شنبه ۰۳ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۳ مارس ۲۰۱۹

شکل گيری صف بندی جديد در نيروهای اپوزيسيون

۲۰ دی‌ ۱۳۹۷

بخش قابل توجهی از نيروهای اپوزيسيون در داخل و خارج از کشور با دخالت دولت های خارجی که اهداف و مقاصد خود را پی می گيرند، به شدت مخالفند. آن ها در مقابل مدافعين دخالت خارجی در تحولات سياسی کشور قرار دارند. در عين حالی که مبارزه قاطعی را عليه جمهوری اسلامی پيش می برند. از اين رو صفبندی بين اين دو بخش پررنگ تر شده و بتدريج به صف اصلی در بين نيروهای اپوزيسيون تبديل می شود.

حزب چپ ايران (فدائيان خلق) بعد از گذشت حدود ۹ ماه از بنيانگذاری آن، سياست همکاری و اتحادهای خود را تدوين و طی بيانيه ای آن را اعلام نمود. بخش اول بيانيه به جنب و جوش در ميان اپوزيسيون و صف بندی  که در صفوف آن ها در حال شکل گيری است، پرداخته و بخش دوم سياست حزب برای تشکيل بلوک چپ، اتحاد نيروهای جمهوری خواه و همکاری موردی را بيان کرده است. در دو روز گذشته هم اعلاميه مشترک چهار جريان سياسی انتشار يافت و جايگاه جمهوری خواهی را مشخص و نسبت به سلطنت طلبان موضع گرفت.

 

هم بيانيه حزب و هم اعلاميه چهار جريان روی يک موضوع اساسی دست گذاشته اند. ورود دولت های خارجی در روندهای درون اپوزيسيون ايران و اتکاء بخشی از نيروهای اپوزيسيون به دولت های خارجی برای برکناری جمهوری اسلامی.

 

بعد از انتشار بيانيه حزب، نامه ای سرگشاده خطاب به دونالد ترامپ به امضاء حدود ۴۰۰ تن از ايرانيان در کيهان لندن انتشار يافت که شاهدی بر ادعای بيانيه بود. امضاکنندگان نامه از ترامپ به عنوان "نخستین رهبر جهان در ۳۹ سال گذشته که شهامت آن را داشت که با مردم ایران مستقیم گفتگو کند" ابراز قدردانی کرده، انقلاب بهمن را همانند رضا پهلوی اشغال ايران توسط خمينی و هوادارانش قلمداد نموده، جمهوری اسلامی را رژيم اشغالگر و رضا پهلوی را نماد ملی ناميده است. نويسندگان نامه ت از ترامپ خواسته‌اند برای برکناری جمهوری اسلامی "در کنار قابل اعتمادترین نماد ملی ایران"، با راه اندازی یک صندوق مالی زیر نظر و حسابرسی دولت آمریکا ‏به یاری آنان بشتابد.*

 

امضاکنندگان نامه اولين کسانی نيستند که به ترامپ نامه سرگشاده می نويسند و می خواهند پای دولت امريکا را به مسائل داخل ايران بکشانند. دو سال قبل ۳۰ تن از افرادی که خود را ليبرال می ناميدند، در نامه ای خطاب به ترامپ، برجام را به عنوان «توافق فاجعه‌بار» یاد کرده و خواهان تحريم اقتصادی ايران شدند. احمد باطبی یکی از نویسندگان نامه ۳۰ نفره، در آن زمان «دعوت از بیگانگان به دخالت در اوضاع ایران» را مفهوم «ارزشمندی» توصیف کرد.

 

آنچه در نامه سرگشاده ۴۰۰ نفر آمده است، تکرار همان مواضعی است که رضا پهلوی در مصاحبه با مهدی خلجی بيان کرده بود. رضا پهلوی و حاميان او می خواهند به کمک دولت ترامپ و متحدان منطقه ای وی جمهوری اسلامی را سرنگون کرده و به گفته خودشان دموکراسی را در کشور مستقر سازند. اما پرسيدنی است که آن ها با چه منطقی از دولتی می خواهند به استقرار دمکراسی در ايران کمک کند که از سازمان حقوق بشر بيرون آمده، به صراحت از دولت ارتجاعی عربستان حمايت کرده، برسر قتل جمال قاشچی معامله نموده و رئيس جمهور آن از زمان سرکار آمدنش کلمه ای در مورد حقوق بشر و دفاع از دمکراسی در کشورهای ديکتاتوری به زبان نيآورده و آشکارا از ضرورت و مفید بودن اعمال شکنجه دفاع کرده است. مسئله دولت ترامپ حقوق بشر و تامين دموکراسی در ايران نيست، بلکه تامين منافع امريکا و پيشبرد سياست های خود در منطقه است. نيروئی که به ترامپ برای تغيير حکومت متوسل می شود، مسئله اش نه استقرار دموکراسی در کشور، بلکه برگرداندن سلطنت و يا استقرار حکومت اقتدارگرا به جای جمهوری اسلامی است.

 

شکل گيری صف بندی جديد در صفوف نيروهای اپوزيسيون

صف بندی در ميان نيروهای اپوزيسيون در حال تغيير است. اگر در گذشته استراتژی سياسی، اشکال مبارزه، مسائل برنامه ای و نوع حکومت جايگزين نيروهای اپوزيسيون را از هم جدا می کرد و يا بهم نزديک می نمود، با ورود دولت ترامپ و متحدين منطقه ای وی به روندهای درون اپوزيسيون، صف بندی جديدی در حال شکل گيری است.

