جمعه ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶
جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵

Septiembre 2026

محمدرضا نیکفر
نطق دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تاریخ ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ را می‌توان گونه‌ای بیانیه دانست، بیانیه‌ای در مورد اینکه وضع جهان از دید دسته‌ی حاکم بر آمریکا چگونه باید باشد. این بیانیه هراس‌آور است، به خاطر تهدیدهایی که متوجه جهانیان می‌کند، به ویژه اگر آن را برنامه‌ی یک ابرقدرت با نیرویی عظیم بدانیم. اما اگر به آن به عنوان رجزخوانی‌هایی برای پوشاندن افول قدرت هم گوش کنیم، باز باید ما را بترساند، از این نظر که این افول گویا قرار نیست به آرامی پیش رود بلکه با بسی درگیری‌‌ها و بحران‌ها همراه خواهد بود.
صادق کار
بە نظر می رسد کە دبیر شورای امنیت ملی راە و روش دیگری بە غیر از تهدید نمی شناسد و متوجە عواقب تهدیدهای این چنینی خود نیست. به‌همین جهت پیش از آن‌کە این تهدیدات، از حد تهدید فراتر برود و گزک به‌دست امریکا و اسرائیل و کشورهای مخاطب پیام سردار رضایی بدهد و وضعیت مردم و کشور را بغرنج‌تر از این کە هست بنماید، کسانی که در راس هرم قدرت هستند، لازم است ترمز جناب رضایی را کە در جای نادرستی نشاندە شدە است، بکشند و هندوانە‌هایی را کە بعضی‌ها زیر بغل ایشان گذاشتەاند، بردارد .
کانون صنفی معلمان ایران - تهران
کانون ضمن ابراز خرسندی از بازگشایی مدارس به‌صورت حضوری، بر این باور است که در شرایط کنونی، مدرسه به تقاطعی از بحران‌هایی چون بحران یادگیری، بحران حقوق و دستمزد، بحران فقر، بحران انرژی، بحران ایدئولوژی و بحران کیفیت آموزش تبدیل شده، به‌نحوی که کارکرد اصلی آن یعنی یادگیری در سایه‌ی این بحران‌ها قرار گرفته است.
حسین دولت‌آبادی
در فرهنگ فارسی سه واژه به سه معنا و مفهوم متفاوت وجود دارد: «مهاجرت»، «جلای وطن» و «تبعید»؛ مهاجرت هدفمند، آگاهانه، با تمهیدات و تدارکات قبلی‌صورت می‌گیرد و ترس و اجباری در آن نیست. جلای وطن اگرچه به اختیار و آگاهانه است، ولی انسان از بیم جان و زندان و شکنجه و اعدام یا بنا به دلایل دیگری بناچار تصمیم به‌‌ترک یار و دیار می‌گیرد و جلای وطن می‌کند، منظور وحشت و عدم امنیت جانی و مالی درمیهن خویش دلیل جلای وطن است و انسان در تنگنا و زیر فشار چنین تصمیمی می‌گیرد. و اما «تبعید» اجبار رسمی از سوی قدرت یا حکومت است.
1 نظر
گروه کار کارگری حزب چپ ایران
مطالب این شمارە:
شورای عالی کار در مورد دستمزد معجزە نخواهد کرد - صادق کار
بی ثباتان ‌- بخش هشتم - گای استندینگ
تبارشناسی تاریخی مبارزات و سازمان‌یابی نیروی کار در ایران از اصناف قاجاری تا جنبش کارگری مدرن - فصل دوم ـ قسمت سوم - بهروز فدایی
اظهار شرمساری شکم سیرها برای استادان دانشگاە ها نان نمی شود - صادق
و...
مسعود شب‌افروز
اگر ایران خانه همه ایرانیان است، چرا درِ این خانه برای همه به یک اندازه باز نیست؟ چرا بازگشت یک چهره شناخته‌شده به یک رویداد سیاسی و رسانه‌ای تبدیل می‌شود، اما میلیون‌ها ایرانی دیگر باید پیش از بازگشت به کشور درباره امنیت خود، احتمال بازداشت، ممنوعیت خروج، تشکیل پرونده قضایی یا برخورد نهادهای امنیتی نگران باشند؟ اینجاست که تفاوت میان گشایش سیاسی واقعی و نمایش گشایش آشکار می‌شود.
هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران
ایران در یکی از مقاطع پرمخاطره و سرنوشت‌ساز خود قرار دارد. جنگی که با تجاوز اسرائیل و آمریکا آغاز شد، اکنون وارد ماه هفتم شده و همچنان ادامه دارد. این جنگ بحران‌های انباشته شده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور را تشدید کرده، معادلات منطقه‌ای را دگرگون ساخته و آرایش نیروها را در داخل ایران تغییر داده است. ادامه جنگ، بیش از آنکه چشم‌اندازی برای حل بحران بگشاید، خطر گسترش آن به کشورهای منطقه و تحمیل هزینه‌های بیشتر بر مردم ایران را افزایش می‌دهد.
هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران
حق برخورداری از آموزش به زبان مادری نیز جزء جدایی‌ناپذیر حق آموزش و برابری شهروندی است. زبان مادری بعنوان پایه‌ای‌ترین شیوه ارتباط‌گیری و انتقال فکرو اندیشه بخشی از هویت فردی و جمعی بشمار میرود. محروم‌کردن کودکان از حضور زبان مادری‌شان در فرایند آموزش، شکوفایی فرهنگی و آموزشی آنان را محدود و احساس تبعیض و بیگانگی را بازتولید می‌کند. زیان‌های ناشی از ممنوعیت آموزش به زبان مادری همچنین جامعه را از امکان بهره‌گیری از توانمندی‌‌های مستتر در فرهنگ و زبانهای مختلف بی بهره میکند. ما بر به‌رسمیت‌شناختن حق آموزش به زبان مادری برای اتنیک‌های ایران، در کنار زبان فارسی به‌عنوان زبان مشترک، تأکید می‌کنیم. گوناگونی زبانی و فرهنگی تهدیدی علیه همبستگی جامعه نیست. به‌رسمیت‌شناختن و پاسداشت آن، پایه همزیستی برابر و داوطلبانه مردمان ایران است.
محمود میرمالک ثانی
به دو راهی می رسد، در جای خود می ایستد و به خود می گوید: معلومه داری چکار می کنی؟ پشت می کند و از راهی که آمده باز می گردد، در جلوی خانه اش می ایستد، پشتش را به دیوار تکیه می دهد و به ساعت فکر می کند، عقربه ها و شماره های ساعت در جلوی چشمانش ظاهر می شوند، بی اختیار به شمردن شماره ها مشغول می شود...