دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۲ آوریل ۲۰۲۱

گروه کار ملی - قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

این نوع رویکردها در خدمت دوستی، صلح و همبستگی ملتهای منطقه خاورمیانه نیست، بلکه در خدمت گسترش ناسیونالیسم کور و افراطی غیرمسئولانه ای است، که جز دامن زدن به دشمنی و نقار ملی در هر کدام از کشورها نتیجه دیگری ندارد.

شکوفایی تمدن بشری، حاصل جمعی تمامی زبان‌های دنیاست. زبان ضمن اینکه وسیله ارتباطی فرهنگی و ابزار تفکر جامعه است، در عین حال عامل تثبیت ملی و هستی فرهنگی، زبانی، اجتماعی یک ملت و یا متکلمان آن زبان است. زبان مادری همچنین، ثروت بزرگ و بی بدیلی از فولکلور، اندیشه و آفرینندگی و ارائه آن به جامعه بشری است. آموزش زبان مادری، نقش به سزایی در دوران کودکی در سلامت روانی و پیشرفت فکری و شکوفایی استعدادهای نهفته کودکان دارد و مهارت‌های بنیادی خواندن و نوشتن را افزایش و روند یادگیری را آسان می‌کند.

بر پایه تجارب تلخ تکراری طی چهار دهه گذشته، این نگرانی وجود دارد که بازداشت‌های اخیر از فعالان ملی و قومی، احتمالا خطر جانی برای آنان در پی داشته باشد. بر اساس پاره‌ای اخبار، بازداشتی‌ها در معرض اتهام‌های سنگین قرار دارند. مردم کردستان طی چهار دهه گذشته بارها تازیانه چنین یورش‌هایی را خورده‌ و از آن بوی خون شنیده‌اند. آنان هربار فرزندانی از خود را قربانی برنامه‌ها و تصمیمات امنیتی و انتقام جویی‌های سرکوبگران دیده‌اند.

زنده باد آرمان های ملی و دمکراتیک «دوی ریبه بندان» ( دوم بهمن۱۳۲۴ ) در هفتادوپنجمین سالگرد آن!

گروه کار ملی - قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

مواجهه ما با "مسئله ملی" در ایران، جنبه برنامه‌ای دارد و راه حل‌های پیشنهادی‌‌ در این زمینه‌، نه الگوبردارانه بلکه بر پایه فهم واقعیت‌های ایران و مولفه‌های تشکیل دهنده‌ و چند و چون موقعیت تاریخی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کل کشور و هر منطقه از آن است. متاثر از همین هم در تزهای زیرین کوشش شده است تا در تبیین موضوع و ارایه راه حل‌ها، بر ترم‌ها و فرمول‌هایی تکیه شود که دمساز و هم‌ساز با واقعیت متعین این مکان مشخص در زمانه و امروز آنند.

 در رابطه با پایگاه اجتماعی "مسئله ملی" کرد در ایران طی سه دهه گذشته، تحولات ساختاری قابل تاکیدی رخ داده است که شناخت آنها در سیاست گذاری این جنبش اهمیت دارد. با آنکه سیاست جمهوری اسلامی طی چهار دهه حاکمیت نظامی در کردستان اساساً امنیت‌ محور بوده و تمرکز بر سرکوب داشته و لذا خبر چندانی از عمران و تولید محوری در آن نبود، بافت اقتصادی و اجتماعی منطقه اما دستخوش تغییرات شده است.

علیرغم نفوذ عمیق شیعه در عرب‌های کشور، رویکرد ملی گرایی در آنها طی دو دهه اخیر رو به رشد گذاشته و گرویدن‌ به تسنن با گرایش "سلفی" میان بخش‌هایی از عرب‌های خوزستان مشهود است. این پدیده بیشتر جنبه واکنشی دارد و آن را نمی‌توان صرفاً با پروژه‌های کشورهای عربی رقیب جمهوری اسلامی که بجای خود واقعیت‌های انکارناپذیری هستند‌ توضیح داد.

آنچه که بیشتر در ترکمن صحرا رواج دارد و به چشم می‌خورد، نهضت پاسداری از فولكلور، موسيقى و ادبيات ترکمنی از طریق سربرآوردن انجمن‌ها و كانون‌هاي فرهنگى متعدد است. زیر پوست این جامعه، پتانسیل حس تبعیض فرهنگی و زبانی و انباشت فزاینده هویت ملی ترکمنی را باید دید که نشانه‌هایی از برآمدهای سیاسی در شرایط مساعد آتی به شمار می‌آیند.‌

جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته، جز یک رشته پروژه‌های نظامی و امنیتی در این منطقه "ژئو استراتژیک" و از جمله بندر استراتژیک چابهار، طرح عمرانی توسعه آفرین و فقر زدای چشمگیری در بلوچستان به اجرا نگذاشته است. سوختن کماکان بلوچستان در فقر و فاقه را باید نخستین مشخصه این منطقه از کشور دانست.

در آذربایجان، "مسئله ملی" وجود دارد و جدی هم است اما با این تفاوت که نظر به درجه پیشرفتگی‌ نسبت به همانندهای خود در کشور، "مسئله ملی" در آن گره‌خورده و هم‌پیوند با مبارزات اجتماعی است. به همین اعتبار، "مسئله ملی" در آذربایجان با بروزات آن در دیگر مناطق تحت تبعیض ملی کشور تفاوت‌هایی دارد و درآمیختگی تاریخی آن با نهضت چپ برجسته‌تر است.