در اوایل دهه پنجاه با توجه به سرکوب روزافزون آزادیخواهان و روشنفکران و دانشجویان و آغاز جنبش چریکی و همچنین تاسیس حزب رستاخیز که امکان هرگونه فعالیت و ایجاد تشکلهای سیاسی و حتی صنفی را غیرممکن کردهبود، رژیم دریافته بود که احتمال شدت یافتن فعالیتها و مبارزات آزادیخواهان و عدالت خواهان افزایش خواهد یافت و مسلما دستگیریها نیز بیشتر خواهد شد. ازاینرو افزون بر زندانهای شهربانی که بعدا به کمیته مشترک تغییر نام داد، زندان قصر، قزل حصار، اوین و جمشیدیه نیاز بهزندانهای بیشتری خواهد بود و زندان قزل حصار نیز تعطیل شدهبود. از اینرو در منطقه گوهردشت در شمال شهر کرج اقدام به ساختن زندان جدیدی کرد که بهزندانیان سیاسی اختصاص داشته باشد. در مقطع انقلاب در سال ۵۷ ساخت این زندان هنوز تکمیل نشده بود. اما درسال ۶۰ حکومت اسلامی که وارث تمام زندانها شده بود، ساخت زندان را تکمیل کرد و از خرداد ۶۰ این زندان و اوین و دهها زندان دیگر در ایران تبدیل به مخوفترین شکنجهگاههای دنیا شدند. شکنجهگران این حاکمیت در شکنجه کردن گوی سبقت را از پیشینیان ربودند. در این زندان افزون بر شکنجههای توانفرسا هر شب دهها تیر خلاص به سر نوجوانان و جوانان شلیک میکردند و سپس این قاتلان مسخ شده و قسی القلب به نماز میایستادند و با عمال جنایتکارانه خویش مباهات میکردند. در سال ۶۰ افزون بر اعضای سازمان مجاهدین اعضای سازمانهای چپ را نیز مورد تعقیب و دستگیری قرار دادند و عده کثیری از اعضای این سازمانها را دستگیر و بعضی از این اعضا را تیرباران کردند.
درسال ۶۱ و ۶۲ بهدیگر سازمانها واحزاب چپ یورش بردند و زندان گوهردشت و اوین و زندانهای توحید و قزلحصار و تمامی زندانهای کشور آکنده از فعالین سیاسی شدند. شکنجهها بیحد و حصر و وحشیانه بود و اعدامها همچنان بدون وقفه ادامه داشت، جنایات حاکمیت در مرداد و شهریور سال ۶۷ بهاوج رسید. در این سال خمینی طبق فرمانی فتوا صادر کرد که زندانیانی که به حکومت اسلامی و دین اسلام باور ندارند، مهدورالدم و مستوجب اعدام هستند، زندان گوهردشت یکی از زندانهائی بود که قتل عام را باید از آنجا آغاز میکردند. خمینی پس از این فتوا چهار نفر از سر سپردگان خود را مامور محاکمه و کشتار زندانیان کرد و این چهار بهاصطلاح قاضی در طی یک محاکمه دو دقیقهای ۴۵۰۰ زندانی را که حاضر به پذیرش جمهوری اسلامی نشدند، محکوم بهمرگ کردند و این مبارزان مرگ را پذیرفتند و سرفراز سربدار شدند.
هیات مرگ برگزیده خمینی در آغاز مجاهدین را محاکمه کرده و سپس نوبت به اعضای سازمانهای چپ رسید و حتی زندانیانی که مدت زندانی آنان بهپایان رسیده بود نیز از دم تیغ جلادان در امان نماندند. گفتهها و نوشته درباره این قتلعام بسیار زیاد است که فقط به یک نکته بسنده میکنم. یکی از زندانیان که از این کشتار جان بهدر برده بود، از پشت پنجره یکی از بندها شاهد بوده که هنگامیکه اجساد جانباختگان را در درون کامیونها جای میدادند، اجساد این فرزندان مبارز میهن را با لگد میکوبیدند نا جای بیشتری باز شود. این صحنه تکان دهنده را فقط با جنایات نازیها میتوان مقایسه کرد.
نکاتی چند پیرامون زندان گوهردشت.
چهار سرسپرده خمینی که قاضی کشتار سال ۶۷ در زندان گوهردشت بودند عبارتند از نیری حاکم شرع و رئیس هیات مرگ، اشراقی دادستان تهران، رئیسی معاون دادستان تهران، پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات .
از دیگر مسئولین زندان گوهردشت داود لشکری مسئول امنیت زندان که بسیار خشن و هتاک بود و اطلاعاتی از زندانیان را در اختیار هیات مرگ قرار میداد؛ محمد مقیسه با نام ناصریان از مسئولین اصلی گوهردشت، حمید نوری دادیار زندان و مسئول انتقال زندانیان. حمید نوری در سال ۱۴۰۲ در سوئد دستگیر شد و بهجرم جنایت علیه بشریت به حبس ابد محکوم شد که پس از دو سال آزاد شد. این جنایتکار که شاهد اعدام و شکنجه هزاران زندانی بودهاست در محاکمهاش با کمال وقاحت اعلام کرد که حضار در بیرون دادگاه بلند صحبت میکنند و اعصاب مرا آزار میدهد.
از اواخر دهه ۶۰ بهتدریج زندانیان عادی را که دارای جرائم گوناگون مانند قتل و مواد مخدر و سرقت بودند، بهزندان گوهردشت منتقل کردند، اتفاقات گوناگونی در این زندان روی میداد که خود مباحث مفصل دیگری را میطلبد اما خلاصه وار بهچند مورد اشاره میکنم.
در زندان گوهردشت مواد مخدر بهمراتب آسانتر از بیرون زندان بهدست میآید.
باندها و دستههای زیادی در این زندان هستند که عامل پخش مواد مخدر و باجگیری از زندانیان هستند.
باندها گاهی با یکدیگر با انواع اسلحه سرد مانند قمه و چاقو و تیزی همچنین آب جوش دعوا میکنند و تاکنون چندین نفر در این دعواها کشته شدهاند.
تاکنون چند بار در زندان گوهردشت زندانیانی که محکوم بهاعدام شدهاند، یکی از همبندان خود را بهقتل میرسانند تا بتوانند در دوران رسیدگی به پرونده بیشتر زندگی کنند.
یکی از شنیعترین اعمالی که مسئولین زندان انجام میدهند موضوع(عروس) است وکیل بندها هنگامی که جوانی وارد زندان میشود این جوان را در اختیار سردسته باندها ولاتها قرا میدهند و مبلغی از آنان بابت معرفی عروس دریافت میکنند این جوانان اگر از خواستههای این لاتها سرپیجی کنند، شدیدا مورد ضرب و شتم و تهدید قرار میگیرند و حتی بعضی ناچار بهخودکشی میشوند. در بخش زنان نیز لمپنیسم ولات بازی بیداد میکند و باند بازی در این بخش نیز وجود دارد و تاکنون در نزاع بین باندهای زنان چندین زن کشته شدهاند.
زندان گوهردشت گنجایش ۳۰۰۰ زندانی را داراست اما گاهی تا ۱۵۰۰۰ زندانی را دربر میگیرد.
بدیهیست با تخریب زندان گوهردشت که رژِیم با افتخار نام رجائی بر آن نهادهاست، جنایات ۴۵ سالهای که دراین زندان روی داده، هیچگاه از حافظه مردم پاک نخواهد شد. یداله بلدی
افزودن دیدگاه جدید