان یافت در مفهوم خود هنر نهفته است. هنر دستاوردی انسانی است. هنر نمایانگر آزادی ذهن و شعور انسان در خلق کردن است، هنر زیبایی است، همدردی است و وسیله‌ای برای رشد جامعه انسانی است.

من فکر می‌کنم که علی‌القاعده فضای سیاسی کشور بعد از این «انتخابات» حداقل برای مدتی بیش از پیش بسته شود. ولی در عین حال تصور نمی‌کنم که شرایط کشور و بین‌المللی به شکلی باشد که عمده‌ی مردم کشور مقهور این فضا شوند و به آن وضعیت تن دهند. به گمان من، مقاومت و نافرمانی‌های مدنی، اعتصابات گروه‌های مختلف اجتماعی و چه‌بسا اعتراضات گسترده‌ی خیابانی و میدانی شکل خواهد گرفت و در ارتباط با حق انتخابات آزاد و منصفانه و شفاف، جنبش رفراندوم‌خواهی برای نه گفتن به جمهوری اسلامی، نسبتاً به سرعت شکل خواهد گرفت.

حاکمان اقتدارگرا و مستبد جمهوری اسلامی فراموش کرده‌اند که انسداد کامل سیاسی شاه با تشکیل حزب رستاخیر تا انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بیش از سه تا چهار سال طول نکشید. اکنون هم مردم ایران و جنبش‌های اجتماعی و سیاسی و دمکراسی‌خواهانه‌ی کشور تحریم انتخابات فرمایشی را با چشم‌انداز گذار از کلیت رژیم مد نظر دارند. خواسته‌ها و مطالبات آنان صرفاً صنفی و معیشتی نیست. در هر برآمد آنان خواسته‌های سیاسی و دمکراسی‌خواهانه با صدای بلند طرح می‌شود. چنین مردمی که بیش از صد سال سابقه‌ی مبارزه برای آزادی‌های سیاسی، مدنی و اجتماعی و دمکراسی‌خوهانه دارند، نمی‌توانند در مقابل این مهندسی‌ها ساکت بمانند و تن به چیزی بدهند، که با تاریخ مبارزاتی آنان مغایرت دارد.

* فصلنامه‌ی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد

* همکاران این شماره: رضا جاسکی، سهراب مبشری، حســن نــادری، رقیه دانشگری، مریم سطوت، مریم پورتنگستانی، مهرداد از ایران، بیــژن میثمــی، یداله بلدی، مرجان نیک خواه، ناهید قاجار، حســین غبرایــی، وهاب انصـاری، مراد رضایی و علی صمد

* صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی

در آن روز تاریخی و در توهم ثبات، آرامش و امنیت حکومت کودتایی و استبدادی شاه، که امر سیاسی با ترس، تهدید، وحشت‌افکنی، سکوت، عدم امنیت، فرار، محرومیت، سرکوب، تبعید، زندان، شکنجه و کشتار هم معنی بود، جوانانی مصمم و مبارز با از خود گذشتگی در جهت تغییر در وضعیتی که اختناق و سرکوب ایجاد کرده بود برآمدند و با عزمی راسخ ایستادند تا با مقاومت خود به دیکتاتوری و استبداد حاکم، نه بگویند! آنان با قبول هزینه‌های سنگین آن مبارزه در راه رهایی مردم از استبداد و برای رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی، را به دور از جاه‌طلبی و فرقه‌بازی و با دادن جان شیفته‌شان به پیش بردند.

برای فدائیان مبارزه با رژیم شاه و قدرت‌های امپریالیستی، برخلاف برخی از نیروهای دیگر، از موضع ضد غربی نبود. از نظر فدائیان قابل دفاع بودن خشونت ستمدیدگان از نظر کلی به معنی اخلاقی دانستن هر اقدام مسلحانه نبود. همه‌ی عملیات‌های نظامی، نه فقط از نظر نظامی و تبلیغاتی بلکه امنیت کامل افراد بی‌گناه به دقت بررسی می‌شد. ارزیابی از هر اقدام نظامی و تطابق آن با موازین تئوریک قبل و بعد از عملیات ادامه می‌یافت. همه‌ی این‌ها به معنی وجود ارزش‌های اخلاقی بالا در میان آن‌ها بود. این چیزی است که حتی دشمنان فدائیان هم به آن اذعان کرده‌اند.

نسل جوان چپ دهه‌ی چهل و پنجاه را باید در زمانه‌ی خود و در جامعه‌ای در حال گذار و زیر سلطه‌ی استبداد و دیکتاتوری بررسی کرد. نسل جوان چپ، با بحث‌ها و گفتگوها و فعالیت‌های فکری و فرهنگی به‌دنبال راه‌های نو و برآمد عملی برای بیرون آمدن از آن فضای سکوت و رخوت آن روز جامعه بود. به‌علاوه این نسل روشنفکر و مبارز جوان کشور در اواخر دهه‌ی ۴۰، همه راه‌های مسالمت‌آمیز و قانونی را به‌ روی خود بسته دید و در حین حال شاهد تغییر و تحولات انقلابی، مدنی و سیاسی در بسیاری از کشورهای جهان بود. 

در آن روزها فکر می‌کردم که مانند 28 مرداد امکان بازگشت شاه بازهم وجود دارد. اولین ملاقاتم با خانواده بعد از سه سال روز راهپیمایی فداییان از دانشگاه بود. میان خانواده احترام بسیار داشتم. آن‌ها با دیدن من همه به گریه افتادند. اعلامیه باز شدن ستاد فداییان در دانشکده فنی را من به رادیو تهران بردم. در میان راه که حکومت‌نظامی بود چندین جا جلو مرا گرفتند. وقتی اسلحه کمری مرا دیدند و فهمیدند که چریک هستم راه را با احترام بسیار باز کردند. در جلو ستاد فنی هواداران بسیاری جمع شده بودند. برای آن‌ها کافی بود که چریک‌ها را ببینند. برای آن‌ها چریک افسانه‌ای بود. 

آرمان‌ها و اهداف فداییان که همان ٰدفاع از آزادی و عدالت اجتماعی است همچنان در میان مردم و جوانان کشور زنده است. جنبش فداییان یک جنبش تاریخی، آزادی‌خواهانه، عدالت‌خواهانه با آرمان‌های سوسیالیستی و چپ است. این جنبش می‌بایست به دنبال غلبه بر پراکندگی‌هایی که در میان چپ وجود دارد برود و نیز همراه با آن با جریانات مترقی و دمکرات جمهوری‌خواه ائتلاف وسیعی از این نیروها برای گذر از جمهوری اسلامی به‌وجود آورد تا بلکه بلوک جمهوری‌خواهی سکولار برای مبارزه علیه استبداد حاکم بر کشور هر چه بیشتر متشکل و تقویت شود.