پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۸ - ۵ دسامبر ۲۰۱۹

ضرورت تشکیل جبهه متحد چپ

۲۸ آبان ۱۳۹۸

واقعیت این است که تمامی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را آخوندها تشکیل نمی دهند، و تمامی آخوند ها آدم های ضد مردمی نیستند. به قدرت رسیدن چنین ائتلاف هایی نه تنها میتواند حمام خون راه انداخته و فاشیسم نوینی را بر سر کار بیاورد، بلکه دوباره کشور را با ترکیب قدرت حاکمه نوینی تقدیم کلان سرمایه داری جهانی زیر پرچم انگلیس و امریکا خواهد کرد.

مقدمه

در میدان بازی شطرنج سیاسی روز، قدرتهای سیاسی متنوعی حضور دارند. این نیروها از جمله شامل حکومت جمهوری اسلامی، سلطنت طلبان، مشروطه خواهان، مجاهدین خلق، نیروهای سیاسی ملی منطقه ای، نحله های مختلف نیروهای چپ، ستون پنجم آمریکایی و یا انگلیسی، لیبرال دموکراسی ملی، نیروهای ملی سنتنی اسلامی و دموکراتهای جمهوریخواه اند.

به موازات آن، ما با جنبش عظیم و وسیع توده ای سرتاسری مردمی مواجه میباشیم که در خیابان شعار "مرگ بر خامنه ای"، و "جمهوری اسلامی نمیخواهیم، نمیخواهیم" سر میدهند. با نهایت تاسف مردم در خیابان ها شاهد ریخته شدن خون جوانان وطن میباشند. چهل سال خفقان سیاسی، فشارهای طاقت فرسای اقتصادی، اعدام، زندانهای طویل المدت، سرکوب آزادیهای فردی و اجتماعی سوپاپ اطمینان تحمل مردم را به حالت انفجار رسانده است. افزایش سه برابر قیمت بنزین، خارج از اینکه تاثیرات اقتصادی خویش را به مرور زمان بر سفره های مردم خواهد گذاشت، جرقه آفرینش انفجاری سرتاسری در کشور هستند.

لغو برجام و آلترناتیو سازی خارجی

در چگونگی گردش بازی شطرنج سیاسی، یکی از سناریو ها مساله تحریم های اقتصادی آمریکا و لغو توافقنامه برجام را بر جسته کرده و پروژه خارجی تعویض حکومتی از قبیل ققنوس و غیره توسط دولت های خارجی آمریکا و حمایت از اصلاح طلبان حکومتی از طرف انگلیس را به پشتوانه رسانه های تبلیغاتی آنها برجسته میکند. واقعیت این است که در پهنه شطرنج سیاسی کشور، آمریکا و انگلیس با اتکا به امکانات رسانه ای، مالی و ستون پنجم خویش، آلترناتیو سازی ویژه خویش را به پیش میبرند. همان کاری را که امروزه در آمریکای لاتین و جاهای دیگر انجام میدهند. کاری را که در انقلاب سیاسی پنجاه و هفت کردند.

بازگشت فاشیسم

با نظری مجدد به ترکیب قدرت های سیاسی حاضر در پهنای سیاسی کشور، میتوان ترکیب نسبتا قدرتمندی از نیروهای افراطی ناسیونالیستی نئولیبرال را مشاهده کرد که نه تنها پیوندهای مستحکمی با کلان سرمایه داری جهانی دارند، بلکه کینه های عمیقی را نسبت به رقیبان خویش، و یا قشر های ویژه اجتماعی از قبیل "آخوندها" را با خود حمل می کنند. واقعیت این است که تمامی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را آخوندها تشکیل نمی دهند، و تمامی آخوند ها آدم های ضد مردمی نیستند. به قدرت رسیدن چنین ائتلاف هایی نه تنها میتواند حمام خون راه انداخته و فاشیسم نوینی را بر سر کار بیاورد، بلکه دوباره کشور را با ترکیب قدرت حاکمه نوینی تقدیم کلان سرمایه داری جهانی زیر پرچم انگلیس و امریکا خواهد کرد.

روژ هه لات

سرکوب های لاینقطع جمهوری اسلامی ایران در کردستان و ادامه سرکوب ملی در عرصه های زبانی، فرهنگی، سیاسی و خودگردانی، دستگیری و اعدام فعالان سیاسی کرد، زمینه های ناامیدی نیروهای سیاسی کردستان به تصمیمات از تهران را صد چندان افزایش داده است. از طرف دیگر تحولات چند دهه اخیر خاورمیانه و وقایع "روژاوا" ، و "کردستان عراق"، آمال های خودگردانی در کردستان ایران را به میزان زیادی تقویت نموده است. در دوران گذار زایش مجدد شرایطی مشابه سال پنجاه و هشت، و اندکی قویتر از آن در کردستان دور از انتظار نیست.

نیروهای سیاسی ملی منطقه ای در بخش های دیگر ایران هم به میدان خواهند آمد، ولی جنبش های ملی منطقه ای در مناطق دیگر ایران مشابه ویژگیهای کردستان نخواهد بود.

گذار از جمهوری اسلامی

زمانیکه مردم عکس های خامنه ای را پائئن کشده و آتش میزنند، شعار "مرگ بر خامنه ای " میدهند. زمانیکه مردم "جمهوری اسلامی نمیخواهیم، نمیخواهیم" سر میدهند. زمانیکه مردم کشته های خود را در خیا بانها سر دست میگیرند. زمانیکه حضور مردم در خیابان ها از خوزستان تا خراسان، از آذربایجان تا بلوچستان و از انزلی تا بوشهر میباشد، همه متوجه میشویم که فاز نوینی از تحول سیاسی در شرف انجام میباشد. وقتی که مراکز اصلی امنیتی و سرکوب حکومتی مورد هدف تظاهر کنندگان قرار میگیرند، توده های مردم مثل همیشه وظیفه تاریخی خویش را در زمینه فدا کردن جان خویش جهت گذار از جمهوری اسلامی ایران و بدست آوردن آزادی و عدالت بجا می آورند. آیا آنها ثمره میوه های این جانفشانی ها را خواهند چید؟

نیرو های سکولار دموکرات و جمهوریخواه

بخش دیگری از نیروهای سیاسی حاضر در صحنه شطرنج سیاسی کشور را نیروهای سکولار، دموکرات جمهورخواه تشکیل میدهند. این نیروهای در صفوف روشنفکران، سیاستمداران انفرادی، کانون های مدنی تشکل های وکلا، روزنامه نگاران، مدافعین حقوق بشر، نویسندگان و برخی نیروهای سیاسی متمایل به سوسیال دموکراسی وجود داشته و از نظر تاثیر گذاری بر دادخواهی های مردمی فعالانه شرکت دارند. بخاطر عدم انسجام سیاسی قدرتمند آنها در حزب، یا احزاب سیاسی مختلف، تا به حال نتوانسته اند آلترناتیو قدرت منسجمی را در میدان سیاسی به صحنه بیاورند. به همین دلیل، متاسفانه در یک چنین شرایطی این نیروها ناچار، به دنبال آلترناتیو های سیاسی قدرتمند تر دیگر حاضر در صحنه کشیده خواهند شد.

ضرورت تشکیل جبهه متحد چپ

چپ در صحنه تاثیر گذاری موثر و پراکنده ای دارد. چپ ایران در عرصه های دفاع از آزادی، عدالت اجتماعی، خصوصا در خارج از کشور بصورتی فعال در عرصه های دادخواهی حقوق مردمی حضور داشته است. چپ ایران نه تنها حضور سازمان یافته و منسجمی در داخل ایران ندارد، بلکه در خارج از ایران نیز در احزاب و سازمان های متفرقه ای پراکنده است. چپ ایران در عرصه تشکیل یک بلوک سیاسی متشکل از نیروهای عدالت طلب و آزادیخواه درجا میزند.

شرط ضروری لازم برای اینکه نیروهای چپ بتوانند در چنین عرصه هایی موفق باشند این میباشد که در درجه اول آنها قادر بوده باشند تا به میزان قابل توجهی بر تفرقه های موجود غالب آمده و زیر یک سقف گرد بیایند. اگر امکان گرد آمدن تمامی نیروهای چپ هم زیر یک سقف موجود نباشد، انسجام ائتلافی آنها در دو یا سه بلوک سیاسی میتواند گامی بزرگ در این راستا بوده باشد.

