يكشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۱

جوانان

روند کالایی‌سازی آموزش در ایران که حتی تحصیل را برای ایرانی‌ها به یک کالا و موهبت لوکس تبدیل کرده است، از یک‌سو و دشواری‌های اقتصادی مضاعف زندگی افغانستانی‌ها از سوی دیگر، به دست آوردن حق بدیهی تحصیل را برای این مهاجران به یک هزارتوی پیچیده تبدیل کرده است.

اگر زنی در هر عرصه‌ای فعالیت کند غلط است و اگر اصلاً کاری نکند باز هم غلط است. مثلاً در جنبش‌های فمینیستی فعالین زن اکثراً مورد انتقاد قرار می‌گیرند که چرا آمار طلاق اینگونه بالا رفته است و در همان زمان مورد سرزنش هستند که چرا به اندازه کافی در فعالیت‌های سیاسی شرکت نمی‌کنند. این هم بخشی از تکنیک سلطه است که با تعصب و برچسب زدن به زنان آنها را کنترل کنند. به طور مثال اگر زنی که مسئول جلسه و یا مدیر است به حرف همه گوش کند، او را ضعیف و ناتوان می‌دانند و اگر خلاف آن عمل کند به او می‌گویند خصوصیت زنانه ندارد. اگر یک زن سیاسی منافع زنان مورد نظرش باشد او را خائن به منافع دیگران دانسته و به خاطر دیدگاهش به او حمله‌ور می‌شوند.

این کاملاً آشکار بود که چیزی که در موردش صحبت می‌کنیم سواستفاده از قدرت و مجوزهای تاریخی است. برای ما کاملاً واضح بود که مردان این کار را با اطلاع به غلط بودن آن انجام می‌دهند و کسانی که مرتکب این عمل می‌شوند بر این باورند که این کار بخشی از حق آنان و قابل توجیه است. بارها و بارها گزارش شده که پدرانی گفته‌اند این کاملاً طبیعی و پذیرفته شده در طبیعت است و مطمئناً بعدها باز خواهند گفت! پدری در تلویزیون می‌گفت که باید متوجه شوید که من فکر می‌کردم که به دخترم لطف می‌کنم و همچنین می‌دانیم که بارها با گوش دادن به متخلفین درمی‌یابیم که برای اذیت و آزار همسرانشان مرتکب این عمل تجاوز می‌شوند.

کشتی گیران و ورزشکاران که اغلب از طبقات فرودست جامعه برخاسته اند، با دردها و رنجهای تهیدستان آشنا هستند؛ ورزشکارانی که در اوج قهرمانی هستید، نباید فراموش کنید که این جوانان معترض کف خیابانها و زندانیان، همان جوانانی هستند که عکسهای شما زینت بخش خانه هایشان است؛ از پیروزی شما اشک شوق میریزند و از شکست شما افسرده و غمگین میشوند.

فصلنامه‌ی مُروا زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد

همکاران این شماره: خانم الدوز حجازی، مراد رضایی، علی صمد، لعیا اکبریان و میلاد مجیدی

صفحه آرایی و گرافیک: میلاد مجیدی

با گسترش همه‌گیری پاندمی کرونا و تاکید متخصصان بر لزوم جلوگیری از اجتماعات در فضای بسته برای پیگیری از شیوع این بیماری، زمان کنکور از هفته‌ی دوم تیرماه به انتهای مردادماه منتقل شد. اما پیک دوم کرونا، کشنده‌تر و شدیدتر از پیک اول، از اوایل تیرماه و با بی‌تدبیری حاکمان، قدرت‌نمایی کرد. بنابراین مطالبه‌ی تعویق مجدد کنکور به صورت گسترده از سوی داوطلبان آزمون سراسری کنکور و خانواده‌های آن‌ها، با صدای بلند و به طرق مختلف مطرح شد. مطالبه‌ی که حتی پس از برگزاری فاجعه‌بار کنکور دکتری و کارشناسی ارشد، به مجلس هم کشیده شد. اما مجموعه‌ی حاکمیت در نهایت زیر بار این مطالبه نرفت و صدای دانش‌آموزان را نشنیده گرفت.

رضا امیدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه‌ی سیاست‌گذاری اجتماعی، سال گذشته و در سخنرانی با موضوع «خصوصی‌سازی آموزش عمومی در ایران» ارقامی را مطرح کرد که نشان می‌دهد حتی مساله از عدم امکان ورود دانش‌آموزان طبقات متوسط و فرودست به دانشگاه‌های طراز اول بسیار بغرنج‌تر است. «مطابق با سرشماری سال ۹۵ در ایران، از ۵۵ میلیون نفر جمعیت بالای ۲۰ سال، ۱۶ درصد بی‌سواد كامل، ۱۴ درصد در سطح ابتدایی، ۱۸ درصد زیر سیكل و ۶ درصد زیر دیپلم تحصیلات دارند. به عبارتی ۵۴ درصد از كل جمعیت بالای ۲۰ سال، موفق به گرفتن مدرك دیپلم نشده‌اند.» در واقع ۵۴ درصد جوانان ایران نه تنها داوطلب کنکور نیستند، که حتی دیپلم هم ندارند.

به نظرم حسن روحانی، نظرش را در مورد عواقب کرونایی برگزاری کنکور به روشنی اعلام کرده است. او گفت این همه مراسم در کشور برگزار می‌شود و در پاساژها این حجم از عدم رعایت نکات بهداشتی را می‌بینیم. کنکور در میان این‌ها که مهم نیست. مهم نبودن کنکور از نظر او به این معنی است که وقتی کشور از نظر کرونایی به بن‌بست رسیده است، و توان سیستم بهداشت و درمان کشور اشباع شده است، احتمالاً کنکور تاثیر جدی بر اوضاع نخواهد داشت. بالاتر از سیاهی که رنگی نیست! اما کنکور در واقع نسل جوان کشور را به صورت گسترده‌تر درگیر کرونا خواهد کرد و این اتفاقاً ویژگی این اوضاع است.

انتشار این ویروس در میان خانواده‌ها و جوانان داوطلب آزمون‌های سراسری سنجش در مناطق متعدد کشور مشکلات بسیاری را به وجود آورد و علاوه بر آسیب‌های فیزیکی که برای مردم به همراه داشت آسیب‌‌های روحی و روانی بیشماری هم ایجاد کرد و موجب تضعیف روحیه‌ی همه‌ی مردم و به خصوص دانش‌آموزان و دانشجویانی که خود را آماده کنکور می‌ کردند، شد. تا جایی که بر شرکت‌کنندگان در کنکور ۹۹ نیز این استرس مضاعف وارد شد. به‌طوری‌که اکنون برنامه‌ریزی درسی آنان را با مشکل مواجه کرده است و نگرانی جدیدی بر نگرانی‌های همیشگی آنان اضافه شده است.

نیروی بسیار بزرگی از داوطلبان کنکوری خواهان به تاخیر انداختن زمان آزمون‌های سراسری هستند. آنها با درست کردن هشتگ‌هایی نظر #تعویق_تمام کنکورهای_سراسری، #سلامت کنکوری، #نه_به_کنکور، #کنکورکرونایی و ... و نیز نامه‌نگاری با مسئولین، به‌ راه ‌انداختن کمپین‌های امضاگیری، مراجعه به وسایل ارتباط جمعی، برگزاری تجمعات مختلف در برابر مراکز مسئول و تصمیم‌گیر در ارتباط با کنکور و... فضای به‌ عقب ‌انداختن زمان کنکورهای سراسری را داغ نگه داشتند. آنها با فعالیت خود موفق شدند نگرانی‌ها و بی‌توجهی‌هایی که نسبت به مطالباتشان در سطح جامعه توسط مسئولین ارگان‌های آموزشی و دولتی انجام می‌شود را در سطح عمومی بازتاب دهند.