رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۲۹ اوت ۲۰۲۶
شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵

دیدگاه‌ها

مسعود شب‌افروز
بحث درباره وضعیت جریان هوادار رضا پهلوی را نمی‌توان با تعداد تجمع‌ها، دنبال‌کنندگان شبکه‌های اجتماعی یا تبلیغات رسانه‌ای سنجید. مسئله مهم‌تر، یک پرسش سیاسی اساسی است: آیا رضا پهلوی توانسته است سرمایه خانوادگی، شهرت رسانه‌ای و محبوبیت بخشی از جامعه را به یک پروژه سیاسی دموکراتیک و سازمان‌یافته تبدیل کند؟ واقعیت‌های موجود پاسخ مثبتی به این پرسش نمی‌دهند.
تقی روزبه
پایان یک دوره تاریخی از مبارزه و کنشگری معطوف درک مشخصی از حق‌تعیین سرنوشت، و آغازدوره تاریخی با فهم نوینی از آن. بی‌گمان چالش‌های کنونی علیرغم فراز و فرودهای مرتبط با توازن قوا و تنگناها و تهدیدهای پیشارو چه بسا حامل فرصت‌های بالقوه تاریخی نیز هست. آن چه که مسلم است مطالبات به حق جنبش‌ها را برای همیشه نمی توان سرکوب و خاموش کرد. حتی در لابلای همین رویکردمظلوم عبدی نیز می توان بارقه‌های از از مقاومت و اجتناب از انحلال کامل مشاهده کرد.
عباد عموزاد
در نهایت، مسئله اصلی این نیست که ثروت عمومی باید دولتی باشد یا خصوصی. پرسش بنیادی‌تر این است که چه کسی بر ثروت عمومی قدرت دارد و آیا جامعه می‌تواند آن قدرت را کنترل کند؟ اگر پاسخ منفی باشد، ممکن است ثروتی که قرار بود متعلق به همه باشد، به منبع قدرت عده‌ای تبدیل شود. و شاید مهم‌ترین تناقض همین باشد: ثروت عمومی بدون قدرت عمومی، می‌تواند به سرمایه قدرت تبدیل شود؛ همان‌گونه که قدرت سیاسی بدون پاسخگویی می‌تواند از منابع عمومی برای بازتولید خود استفاده کند. از این منظر، نقد اقتصاد جمهوری اسلامی نه صرفاً نقد دولت است و نه صرفاً نقد سرمایه.
1 نظر
مسعود شب‌افروز
این مقاله می‌کوشد میان سه مفهوم متفاوت تمایز بگذارد: حق اخلاقی مقاومت، مشروعیت سیاسی مقاومت و وضعیت حقوقی مقاومت مسلحانه. این سه مفهوم الزاماً بر یکدیگر منطبق نیستند. ممکن است مقاومت در برابر استبداد از نظر اخلاقی و سیاسی قابل دفاع باشد، اما شیوه‌های اعمال آن همچنان تابع محدودیت‌های حقوقی و انسانی باشد.
2 نظر
در ایامی که مصلحت‌اندیشی و منفعت‌طلبی سکه بازار گردیده و دفاع از حقوق بشر در سایه منفعت اقتصادی و سیاسی معنا پیدا می‌کند، دکتر نوید کرمانی، شرق‌شناس، نویسنده و فعال سیاسی ـ اجتماعی، در طی نطقی بی‌سابقه در نزد فارغ‌التحصیلان و تازه‌نفسان ارتش آلمان که با حضور مقامات نظامی و امنیتی برگزار می‌شد، از رفتار دوگانه صدر اعظم آلمان، فریدریش مرتس، در واکنش به جنگ و دخالت‌های آمریکا و اسرائیل با ایران گلایه کرد و عملکرد دولت آلمان را در سیاست خارجی و دفاع از کرامت انسان و دموکراسی مورد سؤال قرار داد و فریاد برآورد که جناب صدر اعظم، تفسیری نسبی‌گرایانه و منفعت‌طلبانه از مفهوم حقوق بین‌الملل دارد؛ به‌گونه‌ای که اگر متحدین آلمان آن را انجام دهند، تحمل و نادیده گرفته می‌شود و بدان عنوان «کار کثیف» داده می‌شود.