 

در يکسو نيروهای سياسی قرار دارند که با اتکاء به کارگران، دانشجويان، معلمان، تهيدستان، طبقه متوسط و نيروهای تحول طلب و دمکراسی خواه می خواهند از جمهوری اسلامی گذر کرده و دموکراسی را در کشور مستقر کنند. سياست های اين نيروها را می توان در خطوط زيز بيان کرد:

ـ آزادی و دمکراسی از خارج توسط دولت های ديگر و با تحريم های فلج کننده در کشور ما پا نمی گيرد.

ـ دمکراسی امری درون زا و هم از اينرو جايگزينی جمهوری اسلامی با حکومت دمکراتيک و سکولار، کار مردم ايران است و با اتکاء به نيروها و نهادهای دمکراتيک می تواند تحقق يابد.

ـ دخالت دولت های خارجی برای تغيير رژيم ايران، همانند عراق و ليبی می تواند به جنگ داخلی و جان گرفتن جريانی مثل داعش بر بستر زمينه های مساعد منجر گردد.

ـ آلترناتيو ساخته دولت های خارجی و يا اپوزيسيون متکی بردولت های خارجی برای کشور ما، استبداد ديگری را جايگزين استبداد کنونی خواهد کرد.

ـ مخالفت با دخالت دولت های خارجی، به معنی نفی بهره گيری از امکانات بين المللی برای زير فشار گذاشتن جمهوری اسلامی جهت رعايت حقوق بشر و حمايت از مطالبات و مبارزات مردم ايران نيست.

 

در سوی ديگر نيروهائی مثل رضا پهلوی و هوادارانش و برخی نيروهای ديگر قرار دارند که:

ـ از تحريم های فلج کننده اقتصادی دولت ترامپ که بنیان‌های توسعه‌ای کشور را به شدت تخریب کرده و بيشترين فشار را روی مردم ايران به ويژه کارگران، مزدبگيران، تهيدستان و لايه های ميانی جامعه وارد می آورد، دفاع می کنند.

ـ برجام را توافق فاجعه بار به حساب آورده و از لغو آن توسط دولت ترامپ دفاع می کنند.

ـ معتقدند که ايران توسط جمهوری اسلامی اشغال شده که باید آن را از دست اشغالگران آزاد کرد. اين برخورد با انقلاب بهمن و جمهوری اسلامی، خشونت و انتقام جوئی را در بطن خود دارد.

ـ معتقد به دخالت دولت ترامپ و متحدين منطقه ای وی برای تغيير حکومت ايران هستند و از آلترناتيوسازی توسط آن ها دفاع می کنند.

 

بخش قابل توجهی از نيروهای اپوزيسيون در داخل و خارج از کشور با دخالت دولت های خارجی که اهداف و مقاصد خود را پی می گيرند، به شدت مخالفند. آن ها در مقابل مدافعين دخالت خارجی در تحولات سياسی کشور قرار دارند. در عين حالی که مبارزه قاطعی را عليه جمهوری اسلامی پيش می برند. از اين رو صفبندی بين اين دو بخش پررنگ تر شده و بتدريج به صف اصلی در بين نيروهای اپوزيسيون تبديل می شود.

 

بيانيه حزب چپ در اين باره می گويد: "حزب چپ ایران (فدائیان خلق) به عنوان نيروی اپوزيسيون عليه جمهوری اسلامی، مخالف آلترناتيوسازی توسط دولت های خارجی و اتکاء اپوزيسيون به آن ها برای تحقق تحولات سياسی در ايران است." چهار جريان سياسی هم در اعلاميه خود با "سیاست‌های آلترناتیوسازی از سوی قدرت‌های خارجی و اتکاء اپوزيسيون به آنها برای تحولات سياسی" مخالفت کرده و اعلام کرده‌اند که "راه نجات" ایران، از "مبارزات درون مرزی با نقش انحصاری مردم ایران در تعیین سرنوشت کشور به دور از هرگونه شتابزدگی و محافظه‌کاری می‌گذرد".

در صورت تداوم اين صف بندی و پررنگ تر شدن آن، عملأ ما شاهد شکل گيری دو پروژه سياسی کلان ـ با مشخصاتی که گفته شد ـ در صفوف نيروهای اپوزيسيون خواهيم بود. هرچه جلوتر برويم حاميان آن  دو از هم دور شده و در تقابل با هم قرار خواهند گرفت. واقعيت اين است که ورود دولت های خارجی به روندهای درون اپوزيسيون و اتکاء بخشی از اپوزيسيون به دولت های خارجی برای تغيير رژيم ايران، عملأ شکاف درون نيروهای اپوزيسيون را تعميق بخشيده و به تقابل با هم می کشاند. تجارب تاريخی کشور ما و تجربه دو دهه گذشته منطقه، فاجعه بار بودن دخالت دولت های خارجی برای تغيير رژيم های اقتدارگرا را نشان داده است. نبايد اجازه داد که همانند ۲۸ مرداد بار ديگر رژيمی به دست دولت های خارجی در کشور ما سرکار بيآيد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* جالب است که مترجم نامه سرگشاده در متن انگليسی دست برده و "از طیف‌های سلطنت خواه و جمهوری خواه" را به اين جمله افزوده اند: "ایرانیان، از طیف‌های پادشاهی‌خواه و جمهوری‌خواه، پیوسته با شاهزاده رضا پهلوی اعلام همبستگی کرده‌اند."

 

 

 

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید