مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار است صحنه دیپلماسی باشد؛ اما در بسیاری از موارد به تریبونی برای نمایش سیاسی رهبران و مصرف داخلی سخنرانیها تبدیل میشود. سخنرانی بنیامین نتانیاهو نمونه آشکاری از این واقعیت بود: او در برابر جهانی سخن گفت که بخشی از نمایندگانش سالن را ترک کرده بودند، اما مخاطب اصلیاش بیش از آنکه جهان باشد، جامعه و سیاست داخلی اسرائیل بود.
وقتی صندلیها سخن میگویند
همزمان با آغاز سخنرانی نتانیاهو، شماری از هیئتهای دیپلماتیک، از جمله نمایندگان کشورهای عربی و اسلامی و برخی دیگر از کشورها، سالن را ترک کردند. تصویر صندلیهای خالی به یکی از برجستهترین تصاویر این نشست تبدیل شد.
این اقدام را نمیتوان صرفاً یک حرکت تشریفاتی دانست. در متن جنگ غزه و بحران انسانی گسترده، خروج هیئتها حامل پیام سیاسی روشنی درباره اعتراض به سیاستهای دولت اسرائیل بود.
اما واکنش نتانیاهو نیز قابل توجه بود. او به جای مواجهه با معنای سیاسی این اعتراض، منتقدان خود را مورد حمله قرار داد و از موضع «رهبری که در برابر جهان ایستاده است» سخن گفت.
اینجاست که صندلیهای خالی، از یک واقعیت دیپلماتیک به ماده تبلیغاتی برای سیاست داخلی تبدیل میشوند.
سخنرانی برای جهان یا برای داخل؟
نتانیاهو در شرایطی سخن گفت که اسرائیل با فشارهای فزاینده سیاسی و حقوقی بر سر جنگ غزه روبهروست. دیوان بینالمللی دادگستری در پرونده آفریقای جنوبی علیه اسرائیل دستورهای موقتی صادر کرده و دیوان کیفری بینالمللی نیز در سال ۲۰۲۴ برای نتانیاهو و یوآو گالانت قرار بازداشت صادر کرد. اسرائیل این اقدامات و اتهامات را رد کرده است.
در چنین شرایطی، سخنرانی نتانیاهو بیش از آنکه تلاشی برای کاهش شکاف با جامعه جهانی باشد، تکرار همان سیاست آشنای «مقاومت در برابر فشار خارجی» بود.
این منطق برای سیاست داخلی بسیار کاربردی است: هرچه فشار خارجی بیشتر شود، رهبر میتواند آن را به عنوان حمله به کشور معرفی کند و خود را در جایگاه مدافع ملت قرار دهد.
به این ترتیب، انزوای دیپلماتیک میتواند به ابزار بسیج سیاسی داخلی تبدیل شود.
تریبون جهانی، اما مصرف داخلی.
جنگ، حقوق بینالملل و بحران مشروعیت
مشکل نتانیاهو فقط ترک سالن نیست. مسئله بزرگتر، مجموعهای از اتهامات و پروندههای حقوقی مرتبط با جنگ غزه و واکنش گسترده نهادهای بینالمللی به وضعیت انسانی این منطقه است.
گزارشهای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری درباره تلفات غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و محدودیت دسترسی به کمکهای انسانی، فشار سیاسی و حقوقی بر اسرائیل را افزایش داده است.
اسرائیل در مقابل، بر حق دفاع از خود و تهدیدهای امنیتی تأکید میکند و بسیاری از اتهامات مطرحشده علیه خود را رد میکند.
اما صرفنظر از اختلاف بر سر تفسیر حقوقی این اقدامات، یک واقعیت سیاسی را نمیتوان نادیده گرفت: جنگ غزه شکاف میان دولت اسرائیل و بخش مهمی از افکار عمومی و دولتهای جهان را عمیقتر کرده است.
پزشکیان؛ تفاوت در صحنه، شباهت در کارکرد
در کنار سخنرانی نتانیاهو، سخنرانی مسعود پزشکیان نیز از زاویه دیگری قابل تأمل است.
پزشکیان درباره جنگ و بحران منطقه، فلسطین، تحریمها، روابط با آمریکا و برنامه هستهای ایران سخن گفت و مواضع جمهوری اسلامی را تشریح کرد. هیئت اسرائیلی در اعتراض به سخنان او سالن را ترک کرد، اما سخنرانی پزشکیان با خروج گسترده هیئتهای متعدد همراه نشد.
این تفاوت را نباید سادهانگارانه به معنای «مشروعیت» یکی و «انزوای» دیگری تعبیر کرد. مناسبات دیپلماتیک پیچیدهتر از یک تصویر تلویزیونی از سالن سازمان ملل است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: هر دو سخنرانی، علاوه بر مخاطب خارجی، مصرف داخلی داشتند.
نتانیاهو خود را در برابر فشار جهانی، مدافع اسرائیل معرفی میکند؛ جمهوری اسلامی نیز خود را در برابر آمریکا و اسرائیل، مدافع ایران معرفی میکند.
در هر دو روایت، «دشمن خارجی» نقشی محوری دارد.
سیاست خارجی به خدمت سیاست داخلی
این همان نقطهای است که باید از ظاهر سخنرانیها عبور کرد.
برای نتانیاهو، فشار بینالمللی میتواند به تقویت روایت «اسرائیل در محاصره دشمنان» کمک کند.
برای جمهوری اسلامی، فشار آمریکا و اسرائیل میتواند به بازتولید روایت «مقاومت در برابر دشمن خارجی» کمک کند.
دو حکومت با دو ایدئولوژی و دو روایت متفاوت، اما با یک منطق مشترک روبهرو هستند: تبدیل بحران خارجی به سرمایه سیاسی داخلی.
در چنین شرایطی، سازمان ملل نه فقط محل گفتوگو با دولتهای جهان، بلکه صحنهای برای ارسال پیام به رأیدهندگان، هواداران و مخالفان داخلی است.
صندلیهای خالی؛ تصویری که باقی میماند
با این همه، تصویر صندلیهای خالی در سخنرانی نتانیاهو را نمیتوان نادیده گرفت.
برای مخالفان او، این تصویر نماد افزایش انزوای سیاسی اسرائیل است؛ برای حامیانش، میتواند نشانه ایستادگی در برابر فشار خارجی تلقی شود. اما در هر دو صورت، واقعیت این است که جنگ غزه جایگاه اسرائیل را در افکار عمومی و مناسبات بینالمللی با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
و اینجاست که یک پرسش اساسی مطرح میشود:
وقتی رهبران در یک سالن جهانی سخن میگویند، واقعاً با جهان حرف میزنند یا با مردمی که قرار است فردای آن روز، روایت آنها را در داخل کشور تکرار کنند؟
تصویر صندلیهای خالی شاید پاسخ بخشی از این پرسش باشد .
مسعود شب افروز
گرایش چپ
افزودن دیدگاه جدید