مسعود شب‌افروز
سپاه از روز تأسیس، پیش از آنکه نهادی برای دفاع کلاسیک از مرزهای ملی باشد، نهادی برای پاسداری از انقلاب اسلامی و حفظ نظام جمهوری اسلامی بوده است. کارنامه چهار دهه گذشته نیز نشان می‌دهد که این نهاد نه‌تنها در سرکوب مردم نقش محوری داشته، بلکه با سیاست‌های منطقه‌ای و نظامی خود، ایران را بارها در معرض بحران، تحریم و رویارویی نظامی قرار داده است.
مسعود شب‌افروز
در ادبیات سیاسی اپوزیسیون ایران، نزاع بر سر واژه‌ها صرفاً یک بحث زبانی یا آکادمیک نیست. انتخاب واژه‌ها، در بسیاری موارد، بازتابی از انتخاب سیاسی و تعیین‌کننده‌ی نوع رابطه ما با ساختار قدرت است. به همین دلیل، پرسش از اینکه «سرنگونی»، «گذار»، «عبور» یا «پایان جمهوری اسلامی» کدام‌یک را باید به کار برد، پرسشی درباره‌ی هدف، مسئولیت و چشم‌انداز سیاسی است.
مسعود شب‌افروز
در ادبیات سازمان‌های سیاسی، «سانترالیسم دموکراتیک» دست‌کم در تعریف نظری خود، تلاشی برای ایجاد توازن میان آزادی بحث و وحدت در عمل بوده است: آزادی نقد و گفت‌وگو، مشارکت اعضا در تصمیم‌گیری، رأی‌گیری دموکراتیک و سپس اجرای منسجم تصمیمات.
3 نظر
تقی روزبه
با هجوم ناگهانی دهها هزار مهاجر پناهنده به قلمرو اسپانیا در منطقه خودمختار سئوتا در مرز دریائی با مراکش، که طی آن دهها جوان جان عزیزشان را در دریا از دست دادند*، بار دیگر بحران مزمن و دیرپای مهاجرت و پناهندگی برای چند روزی به یکی از خبرهای مهم اروپا تبدیل شد. و حتی دولت ماکرون آمادگی خود را برای کمک به اسپانیا در صورت نیاز اعلام کرد.
تقی روزبه
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، می‌گوید که به درخواست ایران و شماری از کشورهای خاورمیانه با لغو حمله آمریکا و اسرائیل به ایران موافقت کرده است؛ مشروط بر اینکه به‌سرعت توافقی حاصل شود. او تاکید کرد که چارچوب این توافق شامل بازگشایی فوری و کامل تنگه هرمز و پایان به گفته او «تهدید هسته‌ای ایران» است و اسرائیل نیز به این تصمیم پیوسته است. این اظهارات پس از چند روز تهدیدهای تازه آمریکا علیه ایران، گزارش‌ها درباره احتمال حمله گسترده به تاسیسات انرژی و تلاش کشورهای منطقه برای جلوگیری از تشدید درگیری‌ها مطرح شده است.
مسعود شب‌افروز
اعتراض‌های پراکنده، هرچند ضروری و ارزشمند، به‌تنهایی قادر به متوقف کردن ماشین اعدام نیستند. تجربه جنبش‌های موفق حقوق بشری در جهان نشان می‌دهد که تنها اعتراض‌های سازمان‌یافته، مستمر و فراگیر می‌توانند هزینه سیاسی نقض حقوق بشر را برای حکومت‌ها افزایش دهند و آنان را ناگزیر به عقب‌نشینی کنند. از این‌رو، مخالفت با اعدام در ایران باید از سطح واکنش‌های مقطعی فراتر رود و به یک جنبش پایدار و جهانی تبدیل شود.
جابر حسینی
در جامعه‌شناسی، زمان‌پریشی به این معناست که مفاهیم، ارزش‌ها، نهادها یا شیوه‌های اندیشیدن متعلق به یک دوره تاریخی را به دوره‌ای دیگر منتقل کنیم، یا با معیارهای یک دوره درباره دوره‌ای دیگر داوری کنیم، بی‌آنکه شرایط تاریخی و اجتماعی هر دوره را در نظر بگیریم. به باور من، آقای موسی غنی‌نژاد و بخشی از همفکران ایشان در نقد چپ، گرفتار چنین رویکردی شده‌اند. مسئله اصلی در اینجا صرفاً اختلاف نظری با چپ نیست، بلکه نوع نگاه به تاریخ و تحولات فکری است. زمان‌پریشی باعث می‌شود چپ امروز با تصویری که از چپ قرن بیستم باقی مانده سنجیده شود و تحولات چند دهه اخیر آن نادیده گرفته شود.
تقی روزبه
در چنین شرایط حساسی، بیش از هر زمانی مخالفت با جنگ و وجود جنبشی نیرومند علیه آن و دفاع آتش بس فوری و بی‌قیدوشرط و پایدار و گفتگو باهدف برقراری صلحی عادلانه برای رفع این خطر چه برای مردم ایران و چه منطقه و جهان و تحمیل آن به رژیم ایران و دولت آمریکا بیش از هر زمانی ضرورت دارد. در همین رابطه تشکیل یک جنبش-جبهه، یا جبهه جنبشی و متکی بر عاملیت مردم ایران علیه جنگ و سیاست‌‌های جنگی از هر دو سوی جنگ، علاوه بر منطقه و جهان بویژه در خود ایران نیز اهمیت دارد و وظیفه مقدم کنشگران و فعالان مدافع صدای سوم را تشکیل‌ می‌دهد*.  
حمید قادر
تحلیل عمیق و مادی این بحران نشان می دهد که طبقه کارگر و توده های تحت ستم ایران، به واسطه واقعیت سرسخت توسعه ناموزون و مرکب، همواره بیشترین بار مصائب اقتصادی، استثمار و سرکوب را به دوش کشیده اند و دقیقاً به همین دلیل، تنها نیرویی هستند که منافع واقعی شان در استقلال کامل، گسست از مناسبات بازار آزاد نئولیبرالی و برچیدن هرگونه ستم طبقاتی، جنسیتی و ملی نهفته است.
سیامک کیانی
پرولتاریای ایران، همانند پرولتاریای روسیه در ۱۹۱۷، باید خود را در یک حزب یگانه‌ی طبقه‌ی کارگر یا در یک گردان پیشاهنگ انقلابی سازمان دهد، باید سرشت دولت سرمایه‌داری وابسته و دیکتاتوری دینی را درک کند، باید بداند که بورژوازی هرگز داوطلبانه قدرت را واگذار نمی‌کند و راه آشتی و پارلمان در کشوری که انتخاباتش نمایشی و نهادهایش در بند سرمایه و ارتش و امنیت است، به جایی نمی‌رسد. تنها درهم شکستن دولت کهنه و ساختن شوراهای کارگری و مردمی است که می‌تواند زمینه‌ساز دگرگونی راستین باشد.
مسعود شب‌افروز
کنگره آزادی ایران تنها زمانی می‌تواند به یک نیروی اثرگذار در آینده سیاسی ایران تبدیل شود که تکثر را نه بهانه‌ای برای انفعال، بلکه سرمایه‌ای برای تصمیم‌گیری، مسئولیت‌پذیری و اقدام مشترک بداند. رسالت این کنگره، تبدیل تنوع نیروهای دموکراسی‌خواه به اراده‌ای مشترک برای ساختن ایرانی آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر حقوق شهروندی است؛ رسالتی که تنها با شجاعت در تصمیم‌گیری، تحمل تفاوت‌ها و وفاداری به قواعد دموکراتیک تحقق خواهد  یافت .
نادر عصاره
قطار این تشکل از ایستگاه «اتاق گفتگو و دیالوگ گرایشات فردی و جمعی متکثر با هدف دستیابی به وفاق» عبور کرده است. چالش پیش‌رو دیگر ایفای نقش چتری فراگیر نیست، بلکه تثبیتِ جایگاه خود به‌عنوان یک بازیگر سیاسی تازه در میان رقبای موجود است. البته، پاسخ همین پرسش، مسیر یک‌ساله آینده کنگره را تعیین خواهد کرد.این سناریو، شانس موفقیت “کنگره آزادی ایران ” را،  که ضروری تلقی  و‌مورد استقبال واقع شد، از بین می برد.
1 نظر
سیامک کیانی
ما با چهره‌ی تازه‌ای از فاشیسم روبه‌رو شده‌ایم. در این شکل نوین، سرمایه‌های بزرگ و قدرت‌های سیاسی با هم متحد می‌شوند و برای پاسبانی از این پیوند و ایستادگی در برابر جنبش‌های مردمی، از خشونت و سرکوب بهره می‌گیرند. تنها ناهمسانی در ابزارهاست: الگوریتم‌ها، داده‌های بزرگ و هوش ماشینی.
1 نظر
مسعود شب‌افروز
درگذشت سناتور آمریکایی لیندزی گراهام، صرف‌نظر از ارزیابی جایگاه او در سیاست داخلی ایالات متحده، بار دیگر شکاف‌های عمیق در میان نیروهای اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور را آشکار کرد. آنچه بیش از خود این رویداد جلب توجه کرد، حجم گسترده پیام‌های سوگواری، ستایش و تجلیل از سیاستمداری بود که بخش عمده‌ای از شهرت خود را مدیون دفاع سرسختانه از مداخله نظامی، افزایش بودجه نظامی آمریکا و اتخاذ سیاست‌های تهاجمی در خاورمیانه بود.
بهروز شوقی
در حملات اخیر آمریکا به کشورمان، بار دیگر آشکار شدکه یکی از اهداف مهم امپریالیسم، تمرکز بر جنوب ایران است. به همین دلیل، بخش عمده حملات خود را متوجه شهرهای جنوبی، صنایع و زیرساخت‌های این مناطق کرده است. از این رو، آمریکا می‌داند که جنوب ایران بیش از سایر مناطق، از اهمیت راهبردی برخوردار است. البته این بدان معنا نیست که دیگر شهرها، به‌ویژه شهرهای بزرگ و زیرساخت‌های آن‌ها، از حملات آمریکا در امان خواهند بود؛ همان‌گونه که در جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه شاهد عملیات جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل بودیم.
2 نظر
امیر رزاقی
جنگ موجب افزایش ریسک ژئوپلیتیکی و جهش قیمت نفت شد؛ به‌ویژه با تشدید نگرانی‌ها درباره بسته شدن تنگه هرمز، بازارهای انرژی با شوک قیمتی مواجه شدند. با اعلام آتش‌بس، بخش مهمی از این ریسک کاهش یافت و قیمت نفت نزولی شد. این واکنش صرفاً یک پیامد طبیعی بازار نبود، بلکه برای اقتصاد آمریکا نیز اهمیتی راهبردی داشت؛ زیرا کاهش قیمت نفت به مهار فشارهای تورمی کمک می‌کند و امکان کاهش نرخ بهره را برای بانک مرکزی آمریکا فراهم می‌سازد. آتش‌بس و بازگشایی مسیرهای کشتیرانی نیز از عوامل مؤثر در آرام شدن بازار نفت بودند.
علی کارون
در روند سخن پیرامون واقعه ۷ تیر۱۳۶۰ ، این امر کاملا برجسته است که این پدیده ، تقابل و تسویه حساب داخلی در روند تثبیت یک نظام حکومتی فاشیستی-مذهبی است که دیر یا زود میبایست آغاز می‌شد و همچنان ادامه میافت که این نیز گردید . ۷ تیر ۱۳۶۰ تنها نقطه آغاز بود و تا امروز نیز این تسویه حساب‌های داخلی ادامه دارد ، و تا زمانیکه این رژیم فاشیستی -مذهبی حاکم بر ایران است ادامه خواهد داشت .
1 نظر
جابر حسینی
نکته اصلی مقاله نیکفر، ضرورت نوعی سیاست چاره‌جو و واقع‌بینانه برای عبور از چرخه فقر، استثمار و جنگ است. اما پرسش کلیدی این است که این سیاست در وضعیت مشخص امروز ایران چگونه باید ترجمه سیاسی شود و چه گزینه‌هایی را پیش روی جامعه قرار می‌دهد. در این چارچوب، مسئله سیاست نه در سطح آرمان‌های کلی، بلکه در سطح انتخاب‌های واقعی و محدود قابل فهم است. از این منظر، انتخابات و گزینه‌های موجود، حتی اگر کامل نباشند، بخشی از میدان واقعی سیاست‌اند و نمی‌توان آن‌ها را صرفاً به دلیل ایده‌آل نبودن کنار گذاشت.
1 نظر
مسعود شب‌افروز
روز پدر در تقویم‌ها شاید تنها مناسبتی برای قدردانی از مهر و فداکاری پدران باشد، اما در متنِ پررنج و پرحادثهٔ سرزمین ما، این روز معنایی ژرف‌تر و باشکوه‌تر می‌یابد؛ معنایی آمیخته با عشق، ایثار، درد، مقاومت و افتخار.
پدر بودن همواره به معنای تکیه‌گاه بودن است؛ اما شکوه این جایگاه زمانی به اوج می‌رسد که قامت یک پدر با آرمان‌های بزرگی چون آزادی، عدالت و کرامت انسانی درآمیزد و مسئولیت او از مرزهای خانواده فراتر رفته، سرنوشت یک ملت را در بر گیرد.
باقر ابراهیم زاده
از نگاه وجدان های بیدار و آگاه و  نیروهای چپ، صلح‌طلب و ضدجنگ، مهم‌ترین دستاورد این تفاهم‌نامه در شرایط کنونی آن است که خطر ادامه بمباران‌ها، گسترش جنگ و کشته شدن شمار بیشتری از مردم، را  دست‌کم در کوتاه‌ مدت، کاهش می‌دهد. توقف جنگ یک ضرورت انسانی است و هیچ نیروی مترقی نمی‌تواند از ادامه بمباران، ویرانی شهرها و کشتار مردم دفاع کند. از این منظر، هر توافقی که بتواند سایه جنگ را از سر مردم دور کند، شایسته حمایت و استقبال است.
سیامک کیانی
بسیاری هنگامی که واژه‌ی «فاشیسم» را می‌شنوند، به هیتلر، موسولینی و رژه‌های نظامی سده‌ی بیستم می‌اندیشند. اما فاشیسم تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ درونمایه‌ی آن همواره یکسان است: تمرکز قدرت، سرکوب مخالفان، مهار افکار عمومی و دگردیسی دروغ به حقیقت از راه تبلیغات، دشمن‌پنداری یا بزرگ‌نمایی دشمن. فاشیسم امروز خود را پشت واژه‌هایی چون «امنیت»، «خطر دشمن» و «منافع ملی» پنهان می‌کند.
1 نظر
سیامک کیانی
داستان احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو تنها درباره‌ی سه سیاستمدار نیست. این داستان درباره‌ی دو نگاه ناهمسو به سیاست است. یک نگاه می‌گوید مردم ناتوان‌اند و باید برای آنان تصمیم گرفت؛ خواه از سوی رهبران دینی، خواه از سوی بیگانگان. نگاه دیگر می‌گوید مردم، با همه‌ی گوناگونی‌های خود، تنها صاحبان واقعی کشورند و هیچ نیرویی حق ندارد جای آنان تصمیم بگیرد. «چپ» ایرانی اگر بخواهد به این اصل وفادار بماند، باید هم‌زمان در برابر دو شکل خودکامگی بایستد: ستم دینی و طبقاتی در درون، و استعمار بیرونی.
مسعود شب‌افروز
در شرایطی که اپوزیسیون ایران سال‌ها از پراکندگی، رقابت‌های فرسایشی و فرهنگ حذف متقابل آسیب دیده است، شکل‌گیری چنین پلتفرمی را می‌توان تلاشی در جهت عبور از این چرخه فرساینده دانست. تجربه‌های گذشته نشان داده‌اند که هیچ جریان سیاسی به تنهایی قادر به نمایندگی همه جامعه ایران نیست و موفقیت هر پروژه دموکراتیک در گرو توانایی ایجاد همکاری میان نیروهای متنوع سیاسی و مدنی است .
