چهارشنبه ۰۶ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۶ ژانویه ۲۰۲۲

بین‌المللی

با سرعتی که اوضاع در ماه‌های اخیر بدتر شده است، در صورت ادامه همان سیاست نرخ بهره، نمی‌توان راهی برای خروج از بحران دید. برای برخی از ناظران، ترکیه در حال فرو رفتن(سقوط) در یک مارپیچ نزولی است. دنیز اونال می‌گوید: "اگر اوضاع به همین منوال ادامه یابد، سناریوی بحران بدهی دولتی(قرض دولتی) و توسل ترکیه به صندوق بین المللی پول را نمی توان رد کرد." اما تناقض این است که اقتصاد ترکیه اکنون رشد شگفت انگیزی را نشان می دهد. به گفته بانک جهانی، این به لطف بازگشت پس از کووید به ۹.٥ درصد در سال ۲۰۲۱ افزایش یافت. تولید صنعتی ۱۱.۴ درصد افزایش یافت و هفدهمین ماه متوالی رشد خود را در نوامبر ثبت کرد.

امروز، دیگر نه تنها آمریکا به نفت عربستان سعودی جهت به چرخش انداختن اقتصاد خویش احتیاج ندارد، بلکه خود به صادرکننده نفت تبدیل شده است. با در نظر گرفتن وضعیت عمومی ژئوپولیتیک در کشورهای عربی، آمریکا چندان تمایل ندارد که عربستان را با سلاح های موثر و پیشرفته تری از اسرائیل مجهز نماید. این در شرایطی است، پادشاهی عربستان، در تلاش است تا توازن نظامی خویش را با کشورهای همسایه و رقیب، از قبیل ایران حفظ نماید.

میزان تراز تجاری ما بین ایران و پاکستان از دو سه میلیارد دلار در سال تجاوز نمیکند. این در شرایطی است که میزان صادرات ایران به پاکستان، بیش از دو برابر واردات از آن کشور می باشد. گرچه بر آورد میشود، تا با بسط تجارت تهاتری ما بین دو کشور، این میزان به موازات تجارت مرز نشینان پاکستانی- ایرانی، به میزان پنج میلیارد دلار در سال افزایش یابد. پتانسیل های مناسبات اقتصادی با بهروری متقابل برای هر دو کشور میتواند به مراتب بیشتر از اینها بوده باشد.

اردوغان در اوائل قدرت گرفتن، در حیطه سیاست خارجی با احتیاط عمل می کرد، ولی زمانی که محبوبیت او بیشتر شده و خیالش از طرف ابزار اعمال قدرت – مخصوصاً ارتش ترکیه - راحت تر می شد (با کمک پاکسازی ارکان فوقانی ارتش) برنامه وسیع و جسورانه دخالت در کشورهای همسایه، اتحاد کشورهای ترک زبان ( شامل جمهوری آذربایجان و کشورهای آسیای میانه )، مخالفت با اسرائیل و رقابت با جمهوری اسلامی را در پیش گرفت.

نگرانی‌هایی از جانب چپ وجود دارد که دولت بوریچ ممکن است با عرضه اصلاحات تدریجی درعین حفظ وضع موجود به یک کنسرتاسیون 2( ائتلافی از حزب‌های چپ مرکز در شیلی که در سال 1988 تاسیس شد و تا قبل از پیروزی پینه رای محافظه کار در سال 2010تمام انتخابات‌ها را درو کرد- مترجم) تبدیل شود. برنامه‌های او برای دربرگرفتن بازیگران جنبش‌های اجتماعی و بازیگران نهادی در دولت خود پرسش‌هایی را درباره این که آیا او به اندازه کافی شاخه زیتون قدرتمندی باقی بماند که ب‌تواند این هم بستران ناشناس را کنارهم حفظ کند مطرح می‌کند.

حکایت موفقیت‌های مالی در شیلی که بر کالاهایی مانند مس استوار است آن است که (درآمدآن)به دست اکثرشیلیایی ها نمی‌رسد. نیمی از ساکنان شیلی درماه کمتر از 400هزار پزو شیلی( 550 دلار امریکا) دریافت می‌کنند. مطالعه سازمان ملل در سال 2017 نشان می‌دهد که تنها یک درصد از مردم شیلی 33 درصد از تولید ناخالص ملی شیلی را کسب می‌کنند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی شیلی را در سال 2021 ، بانابرابری در اخذ مالیات، مشارکت کم زنان در بازار کار و هزینه‌های عمومی اندک در آموزش کودکان، به‌عنوان نابرابرترین عضو خود رتبه بندی می‌کند.

دراین وضعیت، مردم متقاعد شده اند که قدرتی برای تغییر امورندارند، و این امرسبب افسردگی جمعی شده است. هیچ کس زندگی خود را زندگی نمی‌کند یا دیگر توجهی به آینده ندارد. جنبش مردم درحال فرو رفتن به دوران بدی است: ممکن است ما درشرکت برای انتخابات تجدید قوایی ببینیم اما اکثر فعالان سیاسی ازشیوه های طبقه متوسط استفاده می کنند وشیوه های بدیلی برای برخورد با ضد انقلاب و نابرابری تدارک ندیده اند.

پیروزی کاسترو ضربه ای به قدرت الیگارشیک حزب ملی است، که کودتای ۲۰۰۹ را با کمک وزارت خارجه امریکا طراحی و اجرا کرد. کشور هرگز از اثرات کودتا بهبود نیافت، و در حقیقت، تحت حاکمیت حزب ملی، با افزایش خشونت و قاچاق موادمخدراوضاع خرابتر شد، درعین حال خوان اورلاندو هرناندز، رئیس جمهوردرحال خروج که مورد حمایت وزارت خارجه امریکا و دولت باراک اوباما بود، مستقیما از موسسات عمومی دزدی می کرد.

امروز شاهد پیروزی یک "سوسیالیست دمکراتیک" دیگر در شیلی هستیم که با رای مردم و در طی یک انتخابات آزاد و منصفانه به قدرت سیاسی دست یافت. او امروز معرف اکثریت جامعه شیلی است ولی بر خلاف تجربه های شکست خورده سوسیالیستی جهان در گذشته، از تمامی امکانات و حقوق اجتماعی و سیاسی اقلیت راستگرای بازنده انتخاباتی اخیر کشور دفاع خواهد کرد تا امکان فعالیت سیاسی کامل داشته و امید خود را برای پیروزی در دور بعدی از دست ندهند.

اجلاس پیرامون دموکراسی در حالی صورت گرفت که بایدن نه تنها روسیه را دعوت نکرد بلکه به ولادمیر پوتین علیه اشغال اوکراین هشدار داد. جو بایدن از ژائیر بولسونارو رییس جمهور راستگرا و افراطی برزیل و یا رهبران کشورهایی نظیر فیلیپین، اسراییل، پاکستان و لهستان، با وجود ایراد اتهام از سوی اتحادیه اروپا به عدم احترام به قانون، دعوت به عمل آورده بود. حضور تایوان در این اجلاس ظاهراً به دلیل "تقويت دموکراسی" در این کشور توجیه شده بود ولی در عمل این حضور در چهارچوب کشاکش های سیاسی بین این کشور و چین به منزله یک دهن کجی تمام عیار به حاکمان پکن باید ارزیابی شود.