چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۲ می ۲۰۲۱

جوانان

موسیقی به انسجام اجتماعی کمک می‌کند و از این طریق اثر بخشی فعالیت‌های گروهی را افزایش می‌دهد. آوازهای کار و جنگ، لالایی و سرودهای ملی، خانواده‌ها و گروه‌ها یا کل یک ملت را به هم پیوند می‌دهند. به همین ترتیب موسیقی ممکن است وسیله‌ای برای کاهش استرس اجتماعی و پرخاشگری باشد. این عقیده که موسیقی ممکن است به عنوان یک همبستگی اجتماعی عمل کند، طرفداران بسیار دارد.

در جهان، هر گاه قسمتى از هنر، با آرمانهاى جامعه و طبقه ى سرمايه دارى و حتى اغلب، طبقه متوسطى كه سوداى بالا كشيدن خود به سطح اقتصادى بالاترى را داشت، همگام نميشد، هنر زير زمينى تولد ميافت. هر گاه سرمايه گذاران و كمپانى هاى هنرى و در اين عرصه، شركت هاى توليد موسيقى، نگاه مثبتى به ماهيت كيفى معناگراى اثر نداشتند، موسيقى زيرزمينى، تولد ميافت. در ايران، وضع بدتر هم بود! زيرا كه به صف اين قبيل مخالفان، حكومت هم اضافه ميشد!

پس از به گروگان گرفته شدن انقلاب ۵۷ توسط بنیادگراهای مذهبی تلاشی وسیع در نابودی و یا حداقل به حاشیه بردن این دو عنصر مهم فرهنگ ایرانی کردند و در همه‌ی این سال‌ها در تلاش برای ایجاد یک فرهنگ آمیخته به عرفان مذهبی و موسیقی به اصطلاح عرفانی مذهبی کردند که بتوانند جامعه را از این دو شاخصه‌ی فرهنگی ایرانی تهی کنند.

در پایان جنگ اول جهانی، در حالی که سرود انترناسیونال را بلشویک‌ها، تروتسکیست‌ها و سایر سوسیالیست‌ها استفاده می کردند، شورش کارگران آلمانی 1918-1919 از یک سو زیر فشار پلیس، و از سوی دیگر به علت تضادهای استراتژیک و تاکتیک‌های داخلی رهبران شورش سرکوب شد. یک قرن بعد، جامعه شناس آمریکایی، "تاد گیتلین" در مقاله ای بنام «موسیقی گمشده‌ی چپ»، شکست مربوطه را تحلیل می کند و یکی از دلایل شکست را نبود سرودی که بتواند اعتراضات را یکدست و متحد کند مطرح می کند

در این شماره می خوانید:                                                                                                                                                                                               

 مقدمه: در رابطه با اعترضات اخیر در ایران؛

- سرمقاله: موسیقی زبان حسی اعتراض و امکان عبور از تبعیضات و مرزهای تصنعی

- چرا به موسیقی گوش می‌کنیم؟

- «زن بودن و خواننده بودن»؛ دو جرم مضاعف برای خوانندگان زن ایرانی:

- نگاهی به نظرات آلن بدیو در مورد موسیقی؛

- سایت‌های موسیقی، تاریک خانه‌ی اشباحی که تیشه به ریشه‌ی موسیقی زیرزمینی می‌زنند!؛

و ...

 

در آغاز نوشته فکر می کردم که می توان از طریق راه اندازی سایتی صرفا در ارتباط با مسئله جوانان ایران بتوان دریچه ای شادی بخش بسوی جوانان باز کرد و راه بارکه ای برای ارتباط این نسل با نسلی که ما باشیم پیدا نمود. فکر می کردم هرکدام از جریانهای سیاسی می توانند با تکیه به متخصصان علوم اجتماعی و روانشناسی که دور بر خود دارنددست به پرپائی کنفرانس هایی بطور مشخص در رابطه با مسائل و مشکلات جوانان به زنند و به راه جوئی برخیزند.

هر شبکه، هر رسانه که قدمی درجهت شادی بخشیدن به دنیا ی جوانان ایران قدم بر دارد استقبال می کنم. ازهر برنامه ای که سبک زندگی غربی را برای جوان ایرانی گیر کرده در الگوی متحجر و ابتر جمهوری اسلامی تبلیغ می کند استقبال می کنم.

با وجود کشمکش حاکمیت ومردم سر دامنه، سرعت و آزادی انیترنتی و سرسختی که حاکمیت نشان می دهد، حکومت اسلامی ارزش و تاثیرابزار و دنیای دیجیتالی را بسیار خوب می فهمد. سال هاست که بودجه های کلان برای سامان دهی دیجیتالی صنایع نظامی خود تخصیص می دهد. ساده لوحانه خواهد بود اگر تصور شود که از نقش شبکه های اجتماعی در فضای سیاسی و هدایت افکار جوانان غافل است!

انعکاس و گسترش این نقل قول که خامنه ای وفرماندهان سپاه گفته بودند" اگر به بهای کشتن همه تظاهرات کنندگان هم شده این حکومت باید حفظ شود."همراه آن سرکوب کور و وحشیانه!روحیه مردم علی الخصوص جوانان را شکست و آن ها از وسط خیابان ها به کنج خانه هاکشاند ! و این فکر نادرست حکومت خواسته که "هر کس باید به فکر خودش باشد."ضربه ای جدی به مبارزه مردم وارد کرد.

جوانهایی که نوع زندگیشان طوری است که آن را به طرف همان ادا اطوار لاتهای محله شان و طرف خلافکاری سوق می دهد. بخصوص جوانهای حاشیه نشین. جوان های بیکار آمده از شهرهای دیگر برای یافتن کار! کودکان و نوجوانان کار وِلو در خیابانها. که همین طور در هم میلولند . چند نفری در یک اطاق کوچک فاقد هر امکان زندگی میکنند. از هیچ کار خلاف روی گردان نیستند. هیچ مرزی را رعایت نمی کنند.