جمعه ۰۱ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۱

جوانان

ترانه یا اثر موسیقیایی اجتماعی و اعتراضی نیز در همه‌ی دوران موضوعیت دارد و به همین دلیل ماندگار می‌شود و می‌توان گفت همین راز ماندگاری این ترانه‌ها در تاریخ اجتماعی یک جامعه است. از همین رو واقعه‌ی تاریخی سیاهکل در آن دوره و به‌ویژه در دهه‌ی پنجاه توانست طنین سیاسی پرقدرتی را همراه با احساس همبستگی با این جنبش در میان روشنفکران، دانشجویان، دانشگاهیان و هنرمندان، معلمین و ورزشکارانی که راه هرگونه مبارزه سازمان یافته و مستقل اجتماعی، مدنی و سیاسی را بسته می­ دیدند و به شدت از دیکتاتوری حاکم شاکی و عاصی بودند را ایجاد کند و موجب تولید آثار هنری اعتراضی بسیاری در شعر، ادبیات، موسیقی، ترانه، سینما و ... شود.

پس از تولد جنبش فدائی که سر آغاز آن سیاهکل بود، نه تنها روشنفکران و نویسندگان و دانشجویان بلکه ورزشکارانی که دارای گرایشات آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی بودند نسبت به این جنبش که سکوت و اختناق جامعه را شکسته بود سمپاتی نشان دادند. جنبش فدایی از آغاز با ورزش و به‌ویژه ورزش کوهنوردی عجین بوده و کوهنوردی بخشی آز آموزش‌های ضروری بود و حتی خیلی از اعضای سازمان چریک‌ها در حین کوهنوردی با یکدیگر آشنا شده بودند. زنده‌یاد بیژن جزنی و یاران هسته‌ی اولیه جنبش فدایی، همگی از کوهنوردان باتجربه بوده‌اند. به‌ویژه زنده‌یادان جلیل انفرادی و اسکندر صادقی‌نژاد.

محمود دایم حرف می‌زد و می‌خندید. کم‌نظیر بود؛ با لهجه‌ی زیبای اصفهانیش، از چشمانش شیطنت و زندگی می‌بارید. کریم مسن‌تر بود و بسیار آرام. ساعتی بعد نان آوردند. گفت خمیرهایش را جمع کنیم و به او بدهیم. به‌شدت می‌لنگید و از بدنش خون و چرک بیرون می‌زد. پاهایش چند بار جراحی شده بود و هنوز دو گلوله در تن داشت. اعلام شده بود که کشته شده است؛ با چاپ عکس جسدش در خیابان. می‌گفت من مرده‌ام و می‌خندید. خمیرها را به او دادیم. به آنها قدری آب زد و به صورت ستاره‌هایی پنج‌پر به دستمان داد و گفت آن را بالای سرمان به سقف بکوبیم. ستاره‌ها به سقف سیاه می‌خوردند و پس از مکثی به زمین می‌افتادند و جای سفید شده‌اش بر سقف باقی می‌ماند. او آسمانم را دوباره غرق ستاره کرد و خود نیز ستاره شد.

دفاعیات پرشور خسرو گلسرخی و دانشیان در بی‌دادگاه های رژیم شاهنشاهی در دورانی که بسیار کوچک بودم در جایی در گوشه‌ای از حافظه‌ام حفظ شده بود. همه‌ی این تصویرها و مقاومت‌ها باعث شده بود که مبارزه، مقاومت و صداقت و عدالت‌خواهی چریک‌ها در برابر دیکتاتوری شاه برای امثال من نوجوان بسیار قهرمانانه و جذاب باشد. از شکنجه‌های ساواک در زندان‌ها و کشتن مبارزینی که در زندان بودند و علیه دیکتاتوری مبارزه میکردند و تا پای جان برای آرمان‌های عدالت‌خواهانه و آزادی‌خواهانه‌شان تلاش می‌کردند داستان‌های بسیاری از مقاومت آنان شنیده بودم.

فصلنامه‌ی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد

همکاران این شماره: آرش راد، حســن نــادری، رضـا کاظـم زاده، دکتــر گــودرز اقتــداری، مریــم کامــکار، زریـن مرتضاییـان، حســین غبرایــی، مــراد رضایــی، ســهراب مبشــری، بیــژن میثمــی، ســعید مشــفق، شــاهرخ شــعبانی، وهــاب انصـاری، علــی صمــد

صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی

فصلنامه‌ی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد

همکاران این شماره: سهراب مبشری، زرین مرتضاییان، مراد رضایی، علی صمد و میلاد مجیدی

صفحه آرایی و گرافیک: میلاد مجیدی

شماره‌ی پنجم فصل‌نامه‌ی مُروا، به سراغ مساله‌ی «کالایی‌سازی آموزش» رفته است. در عصری که برای اقتصاد خصوصی هر چیزی می‌تواند کالایی برای خرید و فروش باشد، آموزش نیز از هجوم سرمایه در امان نمانده است. خصوصی‌سازی و کالایی شدن آموزش، موجب تبعیض در توزیع امکانات آموزشی و در نتیجه تعمیق تبعیض طبقاتی در عرصه‌ی آموزش شده است. ویژگی مهم این تبعیض بازتولید خود است: آنان که بر برج عاج سرمایه نشسته‌اند، از امکانات آموزشی ویژه و باکیفیت منتفع می‌شوند و نسل جدید خود را هم در جایگاه‌های پیشین خود می‌گمارند. اما طبقات محروم از این امکانات، در هر نسل، فاصله‌ی بیشتری از جایگاه‌های اجتماعی و اقتصادی تراز اول جامعه می‌گیرند.

عدالت آموزشی شیوه‌ای است که دولت‌ها برای کمک به گسترش فرصت‌های برابر آموزشی برای افراد جامعه اتخاذ می‌کنند. در حکومت‌های مردمی دولت‌ها منطقا سعی می‌کنند فرصت‌های آموزشی را برای همه کودکان، نوجوانان و جوانان صرف نظر از توانمندی‌ها و شایستگی‌های فردی آنان، به نحو یکسان تدارک ببیند. در این دیدگاه دولت‌ها موظف هستند فرصت‌های آموزشی را از طریق ساخت مدارس و دانشگاه‌ها در اقصی نقاط کشور و کاهش شهریه ثبت نام فراهم سازند. با ساخت این مدارس ابتدایی و متوسطه آموزش همگانی را برای کلیه اقشار جامعه فراهم می‌سازند و سطح سواد توده‌ها را افزایش می دهند و با این روش تلاش خواهند کرد که نابرابری آموزشی از یک نسل به نسل بعدی منتقل نشود.

مخالفت با مکانیسم غربال و مبارزه برای برابری در عرصه آموزش، لازمه دفاع از عدالت اجتماعی است. برابری در عرصه آموزش یعنی خاستگاه طبقاتی فرد، میزان بهره وری او از امکانات عمومی آموزش را تعیین نکند. آیا دستیابی به این برابری در چارچوب مناسبات سرمایه داری ممکن است؟ نه، اما وظیفه نیروهایی که برای غلبه بر سرمایه داری مبارزه می کنند این است که در هر عرصه معین، خواستهای برابری طلبانه را طرح و ترویج کنند. و بد هم نیست اگر در این تلاش، از ابعاد بی عدالتی در چارچوب همین نظام موجود کاسته شود.

محتوای آموزشی اکیداً ایدئولوژیک در مدارس، کیفیت آموزش را تقلیل داده است. اما در سطح آموزش عالی، دخالت ایدئولوژیک حکومت بر محتوای آموزشی بسیار دشوار است. در نتیجه تخریب کیفیت آموزش عالی در کشور، عموماً از طریق خصوصی‌سازی انجام شده است. مدرک‌گرایی، بحران بیکاری فارغ‌التحصیلان را سبب شده و پولی شدن دانشگاه‌ها، امکان تحصیل را از جوانان با استعداد سلب می‌کند. طبیعتاً راه حل بحران پیچیده‌ی کنونی، تعطیلی تمام دانشگاه‌های پولی و یا حتی رایگان کردن تمام دانشگاه‌ها نیست. دانشگاه آخرین حلقه از یک زنجیره‌ی معیوب است.