دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۲ آوریل ۲۰۲۱

احزاب و سازمان‌ها

منصور بیات‌زاده در دوران نخست‌وزیری علی امینی که جبهه ملی ایران توانسته بود فعالیت‌های سیاسی خود را از سر گیرد، به جبهه ملی ایران پیوست و پس از سفر به آلمان در این کشور هم‌زمان عضو فعال جبهه ملی ایران و کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور بود. او دکترای خود را در رشته مردم‌شناسی و ژنتیک خون از دانشگاه ماینس دریافت کرد و مدتی نیز در این دانشگاه استادیار پژوهشگر بود.

دوران رهبری رفیق علی خاوری از جمله شامل سالهای فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم واقعا موجود بود. عواقب مخرب این فروپاشی و تاثیرات عمیق و منفی آن بر جنبش کمونیستی و کارگری جهان و احزاب برادر و بر بنیان های ایدئولوژیک این جنبش و احزاب، از آن جمله بر حزب تودۀ ایران، کم از یورش خائنانه و جنایت کارانه رژیم جمهوری اسلامی بر حزب نبود. رفیق علی خاوری نقش بی بدیلی برای حفظ ایدئولوژی حزب بر اساس جهان بینی مارکسیستی- لنینیستی ایفا کرد.

امسال زنان میهن ما در شرایطی به استقبال روز جهانی زن می روند که سیاست سرکوبگرانه و زن ستیزانه رژیم با عمده کردن مبارزه با "تهاجم فرهنگی " مانند طرح جدا سازی دختران و پسران در آموزشگاهها و دانشگاهای کشور، منع حضور دختران در بسیاری از رشته های دانشگاهی، جلوگیری از شرکت زنان در میادین ورزشی، نظارت همیشگی در کوچه و خیابان بر زنان تحت عنوان مبارزه با بد حجابی، دستگیری وسیع فعالان زن و احکام سنگین و محرومیت اجتماعی برای آنان ، جلوگیری از انتشار نشریات زنان و منع سفر فعالان زن به خارج ادامه دارد. بدیهی است که این روش ها بیش از پیش رسوا شده و حتی بخش بزرگی از زنان پیرو حکومت هم به اشکالی از این سیاست دوری می جویند.

به گمان ما هیچ حکومتی در نزاع های سیاسی- هویتی – امنیتی نبايد خواهان نابودی و یا تغییر حکومتی که عضو رسمی سازمان ملل متحد است، باشد. تغيير حکومت ها (و سیاستهایشان) تنها برعهده مردمان همان سرزمین (و نهادهای مشروع بین المللی) است. دیگر کشورها صرفا می توانند در چهارچوب قواعد و نهادهای بین المللی از مطالبات مردم حمایت کنند. تفاوتی نمی کند نام این کشور اسرائیل باشد و یا جمهوری اسلامی ایران. مردم تحت ستم و تبعیض فلسطین باشند و یا مردم ایران.

هم زمان، حزب ما، بر خلاف آن چه در برخی از کشورها و برخی نیروهای "چپ" و حزب های کمونیست روی می دهد، با دیدگاهی که طبقه بورژوا و حزب های آن را به نام "وحدت ملی" ترویج می کنند ، دیدگاه " ارتقا" جایگاه بین المللی کشور، هم نظر نیست. اول از همه، ما اعتقا داریم که با کسانی که طبقه کارگر و دیگر لایه های مردمی را استثمار می کنند هیچ "وحدت ملی" ای نمی تواند وجود داشته باشد. منافع بورژوازی در جهت مخالف منافع کارگران حرکت می کند و بین آن ها هیچ"اتحاد ملی" ای نمی تواند وجود داشته باشد.

باید به این اراده باور داشت و به دور از بازی‌های جناحی حاکمیت کلیت نظام را نشانه گرفت. جریانی که با دلبستگی و امید به عامل خارجی چشم انتظار سوغات آزادی سربازان آمریکایی است و از آن طریق برای تغییر رژیم حاکم بر ایران روزشماری می‌کند، همچنین جریانی که با هدف ظرفیت‌سازی سیاسی برای این نظام در بده و بستان‌های آن با امپریالیسم آمریکا از طریق بازی در میدان اصلاح طلبان حکومتی و مشارکت در نمایش انتخاباتی رژیم، مردم و نیروهای سیاسی را از «برهم خوردن مذاکرات برجام، ادامه تحریم‌ها و فلاکت اقتصادی بیشتر و حکومتی اقتدارگراتر» می‌ترسانند، فرسنگها از فرهنگ فدایی دور هستند و عملا بعنوان عوامل بازدارنده در شکل‌گیری و تعمیق جنبش اعتراضی مردم به ستوه آمده از استبداد حاکم بر ایران عمل می‌کنند.

خیزش‌های مردم در آبان‌ماه۹۶ و دی‌ماه ۹۸، گسترش دامنه‌ی مبارزات کارگران و زحمتکشان در سراسر کشور، مبارزات جنبش زنان و ابعاد ایستادگی مردم در برابر حکومت نشان دهنده‌ی آن است که نیروی تغییر در جامعه‌ی ما هم چنان زنده‌است و استبداد جمهوری اسلامی هم رفتنی است. هیچ نظام مستبدی در تاریخ پایدار نمانده‌است. جمهوری اسلامی هم استثنا نیست.

از این رو وقتی درباره امریکا و چین صحبت می کنیم، در باره دو نیروی دنیای سرمایه داری امروز صحبت می کنیم. چین، در حال حاضرعضو فعال تمام اتحاد های بین المللی امپریالیستی، مانند سازمان تجارت جهانی و بانک جهانی است، و از نزدیک با اقتصاد سرمایه داری جهانی مرتبط است. کافی است گفته شود که تنها اوراق بها دار امریکایی در دست چینی ها بر 1.1 تریلیون دلار بالغ می شود.

در شرایطی که اختلاس‌های میلیاردی و دزدی های نجومی بیداد می‌کنند، گرانی سرسام‌آور مایحتاج زندگی، فشار هر چه بیشتری به مستمری‌بگیران وارد می کند، بازنشستگان بعد از یک عمر کار و زحمت، این حق را دارند که زندگی شایسته‌ای داشته‌باشند. بازنشستگان خواستار آن هستند که مستمری به خط فقر رسانده شود، همسان سازی انجام پذیرد و خدمات درمانی رایگان به آنان تعلق گیرد.

همان‌طور که خود کارگران هفت تپه بارها به‌درستی بر تداوم مبارزه و ایستادگی تا به آخر تاکید کرده اند، کارگران راهی جز ایستادگی و تقویت همبستگی خود، جلب حمایت جنبش های اجتماعی و کسب و گسترش همبستگی های کارگری در پیش رو ندارند. کارگران هفت تپه باید بدانند که: "در زمین واقعی مبارزه" ترجیح وضعیت «بد» دولتی به وضعیت «بدتر» خصوصی، چاره‌ی کار آنان نیست. به عنوان یک تجربه، دست‌آورد مبارزات مشابه کارگران آرژانتین بعد از بحران اقتصادی این کشور در سال ۲۰۰۱، می‌تواند برای مشکلات امروز کارگران هفت تپه نیز ارزشمند باشد.