شهرداری لیموژ در شعله های آتش ©AFP - PASCAL LACHENAUD / AFP
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، نوشت: «فرانسه در آتش میسوزد.» قابل پیشبینی بود که رئیسجمهور آمریکا به تصاویر منتشرشده از فرانسه واکنشی تند نشان دهد. او، مطابق با چارچوب ایدئولوژیک خود، نوشت: «مرزهایتان را ببندید و پیش از آنکه خیلی دیر شود، کنترل اوضاع را دوباره به دست بگیرید.»
جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نیز که سال گذشته اروپا را به دلیل از دست دادن ارزشهای تمدنیاش سرزنش کرده بود، از این قافله عقب نماند. او مدعی شد که «لیبرالها» به نام همگونسازی مهاجران با جامعه و شفقت به آنها، کشورهای جهان سوم را به فرانسه وارد کردهاند. ونس همچنین به آمریکاییها هشدار داد که این همان آیندهای است که دموکراتهای آمریکا، برای ایالات متحده رقم میزنند. انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا [در ماه نوامبر]، تنها دو هفته دیگر برگزار میشود و در چنین شرایطی، هر فرصتی برای کسب بهرهبرداری سیاسی غنیمت است.
تصاویر خشونتها در فرانسه، به هواداران برخوردهای قهرآمیز نیز جسارت بیشتری بخشیده است. “نایب بوکله”، رئیسجمهور السالوادور که به دلیل سیاستهای سختگیرانه و زندانهای بیرحمانهاش شناخته میشود، معتقد است فرانسه میتواند مشکلات خود را «در عرض یک هفته» حل کند، به شرط آنکه راه او را در پیش بگیرد.
این موضع، ماجرای [جمهوری اسلامی] ایران را به یاد میآورد، که در آغاز جنبش دانشآموزی، سفیر فرانسه را احضار کرد تا به او درباره خشونت پلیس فرانسه تذکر دهد. چنین اعتراضی از سوی حکومتی که در سرکوبهای اوایل سال [۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶]، بین ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر را کشته است، آشکارا تناقضآمیز و دور از انتظار به نظر میرسد.
تصاویر آتشسوزی در ساختمان شهرداری لیموژ و درگیریها در میدان جمهوری پاریس [روز شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶]، به تیتر نخست رسانههای سراسر جهان راه یافت. رسانهها از ابعاد گسترده غارت و تخریب ابراز شگفتی کردند. روزنامه بریتانیایی گاردین از «شکست فاجعهبار دولت» سخن گفت، در حالی که نیویورک تایمز بر پدیدهای تمرکز کرد که در زبان سیاسی انگلیسی «بازی مقصر تراشی» نامیده میشود، یعنی رقابت بازیگران سیاسی برای انداختن مسئولیت بحران به گردن یکدیگر.
نگرانکنندهتر آن است که این رویدادها در زمانی رخ دادهاند که وضعیت مالی و بنبست سیاسی فرانسه از پیش بحرانی بود. حجم سنگین بدهیهای عمومی، نرخ بهرهای که فرانسه برای استقراض از بازارهای مالی میپردازد و فاصله آن با نرخ کشورهای همسایه - شاخصی که به «اسپرد» معروف است - و سرانجام دشواری تصویب بودجه، همگی شرایطی را پدید آوردهاند که انگلیسیزبانان آن را «طوفان کامل» مینامند، وضعیتی که در آن چند عامل بحرانی همزمان یکدیگر را تشدید میکنند.
امانوئل مکرون سفر خود به منطقه خلیج فارس را لغو نکرد. سفری که هدف آن تضمین امنیت تأمین انرژی فرانسه در شرایطی پرتنش بود. با این حال، روشن است که رئیسجمهوری که تنها شش ماه تا پایان دورهاش باقی مانده و کشورش نیز تضعیف شده است، دیگر از نفوذ و قدرت پیشین برخوردار نیست.
آمریکاییها برای توصیف چنین وضعیتی، در واپسین ماههای دوره ریاستجمهوری، از اصطلاح lame duck استفاده میکنند. تعبیری که به رئیسجمهوری گفته میشود که با وجود باقی ماندن در مقام خود، قدرت سیاسی و توان اثرگذاریاش رو به کاهش گذاشته است.
با این همه، در جهان آشفته امروز، کدام رهبر میتواند ادعا کند از محبوبیتی چشمگیر و ثبات اجتماعی خللناپذیر برخوردار است؟ کشورهای اروپایی دیگری مانند بلژیک و ایتالیا نیز همزمان، در آخر هفته گذشته، شاهد تظاهرات علیه افزایش هزینههای زندگی بودند.
این واقعیات، مشکلات و همچنین کاهش نفوذ بینالمللی فرانسه را توجیه نمی کنند، اما مانع از آن میشوند که درباره وضعیت این کشور به قضاوتهایی مطلق و نهایی برسیم. بهویژه اکنون که دونالد ترامپ به ولادیمیر پوتین نزدیکتر شده و اوکراین برای ادامه مقاومت خود به حمایت همه متحدانش، حتی فرانسهای که تضعیف شده است، نیاز دارد.
نزدیک شدن انتخاباتی با احتمال نتیجهای بیمناک، در کنار فضای انفجاری و تنشهای اجتماعی، به سود دشمنان دموکراسی نیز تمام میشود. تصاویری که آخر هفته از فرانسه منتشر شد، بیتردید برای آنان ناخوشایند نبود.
برگردان : نادر عصاره
دوشنبه ۲۷ مهر۱۴۰۵ - ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶
————-
منبع : برنامه صبحگاهی رادیو فرانس اینتر
افزودن دیدگاه جدید