چهارشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶
چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

تشدید محاصره اقتصادی و آمادگی نظامی آمریکا با چه هدفی است؟

تشدید محاصره اقتصادی و آمادگی نظامی آمریکا با چه هدفی است؟

 

ترامپ و نتانیاهو جنگ را با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز کردند. به رغم حملات گسترده و خسارات سنگینی که به ایران وارد شد، این هدف محقق نشد. اکنون ترامپ می ‌خواهد با محاصره اقتصادی، تشدید تحریم ‌ها و آماده نگه داشتن نیروی نظامی، جمهوری اسلامی را به پذیرش توافقی وادار کند که محور اصلی و اولویت آن محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران است. 

توافق اسلام‌ آباد قرار بود راهی برای پایان دادن به جنگ و حل اختلافات باشد، اما اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و شروط دو طرف، آن را با بن‌ بست روبرو ‌کرد. جمهوری اسلامی می‌ خواهد رفع محاصره و فشارهای اقتصادی در اولویت باشد. آمریکا بر گرفتن امتیازهای هسته‌ ای تأکید دارد. ترامپ نمی‌ تواند بازگشایی تنگه هرمز را به‌تنهایی پیروزی خود معرفی کند، زیرا پیش از جنگ نیز این گذرگاه باز بود. او به توافقی نیاز دارد که دستاوردی فراتر از وضعیت پیش از جنگ داشته باشد و بتواند مدعی شود که برنامه هسته‌ ای جمهوری اسلامی را مهار کرده است. از همین رو، مسئله هسته‌ ای به محور اصلی و اولویت او تبدیل شده است.

اکنون تشدید محاصره اقتصادی، ابزار اصلی ترامپ برای شکستن مقاومت جمهوری اسلامی است. دولت آمریکا پس از محاصره دریایی بنادر ایران برای مختل کردن صادرات نفت و حمل و نقل دریائی، دامنه تحریم‌ ها را به راه‌ های دیگر انتقال کالا و کسب درآمد گسترش داده است. تحریم شرکت های هواپیمائی ایران و شبکه های تامین هواپیما، قطعات پروازی و تحریم راه آهن ایران و شرکت های مرتبط با حمل و نقل ریلی و خودروسازی ایران و شبکه‌ های مرتبط با آن ‌ها، بخشی از همین سیاست است. هدف کاهش درآمدهای حکومت، محدود کردن امکانات اقتصادی آن و بالا بردن هزینه ادامه رویارویی است تا جمهوری اسلامی به پذیرش شروط آمریکا تن دهد.

این فشار فقط به حکومت نیست. وقتی صادرات نفت مختل می‌شود، راه ‌های انتقال کالا محدود می‌ گردد و تحریم‌ ها بخش‌ های بیشتری از اقتصاد را در بر می ‌گیرد، زندگی مردم نیز دشوارتر می ‌شود. تورم، کاهش قدرت خرید، ناامنی شغلی و کمبود منابع اقتصادی، هزینه‌ ای است که جامعه ایران می‌ پردازد. ترامپ با تشدید این فشارها می ‌خواهد حکومت را زمین‌ گیر کند و توان مقاومت آن را کاهش دهد. اما مردم ایران از آن آسیب می بینند.

محاسبه ترامپ بر این فرض استوار است که اهرم تنگه هرمز نیز به‌ تدریج کارایی پیشین خود را از دست می‌ دهد. اختلال در رفت ‌و آمد کشتی ‌ها برای اقتصاد جهانی هزینه دارد، اما محاصره بنادر ایران و محدود شدن صادرات نفت نیز منابع حکومت را فرسوده می‌ کند. جمهوری اسلامی نمی‌ تواند فرض کند که تهدید تنگه هرمز برای مدت نامحدود همان اثر اولیه را حفظ خواهد کرد. ادامه این وضعیت هزینه ‌های منطقه ‌ای و بین ‌المللی دارد و می ‌تواند دولت ‌هایی را که ابتدا مخالف گسترش جنگ بودند، به همکاری امنیتی نزدیک ‌تر با آمریکا سوق دهد.

ترامپ همچنین توانسته است بخشی از دولت ‌های منطقه را در جهت فشار بر جمهوری اسلامی با خود همراه کند. هماهنگی سیاسی و امنیتی با برخی کشورهای همسایه، از جمله امارات و عربستان، برای دولت ترامپ اهمیت دارد. آمریکا می ‌خواهد دامنه فشار را از اقدام یک‌ جانبه خود فراتر ببرد و هزینه مقابله با ایران را در چارچوبی منطقه ‌ای تعریف کند. این همراهی به معنای توافق کامل همه دولت ‌های منطقه بر سر ادامه جنگ نیست. اما هرچه تهدیدهای ایران علیه مسیرهای انرژی، کشتی‌رانی و پایگاه‌های نظامی ادامه یابد، زمینه همکاری برخی از این کشورها با آمریکا بیشتر می ‌شود.

در کنار فشار اقتصادی و دیپلماتیک، آمادگی نظامی آمریکا برای اقدام دوباره در حال تقویت است. اعزام ناو هواپیمابر سوم، انتقال هزاران نیروی دیگر به منطقه و تمدید مأموریت بخشی از نیروهای مستقر، تحرکاتی نیستند که بتوان آن ‌ها را از سیاست فشار بر ایران جدا کرد. این اقدامات به آمریکا امکان می ‌دهند که در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی را با آمادگی بیشتری به اجرا بگذارد. البته تقویت این نیروها به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست. ترامپ می‌خواهد جمهوری اسلامی بداند که در صورت نپذیرفتن شروط آمریکا، فشار اقتصادی تنها ابزار آنها نخواهد بود.

این آمادگی نظامی با هدف اعلام‌ شده ترامپ برای پایان دادن به جنگ تناقضی ندارد. او می ‌خواهد جنگ را به نتیجه ‌ای برساند که بتواند آن را پیروزی خود معرفی کند. وقتی فشار اقتصادی به‌ تنهایی نتیجه مطلوب را به بار نیاورد، تهدید نظامی می ‌تواند به ابزاری برای تغییر محاسبات جمهوری اسلامی تبدیل شود. در چنین رویکردی، حمله می‌ تواند وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش شروطی باشد که آمریکا در مذاکره نتوانسته است تحمیل کند. به این ترتیب، نیروی نظامی نه جایگزین مذاکره، بلکه وسیله ‌ای برای تحمیل نتیجه مطلوب به آن خواهد بود.

به نظر می رسد آمریکا به این نتیجه رسیده که می‌تواند خطر پاسخ موشکی و پهپادی ایران را مهار کند. تقویت سامانه‌ های دفاعی و افزایش حفاظت از پایگاه‌ ها می ‌تواند بخشی از این خطر را کاهش دهد، اما آن را از میان نمی‌ برد. جمهوری اسلامی نیز تهدید کرده است که در صورت حمله، دامنه پاسخ را به پایگاه‌ ها و منافع آمریکا در منطقه گسترش خواهد داد. بنابراین، هر اقدام نظامی تازه می ‌تواند به رویارویی گسترده‌ تر و هزینه ‌هایی فراتر از محاسبات اولیه آمریکا بیانجامد. 

در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز با محدودیت ‌های جدی روبروست. تحریم‌ ها، محاصره دریایی و اختلال در صادرات نفت، هزینه ادامه مقاومت را بالا برده است. حکومت می‌ داند که استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار، با گذشت زمان می‌ تواند هزینه بیشتری برای ایران ایجاد کند و کشورهای بیشتری را به همکاری با آمریکا سوق دهد. از همین رو، تمایل به مذاکره برای کاستن از فشارها و جلوگیری از حمله دوباره در حکومت تقویت شده است.

مخالفت با جنگ و دفاع از توافق به معنای تعطیل کردن مبارزه با جمهوری اسلامی نیست. حکومت ایران مسئول اصلی سیاست‌ هایی است که کشور را در معرض جنگ، تحریم و انزوای بین ‌المللی قرار داده و هزینه آن را بر دوش مردم گذاشته است. اما این واقعیت، به آمریکا حق دخالت در سرنوشت مردم ایران و تحمیل جنگ را نمی دهد. مبارزه برای آزادی، عدالت و حقوق مردم با اتکا به اراده مردم و تلاش برای پایان دادن به جمهوری اسلامی و سیاست‌ های بحرانزای آن ادامه خواهد داشت و لحظه ای هم متوقف نخواهد شد.

تقویت نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، در کنار تشدید تحریم‌ ها، خطر حمله دوباره را جدی ‌تر کرده است. مقابله با این خطر مستلزم مخالفت روشن و همگانی با جنگ و پافشاری بر راه ‌حل سیاسی است. 

۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ برابر با ۲۰ مهر ۱۴۰۵

 

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید