پنجشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۳ ژانویه ۲۰۲۰

جوانان

بی‌فرهنگی غریبی بر جامعه حاکم شده. همه ماهواره دارند دلشان می خواهد مثل کسائی که در تلویزیون‌های فرضا من وتو و یا کانال‌های ترکی نشان می دهند زندگی کنند آنوقت بیرون خانه با آدم‌ها و قید و بند‌هائی مواجه می‌شوند که مال عهد حجر است. هضم کردن این همه تفاوت بخصوص برای طبقه متوسط بسیار سخت است.

شما بر باد رفتن و پرتاب شدن بیشترما رابه قعر جهنمی که جمهوری اسلامی ساخته است ندید. ضربات روحی که روزانه به ما وارد می شود کسی نمی بیند. روانشناس‌ها می گویند: "بیست میلیون ایرانی از اختلال روانی رنج می برند"؛ درست نیست ما جوان‌ها همه روانی شدیم. کسی که علاف است دیروزش با امروز و امروزش با فردا فرق نمی کند و هیچ چشم اندازی ندارد و هیچ کجا به بازی گرفته نمی شود و ارزشی برای او قائل نسیتند؛ روانی که چه عرض کنم دیوانه می‌شود.

نمی توان ایراد گرفت به جوانی که وقتی به جنس مخالف خود می رسد او را تنها در یک وجه سکسی می بیند. چرا که تمام مدت سراین مسئله در گیر بوده! تصویر کرده است. ترس خورده، اجازه نزدیک شدن نداشته، رابطه لطیف و انسانی دختر وپسر گناه کبیره است .هر چیز هم که گناه باشد میل به آن زیاد تر می شود . شاید در هیچ کشوری به اندازه ایران فکر دختر وپسر این قدر مشغول هم نباشد!

گسترش گفتمان امنیت گرایی از سال 2015 به این سو که پناهجویی را تهدیدی برای امنیت ملی سوئد و اروپای تلقی می کند نگاه منفی به پناهجویان همچون سربار جامعه یا تهدیدی علیه فرهنگ و هویت ملی را تشدید کرده است.

بیکار تا ظهر می‌خوابی. دور خودت می‌پیچی هزار یک فکراز سرت می‌گذرانی ازفکرکار تا فکر دختری که دوستش داری، فکر خانه، زندگی، ماشین. همان موقع مادر صدایت می‌زند بیا نهار بخور؛ همان طور که در کودکی صدایت کرد. شرمنده مانند همان کودک بر سرسفره می‌نشینی و میدانی که پدر دارد در بیرون جان می‌کند تا این سفره گشوده شود.

این جریان اعتراضی با هدف عدم انتقال دانشکده هنر و معماری به سوهانک و هم چنین با توجه به مشکلات عدیده‌ی دیگر این دانشکده از جمله؛ سیر صعودی افزایش شهریه‌ها، حذف اساتید باتجربه و خبره، نبود امکانات و شرایط نامناسب کارگاه‌ها، تفکیک جنسیتی و برخوردهای شدید حراست با دانشجویان برای پوشش آن‌ها شکل گرفته و علی‌رغم اعتراضات پیاپی، دانشجویان این دانشکده هیچ‌گونه پاسخی مبنی بر تغییر وضعیت‌شان دریافت نکرده اند.

سرکوب خیزش هیجده تیر نشان داد که به عقب راندن استبداد نه تنها نیازمند سازمانیابی فراگیرتر و ایجاد تشکلات پایدار و مستقل در درون جنبش دانشجوئی است بلکه همچنین درگرو تداوم، اتحاد و همبستگی تمامی جنبش هایی سکولار و دمکراتیکی است که برای تحول جامعه می کوشند. امروز با برآمد دوباره جنبش کارگری و طرح شعارهایی در آن و در جنبش دانشجویی مبنی بر پیونند زدن آن با مطالبات زنان و کارگران، زمینه فراگیرترشدن این حرکت ها افزایش یافته است. 

علاوه بر جمهوری اسلامی، این اعتراضات مخالفان دیگری نیز داشت. شعارهای دانشجویان به مذاق جریانات پروغرب، که دل در گروی تغییر به دست آمریکا دارند، خوش نیامد. در تجمع دانشگاه تهران مخالفت مشخص این جریانات به مرکزیت گروه‌های سلطنت‌طلب با شعار «علی‌نژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد» بود. شعاری که مرزبندی مشخص دانشجویان تجمع‌کننده را با جریانات پروغرب و ترامپیست نشان می‌داد.

یكی از دلایلی كه باعث ایجاد بیگانگی جوانان از حكومت و جامعه شده، این است كه به خواست‌ها و الگوهای زندگی آنان اصلاً توجه نشده است. در این سال‌ها همواره برای آنان بدون حضور و نظر خودشان برنامه و طرح ریخته‌اند و به آن‌ها گفته‌اند كه چگونه فكر و زندگی كنند. هیچگاه از جوانان پرسش نشده كه چگونه می‌خواهند باشند و زندگی كنند. در این سال‌ها همواره با آنان با ستیز برخورد شده و حتی دقیقاً با گروهی از آنان به عنوان حاملین فرهنگ "فاسد غربی" مقابله‌ی خشونت آمیزی انجام گرفته و می‌گیرد.

چرا مشغله‌ی ذهنی فعالین دانشجویی و یا تشكل‌های دانشجوئی فقط به هزینه دادن در مبارزه متمركز شده است؟ چرا دانشجویان به چگونگی پایین آوردن این هزینه‌های سنگین در مبارزه بیشتر توجه نمی‌دهند؟ در ایران در محیط دانشگاه دارند شرایطی را ایجاد می‌كنند یا كرده‌اند كه هر نوع فعالیت فعالین دانشجوئی غیر خودی و نیمه خودی از حكومت، با دادن هزینه مواجه شود! باید به بیرون آمدن از این فضا تلاش كرد.