دهم اکتبر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، فقط فرصتی برای یادآوری یک اصل حقوق بشری نیست؛ فرصتی است برای ایستادن در برابر نظامهایی که مرگ را به ابزار قدرت، ارعاب و خاموش کردن جامعه تبدیل کردهاند.
حق حیات، بنیادیترین حق انسان است. هیچ دولت و هیچ حکومتی، با هر عنوان و ایدئولوژی، حق ندارد جان انسانها را ملک خود بداند و به نام قانون، عدالت یا امنیت، حکم مرگ صادر و اجرا کند.
اما در ایران، اعدام سالهاست از یک مجازات قضایی فراتر رفته و به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
ایران؛ سرزمین اعدامهای حکومتی
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران و ائتلاف «با هم علیه اعدام»، در سال ۲۰۲۵ دستکم ۱۶۳۹ نفر در ایران اعدام شدهاند؛ ۶۸ درصد بیشتر از سال پیش از آن و بالاترین رقم ثبتشده از سال ۱۹۸۹ تاکنون.
این تنها عددی در یک گزارش حقوق بشری نیست. ۱۶۳۹ انسان، ۱۶۳۹ زندگی و هزاران خانوادهای هستند که با تصمیم دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، عزیزان خود را از دست دادهاند.
واقعیت احتمالاً از این نیز هولناکتر است؛ زیرا بخشی از اعدامها پنهانی انجام میشود و بسیاری از احکام و اجرای آنها بهطور رسمی اعلام نمیشوند.
در جمهوری اسلامی، اعدام تنها برای مجازات جرم به کار نمیرود. از آن برای ایجاد ترس نیز استفاده میشود؛ ترس از اعتراض، ترس از مخالفت و ترس از ایستادن در برابر قدرت.
اعدام معترضان و فعالان سیاسی با اتهاماتی مانند «محاربه»، «افساد فیالارض» و «بغی»، نمونه روشن تبدیل قانون به ابزار سرکوب سیاسی است.
وقتی یک حکومت معترض را به جای پاسخگویی سیاسی، به چوبه دار میسپارد، دیگر نمیتوان از «عدالت قضایی» سخن گفت؛ اینجا با سرکوب سیاسی در لباس قانون مواجهیم.
زنان و اقلیتها؛ قربانیان تبعیض مضاعف
اعدام در ایران برای همه به یک شکل اعمال نمیشود.
زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی و بهویژه شهروندان بلوچ و کرد، سهمی نامتناسب از اعدامها دارند. اجرای حکم اعدام برای دستکم ۴۸ زن در یک سال، بار دیگر نشان میدهد که زنان در ساختارهای تبعیضآمیز قضایی جمهوری اسلامی با بیعدالتی مضاعف روبهرو هستند.
بازگشت اعدامهای علنی نیز معنایی فراتر از اجرای یک حکم دارد. نمایش مرگ در برابر چشم مردم، نمایش قدرت حکومت و تلاش برای ترساندن جامعه است.
حکومتی که جسد انسان را در ملأعام به نمایش میگذارد، در حقیقت میخواهد به جامعه بگوید: «قدرت مرگ در دست ماست.»
اما جامعه ایران دیگر مانند گذشته از این نمایشها نمیترسد.
صدای «نه به اعدام» از زندانها بلند شده است
در برابر این سیاست، مقاومت ادامه دارد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، اعتصاب غذای زندانیان، اعتراض خانوادههای دادخواه و فعالیت مستمر کنشگران حقوق بشر، نشان میدهد که جنبش مخالفت با اعدام به بخشی از مقاومت مدنی جامعه ایران تبدیل شده است.
این شاید یکی از مهمترین جنبههای مبارزه امروز باشد: محکومان به اعدام، در حالی که خود در چند قدمی مرگ قرار دارند، برای حق زندگی دیگران نیز مبارزه میکنند.
خانوادههای دادخواه نیز اجازه نمیدهند عزیزانشان در سکوت و بیخبری به فراموشی سپرده شوند.
صدای آنان صدای انتقام نیست؛ صدای عدالت است.
جهان از اعدام فاصله گرفته است
در حالی که جمهوری اسلامی به افزایش اعدامها ادامه میدهد، روند عمومی جهان در جهت لغو این مجازات حرکت میکند.
بیش از دو سوم کشورهای جهان، مجازات اعدام را در قانون یا در عمل کنار گذاشتهاند. کشورهای بیشتری هر سال به این مسیر میپیوندند و حتی در کشورهایی که هنوز اعدام در قوانینشان وجود دارد، اجرای آن متوقف شده است.
در چنین شرایطی، اصرار جمهوری اسلامی بر اعدام، تنها یک سیاست قضایی نیست؛ نشانه فاصله عمیق این حکومت با معیارهای پذیرفتهشده حقوق بشر در جهان امروز است.
اعدام، عدالت نیست
هیچ انسانی مصون از خطای قضایی نیست. اما خطای قضایی در مورد حکم اعدام، خطایی نیست که بتوان آن را اصلاح کرد.
اگر یک انسان بیگناه زندانی شود، امکان آزادی و جبران وجود دارد؛ اما اگر اعدام شود، دیگر هیچ دادگاهی نمیتواند زندگی او را بازگرداند.
از سوی دیگر، شواهد معتبر نشان نمیدهد که اعدام در جلوگیری از جرم، اثری بیشتر از مجازاتهای جایگزین داشته باشد.
اعدام همچنین در جوامع نابرابر، بیش از همه قربانیانی از میان فقرا، حاشیهنشینان، اقلیتها و کسانی میگیرد که از امکان دفاع حقوقی مؤثر برخوردار نیستند.
بنابراین مسئله فقط این نیست که «آیا مجرم باید مجازات شود؟»
پرسش بنیادیتر این است:
آیا دولت حق دارد برای مجازات یک انسان، خود به کشتن متوسل شود؟
پاسخ ما روشن است: نه.
پشت هر حکم اعدام، یک زندگی است
موضوع روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام در سال ۲۰۲۶ بر «داستانهای زندگی» تأکید دارد؛ زیرا پشت هر آمار، یک انسان قرار دارد.
پشت هر حکم اعدام، یک خانواده است؛
پشت هر چوبه دار، یک زندگی نابودشده؛
و پشت هر اجرای حکم، زخمی که سالها بر پیکر یک خانواده باقی میماند.
نباید اجازه دهیم حکومتها با تبدیل انسانها به «پرونده» و «عدد»، مسئولیت خود را پنهان کنند.
نه به اعدام؛ نه به حکومت مرگ
مبارزه با اعدام در ایران بخشی از مبارزه بزرگتر برای آزادی، عدالت، دموکراسی و کرامت انسانی است.
جامعه ایران به حکومتی نیاز دارد که به جای کشتن معترضان، به مطالبات آنان پاسخ دهد؛ به جای دادگاههای ناعادلانه، دادرسی عادلانه تضمین کند؛ به جای اعترافگیری و ارعاب، آزادی بیان و حق دفاع را به رسمیت بشناسد؛ و به جای مرگ، زندگی را ارزشمند بداند.
لغو مجازات اعدام باید یکی از مطالبات روشن هر نیروی دموکراسیخواه و مدافع حقوق بشر در ایران باشد.
ما نمیتوانیم از آزادی سخن بگوییم و در برابر اعدام سکوت کنیم.
نمیتوانیم از دموکراسی سخن بگوییم و حق حیات را نادیده بگیریم.
و نمیتوانیم آیندهای انسانی برای ایران بخواهیم، اما مرگ حکومتی را بپذیریم.
۱۰ اکتبر یادآور یک حقیقت ساده و غیرقابل معامله است:
هیچ حکومتی مالک جان مردم نیست.
هیچ قانونی حق کشتن انسان را به قدرت سیاسی نمیدهد.
و هیچ جامعه آزادی بدون دفاع از حق حیات ساخته نخواهد شد .
نه به اعدام؛
نه به سرکوب؛
نه به حکومت مرگ.
مسعود شبافروز
افزودن دیدگاه جدید