یکی از معجزات شرایط انقلابی این میباشد که گام هایی را که عرض چهل سال گذشته نتوانسته ایم برداریم، ممکن است طی چند روزه طی بکنیم. این معجزات بخاطر خون هایی که در خیابان ها جاری میباشد تحقق می یابد. زمان را دریابیم. بسوی تشکیل اتحاد منسج تری از نیروهای چپ با گام های استوارتری به پیش رویم. عمل نکردن ما به وظیفه تاریخی روز میتواند منجر به قدرت رسیدن آلترناتیو های فاجعه بارتری گردد. انسجام چپ، موجب تقویت جبهه سکولار دموکراسی و ایزوله شدن جبهه های فاشیستی و آلترناتیو سازی غربی خواهد شد.

 

بخش: 

دیدگاه‌ها

بهرام عزيز
حق با شماست. هر بار با بعضي از دوستان قديمي كه مغز آنها در چهل سال پيش منجمد شده است مي نشينم، نا اميدي من از آنها بيشتر ميشود، كه چون خفاشان پيام آوران مرگ و نابودي ميباشند، نه. اميد، مهر و سازمندگي. چكار ميشود كرد؟ شايد بهتر باشد انسان توان خود را بر روي نسل هاي جوانتر، كه امروز و آينده از آن آنها ميباشد صرف كرد.
0

رفقای گرامی درود بر شما . به چند نکته اساسی توجه کنید . متاسفانه رسانه های متعلق به مجاهدین خلق و سلطنت طلبان از ابزار فریب رسانه ای برای نشان دادن میزان نفوذ خود بهره برداری می کنند . آنها پس از چند روز از افت تظاهرات به دلیل سرکوب های وحشیانه رژیم به دروغ اعلام می کنند که کویا در همه شهر ها هنوز اعتراضات ادامه دارد . این گونه پروپاگاندا از سوی این رسانه ها ممکن است سایر نیروها را به اشتباه اندازد . باید دقت شود که اخبار دروغ چه از جانب رژیم و چه دوجریان ارتجاعی فرصت طلب موجب تحلیل های غیر واقعی نشود .
رژیم نیز با دروغپردازی از میزان نفوذ این جریانات در چی اعمال خشونت و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم واز سوی دیگر افزایش فشار بر زندانیان سیاسی است بکوشیم تا این اقدامات را خنثی کنیم
0

سخنرانی اقای کریمی راجع به اعتراضات اخیرکه دربه پیش ارائه شده است شایدبتواندکمی نظرآقای قربانی راعوض کند که مشکل کاربه این سادگی ها نیست وبسیارعمیق تربایدبررسی شودبه نظرمن ان صحبت آقای کریمی چیزی درحد یک مانیفست بود بسیارکامل وهمه جانبه موضوع راشکافتندوهمین صحبت میتوانددرک موشکافانه وعمیق حزب را با سایرجریانات چپی که هنوزدرحال وهوای اکتبربه سرمیبرند نشان دهد
0

جناب ایشچی به جای ائتلاف بلوک بندی رابسیارزیبا مطرح نمودیدولی ائتلاف فاصله دیدگاه خیلی زیاداست وبه نظرمن شما دیدخوشبینانه ای بادیگرسازمانهای چپ داریدکه بعضی ازآنهارا جزفرقه نامی نمی توان گذاشت ودرهرصحبتشان یکی ازافتخاراتشان حمله به حزب توده واکثریت است چه کینهای دردل دارند ازاین دوجریان نفهمیدم ویااینکه بابدوبیراه گفتندبرای خودحقانیت میخواهندثابت کنندکه بسیارمسخره است چون حقانیت خودشانرادرپروسه حرکت جامعه بایدنشان دهند نه باحمله به دیگرچپ هاودیگردررابطه بانظراقای قربانی .اقای قربانی توضیح واضحات فرمودیدولی الان بااین وضعیت لازم است بسیارموشکافانه تربرخوردکردشعارهای کلی راه به جایی نمی برددراعتراضات اخیرمردم به صحنه آمدندوحتی اگربخواهی رادیکال باشی بازهم بایدکلیت رادرنظربگیری نمیشودبگویی من حرف خودم رامیزنم چون به درستی تاریخی آن مطمئنم
0

