پنجشنبه ۰۱ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۰ فوریه ۲۰۲۰

بازگشت پیروزمندانە سندیکا بە میان کارگران ایران

۰۵ بهمن ۱۳۹۸

کارگران پتروشیمی ها در پی تشکیل اتحادیە اند، دەها تشکل اتحادیەای مستقل در میان معلمان و بازنشستگان سر برآوردە و مشغول مبارزە سندیکایی هستند، سندیکای واحد و هفت تپە، اتحادیە آزاد کارگران، بە رغم فشارهای سنگین و بریدن احکام زندان طولانی برای رهبران شان سر پا ایستادەاند، پرستاران در پی ایجاد تشکل مستقل هستند، درخواست مذاکرات مزدی بە شیوە سندیکاها بە روزنامە های مجاز راە پیدا نمودە است. این ها همگی حاکی از بازگشت پیروزمندانە سندیکا بە میان کارگران ایران و نفی تشکلهای حکومتی توسط کارگران و مزدبگیران است.

سندیکاها در ایران بیش از ١٠٠ سال سابقە دارند. با این وجود طی این مدت فراز و نشیب های زیادی را پشت سر نهادە و دورە های فعالیتی مختلفی را تجربە کردەاند. با این همە در طی این همە سال مجموعا کمتر از ١٥ سال توانستە اند بصورت نسبتا آزاد بە فعالیت شان ادامە دهند و در همین مدت کوتاە دست آوردهای زیادی برای کارگران بە ارمغان آوردەاند. دست آوردهایی کە متاسفانە اکثرشان توسط رژیم استبدادی و سرکوبگر و ضد کارگری جمهوری اسلامی بە تاراج بردە شدند. نزدیک بە یک قرن سرکوب در رژیم های دیکتاتوری نتوانستە سندیکاها را از صحنە سیاسی و اجتماعی حذف و یا تشکلهای حکومتی رنگارنگ را بر جای آنها بنشاند. نە سرکوب اتحادیە و قانونی کردن سرکوب در سال ١٣١٠ شش سال پس از تحکیم پایەهای دیکتاتوری رضا شاە، نە سرکوب شورای متحدە مرکزی کارگران ایران در سال ١٣٢٧ و نە ممنوع کردن سندیکاها و نشاندن شوراهای اسلامی پلیسی و حکومتی بجای آنان و قلع و قم وحشیانە سندیکاها و شوراهای کارگری در دوران انقلاب، با همە ضرباتی کە هرکدام بر پیکر جنبش سندیکایی و کارگری ایران وارد آوردند، نتوانستند ذهنیت تاریخی خوشی را کە سندیکاها در دوران کوتاە فعالیت هایشان در میان کارگران و مزد بگیران بر جای نهادند، بزدایند. کارگران و زحمتکشان در عمل بە بی خاصیتی و فرمایشی و مضر بودن تشکلهای رژیم ساختە برای حقوق و منافع شان پی بردەاند و بە آنها پشت نمودەاند.

شوراهای اسلامی کار و انجمنهای اسلامی کە در اوایل انقلاب با کمک عناصر کارکشتە ضد کارگری با هدف ایجاد انحراف و انشقاق و تضعیف جنبش کارگری و سندیکایی سرهم بندی شدند، طی ٤٠ سال فعالیت شان بواسطە سرسپردگی رهبران شان بە حکومت و صاحبان سرمایە و مشارکت فعال در سرکوب جنبش کارگری، نە تنها کمکی بە بهبود و ارتقاء حق و حقوق کارگران نکردند، بلکە رذیلانە در هم دستی با سردمداران رژیم بخش بزرگی از دست آوردهای جنبش سندیکایی و کارگری را نابود کردند. خانە کارگر را بە شعبە دستگاە سرکوب تبدیل کردند و عناصر اصلی آن تا سطح معاونت سازمان امنیت ارتقا یافتند و در مقام وزیر و وکیل نیز دربست در خدمت صاحبان قدرت و سرمایە قرار گرفتند. برای سرکوب فیزیکی سندیکاها و تعاونی ها دستە های شبە فاشیستی چماقدار تشکیل دادند و پیشنویس قانون کار را بە بهانە اسلامی نبودن از میان تهی کردند.

قبل از آن کە رژیم آنها را با زور تفنگ و چماق بر جای سندیکاها بکارد، بیش از ٨٠ درصد کارگران در استخدام رسمی بودند، کارگران ساعت کار قانونی داشتند، اضافە کاری محدود و بابت آن ٣٠ درصد مزد اضافی بە کارگران می دادند، بە کارگر حق شیفت، سود ویژە و حق ماموریت تعلق می گرفت. طبقە بندی مشاغل اجرا می شد، تعاونی های کارگری اجناس را ارزانتر در اختیار کارگران قرار می دادند و تعاونی های مسکن مشغول فعالیت بودند و بازدە داشتند، دستمزدها بطور منظم پرداخت می شد و...

اما حالا چە؟ نگاهی بە اخبار اعتراضات کارگری در روزنامە های دولتی نشان می دهد همە آن امتیازات کە نتیجە فعالیت طولانی و پر ثمرجنبش کارگری و سندیکایی بودند و با فداکاری های بسیاری و بە قیمت جان صدها مبارز کارگری کسب شدە بودند، از دست رفتەاند. ٩٠ درصد کارگران در استخدام رسمی نیستند، ٤٤ ساعت کار هفتگی در کمتر جایی مراعات می شود، دستمزدها با چند ماە تاخیر و با ضرب و زور پرداخت می شود، بابت اضافە کاری، سختی کار و غیرە چیزی بە کارگر نمی دهند. از سود ویژە و طبقە بندی مشاغل خبری نیست، کشتە شدن کارگران در محل های کار همە سالە بیشتر می شود، هزینە دارو و درمان بیمە شدگان سال بە سال کمرشکن تر و غارت اموال منقول و غیر منقول تامین اجتماعی توسط دولتها بیشتر شدە است، دستمزدها هر سالە در حال سقوط ...

شاید در جواب گفتە شود کە این کارها را حکومت کردە است. بلە ولی بدون تشکلهای وابستە محال بود کە موفق شوند. در گذشتە و قبل از ٥٧ هم حکومت هیچ کدام از این امتیازات را داوطلبانە ندادە بود. همگی نتیجە فعالیت سندیکاها و احزاب کارگری بودند. اما نتیجە کارکرد شوراهای اسلامی، وارونە بودە است.

بنا بر این عجیب نیست کە با وجود سرکوب وحشیانە تشکلهای سندیکایی مستقل و هزینە سنگینی کە برای جلوگیری از بازگشت سندیکاها و اتحادیە های کارگری واقعی صورت می گیرد، تمایلات اتحادیە خواهی در میان کارگران و مزدبگیران دم بە دم زیادتر می شود و سندیکا کە در فرهنگ سیاسی فقە های پاسدار سرمایە کفر و ممنوع شدە بود بر خلاف میل حاکمان و تشکلهای حکومتی در حال بازگشت پیروزمندانە است.

کارگران پتروشیمی ها در پی تشکیل اتحادیە اند، کارگران چادر ملوپای انجمن صنفی مستقل شان تا حد اعتصاب ایستادگی می کنند، دەها تشکل اتحادیەای مستقل در میان معلمان و بازنشستگان سر برآوردە و مشغول مبارزە سندیکایی هستند، سندیکای واحد و هفت تپە، اتحادیە آزاد کارگران، بە رغم فشارهای سنگین و بریدن احکام زندان طولانی برای رهبران شان سر پا ایستادەاند، پرستاران در پی ایجاد تشکل مستقل هستند، درخواست مذاکرات مزدی بە شیوە سندیکاها بە روزنامە های مجاز راە پیدا نمودە است. این ها همگی حاکی از بازگشت پیروزمندانە سندیکا بە میان کارگران ایران و نفی تشکلهای حکومتی توسط کارگران و مزدبگیران است. حالا زمان آن است کە افراد صادقی کە در میان شوراهای اسلامی و انجمن های صنفی وجود دارند کە هدف شان کمک بە بهبود وضعیت کارگران است آنها را رها کنند و سهمی در ایجاد سندیکاهای کارگری مستقل بە عهدە بگیرند. ماهیت و نقش شوراهای اسلامی با تغییر در آئین نامە و قانون ناظر بر تشکیل شوراها و حضور شماری از افراد دارای حسن نیت در درون آنها دگرگون نخواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید