يكشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۱

جوانان

جنبش دانشجویی می‌تواند به احزاب چپ روح جوانی، قدرت، قاطعیت، شفافیت، پرسشگرائی انتقادی، نوآوری و پیگیری بخشیده و آنها را در راستای آینده‌ای که متعلق به جوانان و نسل‌های آینده می‌باشد، هر چه بیشتر مسلح و مجهز کرده و در پیکارهای آینده‌ساز، آبدیده‌تر نماید.

روزهای سخت دانشگاه‌های ایران، سخت برای آن دسته از استادانی که به ناگزیر مانده بودند و دانشجویانی که از زیر ساطور اخراج جان به در برده و دم کشیده بودند. سال‌های وحشت اعدام‌های دهه شصت. گورهای جمعی که اکثر خفتگان در آن را مبارزان سال‌های دور یا نزدیک جنبش دانشجوئی و دانشجویان تسویه شده تشکیل می‌دادند. تمامی این‌ها ضرباتی عمیق بر پیکر دانشگاه و جنبش آزادی‌خواهانه‌ی دانشجویان بود. حتی دانشجویانی هم که تلاش می‌کردند رسالت خود را از طریق تلاش در راستای علم و در خدمت قرار دادن آن درمسیر ترقی اجتماعی ایفا نمایند از این ضربات بر کنار نماندند.

جنبش دانشجویی، پیکان انتقادی خود را به سوی سیاست‌های اقتصادی جمهوری اسلامی و به ویژه خصوصی‌سازی لجام گسیخته نشانه رفته است و اعتراضات کارگری این سال‌ها که در نهایت به خیزش آبان منتهی می‌شود هم مطالبات اقتصادی را در راس گفتمانی خود داشته‌اند. بنابراین دانشگاه امروز ظرفیت، امکان و تمایل همراهی سازماندهی شده با اعتراضات اجتماعی را دارد و این ظرفیت قابل چشم پوشی یا کنار گذاشتن نیست. همراهی دانشجویان با اعتراضات کارگری، معلمان و بازنشستگان این امکان را فراهم می‌کند که فعالین این حوزه‌های اعتراضی مختلف، ارتباطات نزدیک‌تر و در نتیجه برآمدهای مشترک داشته باشند.

وضعیت اعتراضات آبان ماه و دی‌ماه ۹۸ نشانگر این واقعیت است که جامعه رادیکالیزه شده است. این رادیکالیزم ریشە در فقر، تبعیض و بیکاری و احساس ناامیدی از آیندە دارد. مطالبات در جامعه آنقدر انباشته و بدون پاسخ مانده است که دیگر به حالت انفجاری کشیده شده است. در عرصه‌ی انتخابات مجلس و تحریم گسترده آن و دو دوره ریاست جمهوری حسن روحانی هیچ تغییر مثبتی در زندگی اکثریت مردم کشور به‌وجود نیامده است و اکثریت جامعه دیگر در عرصه سیاسی و انتخاباتی جایی برای خود پیدا نمی‌کنند و اعتمادها به حکومت از بین رفته است.

روشی که من سرمایه داری فاجعه را تعریف می کنم بسیار ساده است: نشان می دهد که چگونه صنایع خصوصی بطور مستقیم از بحران های کلان سود می برند. سود زایی از جنگ ها و فاجعه ها موضوع جدیدی نیست اما واقعا در دولت بوش پس از یازده سپتامبر عمیق تر شده بطوری که دولت آنرا بحران امنیتی پایان ناپذیر اعلام و همزمان آن را ضمن خصوصی سازی در جهان اجرا کرد- دولت نظام امنیتی خصوصی شده را هم در داخل و هم در دو کشور اشغال شده عراق و افغانستان بکار بست.

جای تعجب نیست وقتی می‌بینیم که بعضی کشورها تلاش می‌کنند تا شبکه اینترنتی مستقل و جداگانه خود، با رسانه‌های مجزای مجازی خویش را تشکیل دهند. آن‌ها از این طریق نه فقط از «کنترل» کلان سرمایه‌داری جهانی بر تکنولوژی ممانعت می‌کنند، روان و افکار مردم خویش را از صدمات پروپاگانداهای مستمر و مسموم به دور نگه می‌دارند، بلکه در عین حال صداهای متنوع دیگری را به رنگین کمان دیسکورس‌های متنوع جهانی اضافه می‌نمایند.

- مصاحبه فصلنامه مُروا با یک دانشجو در ایران

-
دانشگاه ضد انقلاب- هربرت مارکوزه و سرکوب جنبش‌های اعتراضی دانشجویی

- جنبش‌های اجتماعی و ضرورت تدوين يك استراتژی مشترك

- اعتراضات دانشجویی؛ انتخاب میان مرگ و آزادی

-
مصاحبه با نائومی کلاین - کرونا ویروسِ بهترین هدیه برای "سرمایه داری فاجعه " است

- تکنولوژی هوشمند و "هک" کردن انسان ها...

حکومت در چهار دهه‌ی گذشته با اعمال محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های بسیار مانع آزادی بروز استعدادها، امکانات، تولیدات و توزیع آثار موسیقی سبک‌های مختلف شده است. از هر وسیله‌ای برای عدم مشروعیت هنر، موسیقی و فرهنگ دمکراتیک، متنوع، مدرن و امروزی تلاش زیادی کرده است. اما واقعیت سخت زندگی، فرهنگ، مطالبات نسل‌های جوانتر، وضعیت جهانی و تکنولوژی‌های مختلف، اینترنت و...، چنین سیاست‌های سرکوبگرانه‌ای را محدود و تضعیف کرده است. نوجوانان و جوانان در عرصه‌ی جامعه بسیاری از ارزش‌های حکومتی و اسلامی را این دنیایی و امروزی نمی‌دانند

در ایران نوجوانان و جوانان تلاش کردند تفاوت‌های خود را به شکلی که دوست داشتند نشان دهند. چنین روحیه‌ای جزیی از رفتار و زندگی جوانی است و جوان به دلیل موقعیت سنی‌اش کوشش می‌کند که مثل دیگری نباشد در حین این که از موسیقی و آثار دیگر هنرمندان در جهان استفاده می‌کند. و در اوایل کار کمی به دنبال شبیه‌سازی می‌رود، اما در ادامه خودش است و دنیای خودش. در چنین فضایی و با چنین روحیه‌ای ما شاهد هستیم که موسیقی نمی‌تواند از بین رود و در ایران هر چه جلوتر آمدیم حکومت مجبور شد در برابر نیروی بزرگ نوجوانان، جوانان، زنان و دختران عقب بنشیند.

در مورد خیابان موضوع کاملاً متفاوت است. یک موزیسین خیابانی، در یک خیابان شلوغ، با انبوه مخاطبان اطرافش، وسط یک اجرای شاد، هر آن ممکن است چیزی بخواند که با تمایلات سیاسی و ایدئولوژیک حکومت هم‌خوان و همساز نباشد. در جامعه‌ی منسدد ایران، این اتفاق برای دستگاه سرکوب یک کابوس است: تبدیل یک موسیقی معمولی خیابانی به آغازگر یک اعتراض خیابانی!