رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۹ فوریه ۲۰۲۶
دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

گل‌های خشم کلان شهرهای بورژوایی

گل‌های خشم کلان شهرهای بورژوایی
شعر نو بودلر میان: نیما، هدایت، و صمد

چارلز بودلر ( م.۱۸۶۷-۱۸۲۱)، شاعر فرانسوی، منتقد و تئوریسین ادبی، پیشگام مکاتب سمبولیسم و سوررئالیسم، سراینده مجموعه شعر " گلهای خشم " در ۲ قرن پیش است. این کتاب نقد و شورشی بود علیه جهان بورژوایی و سرمایه داری؛ و تحسینی است شاعرانه و آوانگارد از زشتی و زیبایی کلان شهر پاریس؛ همراه با هنر زبان و بیان که تاثیر مهمی روی شعر اروپایی بعد از خود بجا گذاشت. شرکت وی در انقلاب ۱۸۴۸ میلادی به سبب انگیزه‌های شخصی بود چون او بعدها از شرکت در سیاست کاملن اجتناب نمود. شاهکار بودلر یعنی کتاب " گلهای خشم " توصیف تنهایی کامل انسان در کلان شهر پاریس، و مخالفت با ابتذال و فقر در جامعه بورژوایی است؛ که موجب محاکمه نویسنده و ممنوعیت کتاب برای مدتی گردید، چون از نظر جامعه سنتی آن زمان شعر وی تهدیدی برای اخلاق عمومی خصوصن جوانان بشمار می آمد. بودلر گرچه خود قربانی آن جامعه و نظام بود، ولی با آن هیچگاه کنار نیامد. بودلر مهمترین شاعر مدرن قرن ۱۹ میلادی و خالق سبک شعر پارناس فرانسوی است که تاثیر بزرگی از طریق ژانر های شعر، نثر، و نقد ادبی، روی نویسندگان دیگر گذاشت. تصاویر اجتماعی و روانشناسانه از کلان شهر پاریس در ۲ قرن پیش با کمک شعر غیر‌فردی، آوانگارد بودن شاعر را نشان میدهد. شعر وی توصیف زیبایی و زشتی های جامعه آن شهر بشمار می آید.  

آثار بودلر بی تاثیر از زندگی خصوصی سخت و تراژدیک وی نبود. بعد از فوت پدر او در خانواده ای از هم پاشیده رشد کرد. رفتار خشن ناپدری اش که یک ژنرال ارتش بود، موجب افسردگی و بیماری روحی او گردید. وی مدتی در یتیم خانه ها بسر برد و سپس در سن بلوغ با کمک باقیمانده ارثیه پدری مدتی به خوشگذرانی و هدر دادن آن ارثیه پرداخت، سپس دوباره زیر چتر حمایت خانواده پدری قرار گرفت. بودلر به دلیل سرودن اشعار شورشی و خلاف آداب و رسوم اجتماعی، محاکمه شد و مدتی از نشر آثارش ممانعت بعمل آمد. او حتا به مخالفت با ترقی و تحول نسبی اجتماعی زمان خود پرداخت چون آنرا موجب از خود بیگانگی انسان شبه رمانتیک آغاز رشد سرمایه داری میدانست. در شعرش گاهی به تحسین زشتی ها و غیر‌هنجار ها نیز می پرداخت و از رشد تکنیک و صنعت که دارای عوارض و عواقب جنبی اجتماعی بودند نیز انتقاد می نمود. مجموعه شعر "گلهای  خشم" وی را منتقدین ادبی، اوج هنر شعر نو نامیده اند. وی خود و شعرش را مدرن می‌دانست، و توانست شعر فرانسه و حتی اروپا را وارد مسیر نوینی بنماید. نیما یوشیج گویا شعر نو فارسی از از او آموخت. 

شعر بودلر دارای وحدت رئالیستی، و دکادنس زوال است؛ که روی شاعران جوان سمبولیست و سوررئالیست مانند ریمباود و ورلاین نیز اثر گذاشت. بودلر از ست ۲۲ سالگی علیه قراردادهای اجتماعی بورژوایی و آداب و رسوم خرده بورژوایی شورش نمود. او با بالزاک، نروال، و گاوتیر، رابطه دوستی داشت و از سال ۱۸۴۵ میلادی وارد انتشار نقد ادبی گردید ولی در سال ۱۸۵۷ بدلیل کتاب گلهای خشم محکوم شد و سرانجام در سال ۱۸۶۷ به سبب سکته مغزی درگذشت. آثارش در آلمان روی شاعرانی مانند ریلکه و گئورکه اثر گذاشت، در آمریکا روی شعر پاوند بی تاثیر نبود، و در فرانسه مالارمه، ورلاین، ریمباود، والری، سوین، و دآنوتری، او را آموزگار خود نامیدند. مورخین ادبی بودلر را شاعر ضد ابتذال؛ ولی با فاصله از واقعیات، شیفته مقوله هنر، کاشف زیبایی های ناشناخته، عجیب و غیر‌نرمال، اغرق آمیز در منفی گرایی، عمده کردن خباثت ها، تاکید روی شیطان صفتی انسان فردگرا، ایجاد ترس و هراس از نیستی، و پوچی روز قیامت ادیان ابراهیمی، نامیده اند.   

بودلر در نظریه شعر، خودسری شاعر را توصیه میکند. او به ترجمه بعضی از آثار آلن پو و دکونیسی نیز پرداخت. با بالزاک، گاونیر، ببوه، نروال، دلاکروس، رابطه دوستی داشت. او دوستدار موسیقی واگنر بود. شعر وی تجربه ای بود ترکیب سبک ساده و نظمی آهنین. شعرش در خدمت تحریک فکری و احساسی خواننده است، از طرح مرگ و گناه در شعر بیمی نداشت. کتاب نقدهای ادبی وی با عنوان" مقالات" از سال ۱۸۶۹ میلادی روی شاعرانی مانند گئورگه، پاوند، و ریلکه اثر گذاشت. مجموعه آثار وی شامل شعر، مقاله، نوشته جات تئوریک، رمان، نوول، و اشعار نثرگونه هستند. بودلر موضوعات نوینی مانند زوال، ابتذال، تضاد، فقر، سقوط، تنهایی، از خودبیگانگی، و عوارض شهرنشینی را وارد شعر نو نمود. او یکی از آغازگران طرح احساسات انسان مدرن است و کوشید خیالپردازی و خاطره را دوباره وارد شعر کند. بودلر بعد از اعتصابات سراسری سال ۱۸۵۱ به ادبیات پناه برد و منتقد ادبی شد و مجموعه شعر گلهای خشم را در سبک رمانتیک نوشت؛ که در ادبیات اروپا پدیده ای نوین در فرم و در محتوا بود. برای وی شعر یک پروسه انتقادی و روشنگر است.

۶ کتاب مهم چارلز بودلر: گلهای خشم در سال ۱۸۵۷، بهشت های هنری در سال ۱۸۶۰، هنر رمانتیسم در سال ۱۸۶۸، استتیک عجایب در سال ۱۸۶۷، ناگواری های پاریس در سال ۱۸۶۹، و یادداشت های شخصی از سال ۱۸۸۷ میلادی هستند.

(۱). کتاب گلهای خشم؛ مجموعه شعر با ساختاری پیچیده و موضوعاتی رادیکال ولی نوین، نمونه ای برای شعر جدید بود. (۲). کتاب بهشت هنری یا بهشت مصنوعی، شامل تجربیات روانی شخصی شاعر با نشئگی ناشی از نوشیدن شراب و دود حشیش بود. (۳). کتاب هنر رمانتیسم شامل نقدهای هنری نویسنده به همعصرانش مانند ویکتور هوگو، گاونیره، مارسلین والمور، و تعریف مفهوم تجدد در هنر میباشد. (۴). زیباشناسی عجایب، شامل مقاله های تئوریک و انتقادی درباره نقاشی و ادبیات بعد از سال ۱۸۴۵ میلادی است که بودلر به خطوط اصلی ایده آلهای زیباشناسی خود اشاره میکند. (۵). کتاب ناگواری های پاریس، با نثری شاعرانه، کیفیت موسیقیایی بالا، و امکانات زبانی-ادبی نوین، به نمایش تجدد شهر پاریس اشاره میکند. (۶). کتاب یادداشت های روزانه شخصی، گردآوری یادداشتهای پراکنده و غیر مرتبط با هم نویسنده بین سالهای ۱۸۶۶-۱۸۵۵ است که درک و فهم هنری نویسنده را نشان میدهد. غیر از آثار فوق، سارتر نیز در سال ۱۹۴۶ میلادی موضوعات خصوصی زندگی بودلر را در کتابی منتشر نمود. در سال ۱۹۵۷ در آلمان مجموعه آثار و نامه های بودلر به زبان آلمانی منتشر شدند.

بودلر در شعر "خطاب به خواننده" در کتاب گلهای خشم مدعی است که انسان در جامعه بورژوایی-سرمایه داری در کلان شهرها محکوم به افسردگی، بی حوصلگی، آلودگی محیط، سقوط، شکست، اعتیاد و فساد است؛ گرچه ظاهرن بعضی از آنان، برای وی پناهگاه بشمار می آیند. در کتاب "ناگواری های پاریس" شاعر دعوت به انکار خشونت اجتماعی میکند. والتر بنیامین آنرا "فاجعه در تداوم" نامید. عنوان این کتاب در زبان آلمانی "افسردگی و جنون" است. در کتاب "تصاویر پاریس" که موجب مشهوریت بودلر شد به عوارض جانبی تمدن شهرهای کلان اشاره میشود که اغلب مملو از: کور و کچل و معلول و فقیر و فاحشه و بی خانمان و معتاد هستند. بودلر در 2 شعر مرگ و سفر در مجموعه شعر "شراب"، وداع با رنجهای زندگی را بیان میکند، و سفر نمودن را راه نجات پیشنهاد می نماید؛ چون مسافر امید به کشف ناشناخته های نوین دارد :

ای مرگ، ناخدای کهن، زمان فرا رسیده !
بگذار لنگر را روئیت کنیم !
این زمین رنجمان میدهد،
ای مرگ بگذار سفر کنیم،
بسوی دریا، یا به اوج آسمان، که سیه چون جوهرند.
قلب مان که تو میشناسی، مملو است از نور!
به عمق دریا، به جهنم و به بهشت، فرقی ندارد،
به عمق ناشناخته ها، شاید چیز نوینی بیابیم،
در آنجا.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید