چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶
چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵
Septiembre 2026
جابر حسینی
پایان جنگ میتواند امکانهای تازهای برای جامعه ایجاد کند، در حالی که ادامهی آن میتواند همین امکانها را بیش از پیش محدود کند. بنابراین، فاصله گرفتن از باورهای گذشته به معنای کنار گذاشتن اصول و ارزشهای سیاسی نیست؛ به معنای آن است که بتوانیم واقعیت تغییرکرده را ببینیم، لحظهی حال را جدی بگیریم و بر اساس آن، دربارهی اولویتهای خود بیندیشیم.
حزب چپ ایران - فرانسه
به دعوت چهار انجمن: آزادی برای ایران، آوا، روژا و عدالت برای ایران راهپیمائی اعتراضی از میدان پلاس پانتئون به سمت پلاس ایتالی برای روز یکشنبه۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ در ساعت ۱۵ برگزار می شود. دعوت کنندگان بر مبارزه مشترک برای آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به اعدام و شکنجه و لغو مجازات اعدام، تاکید کرده و همبستگی خود را با مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و برای آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی و علیه جنگ و تجاوز نظامی امریکا و اسراییل علیه ایران اعلام کرده اند.
1 نظر
پوریا نایب
اگر پایان جمهوری اسلامی هدف است، نیروی اجتماعی تحقق آن کجاست؟ اگر سازمانیابی مستقل جامعه ضروری است، سازوکار آن چیست؟ اگر جنبشهای اجتماعی قرار است نیروی تغییر باشند، چگونه به یکدیگر متصل میشوند؟ اگر همکاری نیروهای سیاسی ضروری است، این همکاری چگونه به سازمانیابی واقعی در جامعه متصل خواهد شد؟ و اگر جنگ یکی از بحرانهای موجود است، چرا بخش اعظم تحلیل سیاسی حول مناسبات دولتها و قدرتهای منطقهای شکل گرفته، در حالی که مسئله قدرت اجتماعی مردم ایران هنوز از همان سطح از تحلیل برخوردار نیست؟
1 نظر
مهدی ابراهیم زاده
سؤال اصلی این است؛ چگونه و از چه راههایی میتوان از شرایط دشوار و خطرناک کنونی، بگونهای گذر کرد که امنیت و منافع ملی ایران تأمین شود؟ بدون شک هرگونه تلاشی که در مخالفت با جنگ و از سرگیری جنگ تازهای علیه ایران صورت گیرد، در این سمت خواهد بود. اما همزمان نکته نگران کننده در این است که جمهوری اسلامی از تعادلی که در منطقه بهنفع حکومت ایجاد شده بر خود غره شود و باز هم فرصتها را بسوزاند. هر اندازه این ایده که "هیچکس در منطقه به تنهایی امنیت نخواهد داشت" درست باشد، نمیتوان این گزاره که "ناامنی خود را با دیگران به اشتراک میگذاریم" را توجیه کند.
گای استندینگ
ویژگی دیگر پریکاریا درآمد بی ثبات و الگویی از درآمد است که با الگوی درآمدی همه گروه های دیگر تفاوت دارد. این موضوع را می توان با استفاده از مفهوم "درآمد اجتماعی" نشان داد. روشن است که مردم در همه جا باید با درآمدی که دریافت می کنند زندگی خود را بگذرانند. این درآمد ممکن است جریان پول یا درآمد غیرنقدی باشد، مانند کالاها و خدماتی که خود فرد یا یک خانواده تولید می کنند.
بهروز فدایی
مشروطه، زبان حق و انجمن را به جامعه داد؛ قفقاز، تجربه کارخانه و سوسیالدموکراسی را وارد کرد؛ انقلاب روسیه، افق سوسیالیستی و سازمان حزبی را گسترش داد؛ دولت رضاشاهی، از طریق صنعتیشدن، راهآهن و تمرکز اقتصادی، طبقه کارگر صنعتی را بزرگتر کرد؛ اما با سرکوب اتحادیهها و چپ، سازمانیابی مستقل آن را محدود ساخت؛ و سقوط رضاشاه در ۱۳۲۰ باعث شد نیروی اجتماعی انباشتهشده در دو دهه قبل با سرعتی کمسابقه به عرصه عمومی بازگردد
مصطفی کمالی
وقتی درآمد خانواده برای مسکن، غذا و درمان کافی نیست، هزینه آموزش به یکی از نخستین هزینههایی تبدیل میشود که حذف میشود. نتیجه میتواند ورود زودهنگام کودک به بازار کار، کار غیررسمی، ترک تحصیل و بازتولید فقر در نسل بعد باشد
سیامک کیانی
گرینلند در مرکز درگیریهای امپریالیستی امروزی است. این جزیره، که برای هزاران سال خانهی اینویتها بوده، اکنون به مهرهای در شطرنج ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ دگرگون شده است. بورژوازی دانمارک، که خود را پشتیبان دموکراسی و حقوق بشر مینمایاند، پشت درهای بسته، سرنوشت این سرزمین و مردم آن را به امپریالیسم آمریکا میفروشد. این فروش نه یک استثنا، بلکه قاعدهی سامان سرمایهداری امپریالیستی است. همانگونه که لنین گفت، سرمایهداری در مرحلهی امپریالیستی، جهان را به دامنههای نفوذ تقسیم میکند و برای تقسیم دوبارهی آن میجنگد.
علی جنوبی
اگر نفت در قرن بیستم موتور صنعتیشدن، حملونقل و قدرت نظامی بود، در قرن بیستویکم مفهوم امنیت انرژی گستردهتر شده است. مسئله فقط مالکیت یک میدان نفتی نیست ، مسئله این است که چه کسی منابع را استخراج میکند، چه کسی فناوری و سرمایه را در اختیار دارد، چه کسی مسیرهای انتقال را کنترل میکند، چه کسی بازار و قیمت را تحت تأثیر قرار میدهد و چه کسی میتواند در زمان بحران، دسترسی رقیب خود را محدود کند. از همین رو، قطببندی جدید جهان را باید تا اندازهای بر روی نقشه انرژی نیز خواند: میدانهای نفت و گاز، خطوط لوله، بنادر، تنگههای استراتژیک، پالایشگاهها، مسیرهای کشتیرانی، شبکههای مالی و حتی فناوریهای انرژی آینده، بخشی از جغرافیای قدرت جهانی شدهاند.
مسعود شبافروز
اعتماد میان ایران و آمریکا تقریباً به پایینترین سطح خود رسیده است. اما مسئولیت این وضعیت را نمیتوان تنها بر دوش یک طرف گذاشت. تهدیدهای نظامی واشنگتن و زبان تحقیرآمیز ترامپ، راه دیپلماسی را دشوارتر میکند. در مقابل، سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی، برنامه هستهای مناقشهبرانگیز و نبود شفافیت کافی نیز از عوامل اصلی بیاعتمادی طرفهای مقابل است.
نادیده گرفتن هر یک از این دو واقعیت، تحلیل را به تبلیغات سیاسی تبدیل میکند.
Paginación
- Página anterior
- Página 3
- Siguiente página