در شرایط انقلابی شعار انقلابی و رادیکال، شعار درست و واقعی میتواند به پیروزی که در عصر فقط پیروزی کارگران و زحمتکشان هست، منجر شود و شعار انحرافی میتواند بشکشت چندین باره کارگران و زحمتکشان بیانجامد، هماتن طور که بارهای بار و مخصوصا در این صد ساله شده است. متن زیر را، من هم اکنون در فس بوک درج کردم، به نظرم رسید که در اینجا هم آنرا درج نمایم.
حمید قربانی

کارگران آگاه و شعار متحد شوید!
کمونیست ها در یک جامعه سرمایه داری از چه شعاری استفاده میکنند؟ و یا مجازهستند استفاده نمایند!
از شعار کارگران متحد شوید - پرولتارها متحد شوید - یا، تودۀ مردم متحد شوید- مردم متحد شوید - خلق متحد - ملت متحد، جوانان متحد، زنان متحد شوید و غیره.
به باور من، در یک جامعه سرمایه داری که انقلاب پیروزمند، تنها می تواند انقلاب قهری کمونیستی باشد، کمونیست ها از شعار پرولتارهای متحد مجازهستند، استفاده نمایند.
جامعه ایران یک جامعه طبقاتی سرمایه داری نسبتا پیشرفته است ودو طبقۀ مشخص، یعنی، طبقه کارگر و سرمایه دار هستند که اساسا، در آن در مقابل هم قرار گرفته اند و یا باید در تقابل قرار بگیرند، مبارزه بین آنها سرنوشت جامعه را تعیین میکند. بنابراین، کمونیستها - کارگران آگاه، در چنین جامعه ای مجاز نیستند، به جای کارگران متحد پیروز میشوند، مانند ناسیونالیست ها و یا پوپولیست ها و مردم گرایان راست و چپ از: تودۀ مردم متحد، نهایتاً پیروز خواهند شد. ملت متحد و یا خلق متحد نهایتا پیروز میشود، یا مردم متحد هرگز شکست نمیخورند که همیشه شکست خورده اند، زیرا اساسا اراده مشترک که از منافع مشترک ناشی میشود، ندارند، استفاده نمایند، مگر اینکه پیروزی را در پیروزی انقلاب کمونیستی ندانند که آنگاه، کمونیست نیستند!
البته، پرولتارها و تودۀ زحمتکش شکست میخورند و بورژواها پیروز میشوند!
ما مجاز نیستیم که به میل طبقات و اقشار دیکرعمل کنیم و شعاری را که کارل مارکس و فردریش انگلس در مانیفست حزب کمونیست در سال۱۸۴۸ از آن استفاده کردند، فراموش کنیم و یا آنرا غیر طبقاتی نمائیم. شعارمانیفست چنین بود: « پرولتارهای سراسر جهان، متحد شوید!»
ما می توانیم، درشرایط خاصی و بطور تاکتیکی و تهیجی از شعار : پرولتارهای سراسر ایران یا کارگران و زحمتکشان سراسر ایران، متحد شوید! استفاده کنیم، به قید اینکه شعار : پرولتارهای سراسر جهان همبستگی! یا همان شعار مانیفست را، قبلا و به شکلی مطرح کرده باشیم .
زیرا که ما کارگران نباید از یاد ببریم پیروزی ما نهایتا وفقط، جهانی میتواند باشد و نه کشوری - ملی- ! زیرا که دشمن ما، طبقه سرمایه دار یک طبقه جهانی است!
از طرف دیگر، کمونیسم جامعه ایست که در فاز عالی خویش، فقط، می تواند، یک جامعه جهانی باشد!
اقتصاد کمونیستی اساسا یک اقتصاد متفاوت با اقتصاد کاپیتالیستی - سرمایه داری است و این دو نمیتوانند، بطور مسالمت آمیز و درکنارهم، قرار داشته باشند! یکی نافی دیگری است. به قول معروف نمیتوان: هم سرمایه دار بود و هم کمونیست! هم این و هم آن! یک بام و دو هوا! برای اینکه با طبقه کارگر صادق باشیم، اول با خود صادق باشیم!
حمید قربانی 19 نوامبر سال 2092 اسپارتاکوسی.
0

افزودن دیدگاه جدید