مسعود شب‌افروز
رضا پهلوی در سال‌های اخیر کوشیده است تصویری مدرن، سکولار و دموکراتیک از خود ارائه دهد و نقش خود را نه به عنوان «پادشاه آینده»، بلکه به عنوان «تسهیل‌گر گذار» تعریف کند. اما بخشی از بدنه هواداران و جریان‌های پیرامونی او همچنان در ادبیات اقتدارگرایانه، رهبرمحور و نوستالژیک باقی مانده‌اند. این شکاف میان گفتمان رسمی و رفتار بخشی از هواداران، پارادوکسی عمیق ایجاد کرده است.
تقی روزبه
بهرحال پرونده این موضوع بازاست و از قضا با پرسش‌گری و فشارافکارعمومی و نیروهای پیشرو و هشدارها و انتقادهای سازنده و تأکید برشفافیت، چه بسا بتوان گروه‌های کرد را- که از اعتبار و نفوذنسبی تاریخی برخوردارند وعموماهم در خیزش زن زندگی آزادی نقش مثبت و سازنده‌‌ای داشته‌اند، از وسوسه افتادن به دام این تله برحذر داشت.
سیامک کیانی
۹ مه ۱۹۴۵، روزی است که فاشیسم در اروپا شکست خورد. برلین واژگون شد، پرچم سرخ بر فراز رایشستاگ به اهتزاز درآمد و میلیون‌ها تن در خیابان‌های پاریس، لندن و مسکو نفس به آسودگی کشیدند. جنگی که جهان را به کام آتش کشیده بود، پایان یافت. ده‌ها میلیون کشته، شهرهای خاکستر شده، و اردوگاه‌هایی که ترس را به واژه «آشویتس» دوختند – همه برای این بود که سایه تاریک نازیسم برای همیشه از جهان به دور شود.
1 نظر
محمود عبدی
پرسشی که در این میان مطرح می‌شود آن است که با توجه به تجربه حکومت محمدرضا پهلوی ــ که بسیاری آن را نوعی حکومت اقتدارگرا می‌دانند و سرانجام با انقلاب ۱۳۵۷ پایان یافت ــ چه سازوکارهایی موجب شده است که بخشی از جامعه بار دیگر به چنین الگویی گرایش پیدا کند؟ آیا این گرایش ناشی از ضعف حافظه تاریخی است، یا باید آن را در چارچوبی پیچیده‌تر و از منظر روان‌شناسی اجتماعی تحلیل کرد؟
مسعود شب‌افروز
از انقلابی‌گری به احتیاط، و از احتیاط به تکرار استدلال‌هایی که در نهایت، به تثبیت همان نظمی می‌انجامد که زمانی قرار بود برچیده شود.این فقط تغییر موضع نیست—تبدیل یک پروژه رهایی‌بخش به نوعی مدیریتِ پذیرش وضع موجود است.
حمید قادر
درک ماهیت امپریالیسم واکنشی نیازمند بازگشت به این اصل بنیادین است که امپریالیسم تنها یک سیاست خارجی تهاجمی نیست، بلکه مرحله ای گریزناپذیر از تمرکز سرمایه است. طلوع امپریالیسم واکنشی در ایران، به دلیل ضعف در زیربنای صنعتی و انزوای مالی، انباشت قدرت را نه از طریق صدور سرمایه مولد، بلکه از طریق صدور بحران و ایجاد شبکه های نفوذ نظامی دنبال می کند.
علی کارون
باید به‌صراحت و عیان به تمامیان گفت که دوران جنایتکاریهای رژیم دیکتاتوری استبدادی فاشیستی سلطنتی پهلوی ۴۷ سال پیش بپایان رسید و مردم ایران این خاندان را به زباله‌دان تاریخ انداختند ، و تا به امروز همچنان و همواره این خاندان مزدور ، وطن فروش ... در زباله‌دان مانده اند و خواهند ماند