جمعه ۰۱ آذر ۱۳۹۸ - ۲۲ نوامبر ۲۰۱۹

راه

۰۸ آبان ۱۳۹۸



برای رحمان هاتفی نماد و

عصاره شور و خرد و عشق

و … چراغ راه درظلماتی

قیراندود.

کمونیستی شیفته،که یادش

همیشه ماندگاراست و نامش

برتارک مبارزات کارگران

و زحمتکشان می درخشد .



راه



این همه حضور معنا؛

و این خودآگاهی بی حد و مرز

از حقیقتی آفتابگونه -

و آن همه مروارید در اعماق اقیانوس

وجودت،

در تو کیِ شِکُفت و ...

بار گرفت،

و سر به خورشید کشید؟

که طراوت سِحرانگیز سروده هایت

با عشقی رازگونه

از اعماق روح سترگت

عطراگین در فضایی از سیاهی

و تباهی پیچید؛

,

و من هنوز مستم؛

صبحگاهان با ششهایم

نفس می کشم

چُنان عطرِ گلهای بهاری

از آن می نوشم و...

در آینه ای که مقابلم گذاشتی

می جویم نهایت خویش را

و باز می گردم از آغاز ؛

بار می گیرم

از تبارتو ؛



و این راه ؛

که در گامهای استوار تو

بی خلل تداوم یافت،

در کالبد فروشکسته ات

به دستان دژخیم،

خاموش نشد،

در عروق شب انسداد نیافت !

نقشی از خون بر دیوار زد ؛

درکدام نقطه؟

نطفه بست و ...

چنان توفانی آغازید؟

که دریافتم،

یارانت کنون؛

ای دریغ؛

بی تو سخت و جانفرسا ؛

می پویند آن _ راه که تو رفتی _



من ... گوهر خویش را

در عشق رازگونه تو یافتم؛

و در آن راهی ... که تو،

در پیش رویم نهادی.

 

دیدگاه‌ها

آقای رحمان شعرهایت میرودکه درتاریخ سیاسی ایران جای گیردجسم وروحت پرتوان
0

افزودن دیدگاه جدید